English Version
This Site Is Available In English

ارثی از جنس آرامش

ارثی از جنس آرامش

جلسه ششم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی فرشته (سمنان)، با استادی پهلوان همسفر خندان، نگهبانی راهنما همسفر مرضیه و دبیری راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه، با دستورجلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب‌ها)» روز پنجشنبه ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از خداوند که مرا مستحق هدایت دانست، سپاسگزارم. از اساتید کنگره‌۶۰، آقای مهندس دژاکام، بنیان محترم کنگره‌۶۰ بابت فراهم کردن این بستر، سپاسگزارم؛ همچنین از راهنمای خوبم و ایجنت همسفر الهه سپاسگزارم که همیشه فرصت آموزشی در اختیار من قرار می‌دهند تا بلکه گامی به سوی خود نزدیک‌تر شوم.

 می‌دانم که همه ما روزهای سختی را پشت‌سر گذاشتیم. شاید چون آقای مهندس می‌فرمودند که هیچ‌ وقت از واژه سخت و خستگی استفاده نکنیم؛ اما من می‌گویم روزهای غمناکی را پشت‌سر گذاشتیم و دلتنگ بودیم. همه ما می‌دانیم که ایشان سفر جدیدی را در بُعدی جدید آغاز کردند. به نوبه خودم دوست دارم تبریک بگویم خدمت خداوند بابت چنین رهجوی فرمانبردار، خدمت اساتیدشان و خدمت رهجویان جدیدشان در بُعد جدید. برای خانواده بزرگ دژاکام و تک‌تک دوستدارانشان از خداوند صبر و قدرت پذیرش طلب می‌کنم.

 امروز دستورجلسه بزرگداشت مقام جناب مهندس و دستاوردهای ایشان، به‌ویژه کتاب‌هایشان است. خودم از آقای مهندس آموزش گرفتم که انسان باید از گفتارها و نوشتارها جلوتر باشد. من حس می‌کنم کسی می‌تواند در خصوص این دستور‌جلسه صحبت کند که از آقای مهندس دژاکام، از کتاب‌ها و از کشفیات ایشان جلوتر باشد. پس من حرفی برای گفتن ندارم؛ اما تا جایی که فهمیدم و متوجه شدم از زمانی‌که یادم می‌آید و سواد خواندن و نوشتن پیدا کردم با دانشمندانی که در طول ۷۰۰-۸۰۰ سال گذشته زندگی می‌کردند آشنا شدم. می‌شنیدم که فلانی منجم، ریاضیدان، جغرافیدان، طبیب و نویسنده است و همیشه برایم سؤال بود که مگر یک نفر می‌تواند در پنج، شش یا هفت شاخه مختلف، آن‌قدر حرفی برای گفتن داشته باشد؟ اما به لطف اعتیاد، وارد کنگره۶۰ شدم و اجازه دریافت آموزش را پیدا کردم و از آن‌ جایی که حکم قاضی در زمان حیات بزرگ جلوه نمی‌نماید، انگار در دو هفته اخیر پاسخ سؤالم را پیدا کردم. 

من با افتخار در عصر دانشمندی زندگی کردم، اول از همه جایگاهی که خودشان دوست داشتن و از آن نام می‌بردند؛ یک استاد به معنای واقعی، یک استاد راهنما و یک معلم عاشق و بی‌نظیر بودند. سپس در جایگاه مهندس برای من قرار گرفتند؛ چه‌ زمانی؟ زمانی‌که مشکلات زندگی من را مهندسی کردند و زمانی‌که اعتیاد، مسافر من را مهندسی کردند. کمی که گذشت متوجه شدم ایشان داروساز هم هستند؛ وقتی به لطف اختراع بزرگشان D.SAP از طوفان کرونا با موفقیت عبور کردند و باز کمی که گذشت تازه متوجه شدم ایشان نویسنده عالی‌ مقامی هم هستند؛ زمانی‌که خندان، هر موقع کتاب می‌خواند، نهایتاً یک بار یک کتاب را می‌خواند و هیچ‌ وقت برای بار دوم به آن کتاب برنمی‌گشت؛ اما متوجه شد که این کتاب‌هایی که به قلم آقای مهندس دژاکام نوشته شده است، جنسش با بقیه کتاب‌ها فرق دارد. چه فرقی؟ این‌که هر زمانی در هر شرایطی و با هر نیتی در هر مقطع آموزشی کتاب را باز کردم و خواندم، متوجه شدم که کتاب یک لایه جدیدی از خود را به من نشان می‌دهد هر دفعه گفتم این مطلب کجا بوده؟ جدیداً اضافه شده است؟ چرا من این مطلب را ندیده بودم؟

من حس می‌کنم بسیار تا بسیار تک‌تک‌مان جایگاه ویژه‌ای در هستی داشتیم و داریم که به ما اجازه داده شد از بین حدود هشت و نیم میلیارد جمعیت ساکن زمین، در زمان این دانشمند بزرگ زندگی کنیم. حالا یکی به اندازه یک جلسه، یکی به اندازه ۲۷ سال فرقی نمی‌کند؛ مهم این است که هر کسی چقدر برداشت کرده باشد و به اندازه توانش برداشت کرده باشد که حسرتی برایش نمانده باشد وقتی به گذشته برمی‌گردد. در مورد کتاب‌های ایشان، اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین مکتوبشان بعد از رسیدن به درمان، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است. کتابی که خودآموز برای درمان اعتیاد است و در ابتدا گفته شده که ممکن است در آینده از این متد برای درمان اعتیاد به سیگار، کاهش یا افزایش وزن و بیماری‌های لاعلاج استفاده شود که دقیقاً همین اتفاق هم افتاد. کتابی که با سرما و سختی، مرا با خودش همراه می‌کند از تصویر اول تا جایی که من را به گرما و حال خوب می‌رساند، در تصویر پایانی کتاب، تصویر فرد اسکی‌باز است.

پس از کمی سفر، با کتاب عشق آشنا می‌شوم، «۱۴ وادی برای رسیدن به خود» که اندیشه انسان را هدف قرار می‌دهد و از تفکر شروع شده و من را با وادی عشق آشنا می‌کند در ادامه، کتاب «۱۴ مقاله»، جنبه علمی کنگره‌۶۰ و آقای مهندس را برای من بازگشایی می‌کند. در مقاله اول، در دانشگاه سیستان و بلوچستان که صورت مسئله اعتیاد بود، از سال ۱۳۷۸ تا کنفرانس‌های آمریکا در سال ۲۰۲۶ گسترش یافته است و ان‌شاءالله گسترش پیدا خواهد کرد. با آمدن کتاب‌های بعدی، سؤالات ذهنی منِ همسفر را هدف قرار می‌گیرد؛ در کتاب «ادموند و هلیا»، فلسفه خلقت و آفرینش به‌زیبایی برای من توضیح داده می‌شود. اندکی بعد، خندان متوجه نداها و صداهایی در درونش می‌شود و متوجه می‌شود افرادی در درونش زندگی می‌کنند و به لطف کتاب «حال شما چطور است؟»، با صور پنهان، انسان را با خود آشنا می‌کند. کتاب «ساختمان جسم و کاهش وزن» نیز بر معضلاتی مثل بیماری‌ها و مشکلات جسمی تمرکز دارد؛ کتابی که افراد با مطالعه آن با توجه به ساده‌ترین بیانی که نوشته شده است، من را متوجه جسمم و کالبد اولم می‌کند و کتاب‌هایی که منتشر نشده و ان‌شاءالله در آینده منتشر خواهد شد.

تمام این مکتوبات برای این است که ذره‌ای از درد و رنج بشر پاسخ داده شود و انسان به توانایی‌های درونی خود پی ببرد و به مقام انسانی برسد که یک روزی، یک جایی جا گذاشته است و این حرکت از پنهان به آشکار ادامه پیدا می‌کند. حالا مسئله‌ای که در این مسیر بسیار کمک می‌کند، حلقه و زنجیره لژیون سردار است؛ حلقه‌ای که به من بخشش را یاد می‌دهد. چرا؟ چون اساس هستی و اساس کنگره‌۶۰ بخشش است. اساس متد DST بخشش است و اگر خندان می‌خواهد از دردها و رنج‌هایش کم شود، راهی ندارد جز این‌که ببخشد. چه چیزی را ببخشد؟ در وهله اول باید مال خود را ببخشد تا ذره‌ذره اجازه بخششِ زمان و جان به او داده شود.

آقای مهندس دژاکام برای ما ارثی به یادگار گذاشته‌اند که بسیار بزرگتر از هر ثروت مادی است. من در این دو هفته فکر کردم که چه ارثی بزرگتر از این می‌تواند باشد؟ ایشان برای من خندان، از سپاسگزاری، سلامت، تفکر، خانواده، لبخند، حال خوب، و ادامه تحصیل (که سال‌ها آرزویش را داشتم) و ثروتمند شدن ذهنم را به یادگار گذاشته‌اند. برای ما به اندازه تمام ساکنین روی زمین به یادگار گذاشته‌اند؛ اما یک شرط دارد، نباید متوقف شود. باید این ارث را به جریان بیندازیم و اجازه دهیم خواسته ایشان یعنی «جهانی شدن کنگره۶۰» تحقق یابد. چگونه؟ اگر دریافت کردم، برای خودم نگه ندارم در هر جایگاهی که هستم خدمتگزار باشم. من که تازه سفر اولی هستم، چگونه می‌توانم خدمت کنم؟ با اعلام سفر با مشارکت، با خواندن کتاب‌ها، با آشنا شدن به تفکرات ایشان، با حضور به‌موقع در جلسات و لژیون و با سپاسگزاری از راهنما و هستی بابت چنان فرزند خلفی و چنین بهشتی که برای ساکنین روی زمین فراهم کرد، در جشن پیش روی گل‌ریزان.

در پایان، امیدوارم همگی بتوانیم صفات خداوند را که آقای مهندس به زیباترین شکل نشان دادند در درون خودمان پیدا کنیم و بیرون بیاوریم. امیدوارم یادمان نرود که برای نشان دادن عشق به ایشان باید از جانشین برحقشان فرمانبرداری کنیم؛ چون ایشان هستند و شاهد و ناظرند، امیدوارم به فرمایش آقای زرکش، تک‌تک ما سعی کنیم «دژاکام کوچک» باشیم؛ عاشق، صبور، سپاسگزار و بنده. سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش کردید.

عکاس: همسفر یوکابد رهجوی راهنما همسفر ام‌البنین (لژیون هفدهم)
تایپ: همسفر نسیم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سمنان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...