English Version
This Site Is Available In English

«من، مهدی، یکی از دستاوردهای آقای مهندسم»

«من، مهدی، یکی از دستاوردهای آقای مهندسم»

چهارمین جلسه از دوره هشتم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم با استادی دستیار دید‌‌بان محترم مسافرمهدی، نگهبانی راهنمای محترم مسافر مجید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «بزرگداشت جناب مهندس دژاکام و دستاورد های ایشان (کتاب‌ها)» پنجشنبه 30مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام، مهدی هستم یک مسافر

خداوند را شاکرم که امروز توفیق پیدا کردم در خدمت شما باشم. از نگهبان محترم، علی‌آقای عزیز و همه خدمتگزاران سپاسگزارم و به همه عزیزان خداقوت می‌گویم. دست همه عزیزان را می‌بوسم؛ به‌خصوص آقای مهندس که تا اینجا یاری‌ام کردند تا در کنگره باشم، درمان شوم و آموزش بگیرم.

در این چهارده، پانزده روزی که گذشت، هفته‌های سختی را پشت سر گذاشتیم و غم بزرگی نصیب همه اعضای کنگره شد. این غم مختص یک خانواده نیست. دکتر امین هم دیروز فرمودند وقتی کسی از دنیا می‌رود، ممکن است اندوه بستگان نزدیکش سنگین‌تر باشد؛ اما واقعاً در کنگره، وجه اشتراک همه ما این است که در سوگ، تقریباً با هم شریکیم.

وجه اشتراک دیگری هم میان همه ما وجود دارد: پیوند محبتی که در آغاز جلسه می‌خوانیم: «تنها پیوند محبت ما را به یکدیگر متصل نگاه خواهد داشت.» این پیوند محبت، انگیزه‌ای می‌خواهد. پیوند محبت فقط به سخن و حرف نیست؛ به‌اصطلاح، به لب و دهان نیست. برای پیوند خوردن آدم‌ها به یکدیگر، در هر جایی (حتی در سازمانی که افراد از آن کسب درآمد می‌کنند) به نقطه‌ای مشترک و چشم‌اندازی نیاز است.

نخستین نقطه مشترک همه مسافران و همسفران کنگره ۶۰، روش DST است؛ معجزه آقای مهندس. شخصیت ایشان واقعاً تأثیرگذار بوده است. دکتر امین هم دیروز فرمودند که آقای مهندس حتی زمانی که مشغول تحصیل و کار بودند، به فکر آدم‌ها و سلامتشان بودند. علم خود را در مسیری به کار می‌گرفتند که سلامت انسان‌ها کمتر در معرض خطر قرار بگیرد و واقعاً حجت را تمام کردند.

چرا در ایرانشهر؟ اگر از نظر عِرق و علاقه به زادگاه هم نگاه کنیم، می‌بینیم که می‌توانستند نخستین کار را در شهر خودشان، کرمان، انجام بدهند؛ اما این کار را نکردند. این مسیر مشقت‌های زیادی داشت؛ از جمله راه دور و امکانات محدود آن مناطق که کم‌وبیش از آن باخبرم.

در این دو هفته، استادان من و شما عزیزان حتماً درباره دستاوردهای آقای مهندس صحبت کرده‌اید و تحقیق کرده‌اید؛ اما واقعاً شناخت دستاوردهای ایشان سال‌ها زمان می‌برد. بعضی از این دستاوردها هنوز فرصت بروز پیدا نکرده‌اند تا بتوانیم تأثیرشان را ببینیم. یکی از مقاله‌هایی که در حوزه دانش اعتیاد مطرح شده و پذیرفته شده، اما هنوز به چاپ نرسیده، مقاله‌ای درباره فنتانیل است. فنتانیل هنوز وارد ایران نشده؛ این موضوع هم شبیه همان قضیه «چشم الکترونیک» است که آقای مهندس به آن پرداخته‌اند.

فنتانیل هنوز به ایران نیامده، اما چشم‌انداز آقای مهندس کجا را دیده است؟ وقتی به کشوری نگاه می‌کنیم که امروز روابط چندان خوبی با ایران ندارد، می‌بینیم مهندسی در اینجا به فکر آدم‌هایی است که آنجا فنتانیل مصرف می‌کنند؛ به این فکر است که شاید روزی این ماده به ایران هم بیاید و منِ مهدی مصرف‌کننده‌اش شوم، اما راهی برای رسیدن به درمان وجود داشته باشد. این نگاه، نشان‌دهنده شخصیت والای آقای مهندس است؛ همان‌طور که مقاله‌های دیگر ایشان و کارهایی که در زمینه موضوعات درمان‌ناپذیر انجام داده‌اند، گواه این مطلب است.

فکر می‌کنم از هر صد هزار نفر در دنیا، یک نفر بتواند در کنگره درمان شود. این دستاورد کمی نیست. از هر ده میلیون نفر مبتلا به بیماری لاعلاج، فکر می‌کنم یک نفر در کنگره درمان شده باشد؛ واقعاً غیر از این، نمونه‌ای نداریم. آنچه بعضی‌ها درمان می‌نامند، در بسیاری موارد درمان نگهدارنده است. بیماری‌هایی مثل ام‌اس و کولیت درمان ندارند و درمانشان نگهدارنده است؛ درباره سرطان سینه و بیماری‌های دیگر هم همین‌طور. چرا؟ چون آقای مهندس رفتند و صورت‌مسئله‌ها را کشف کردند تا بتوانند ریشه‌ای با مسائل روبه‌رو شوند و آن‌ها را حل کنند. این شد میراث آقای مهندس.

روش DST، یا روش دژاکام، برای خیلی از مسائل کاربرد دارد. این روش به فکر چه کسانی است؟ به فکر آدم‌هایی که سیاستمداران آمریکا گفته‌اند سه مشکل بزرگ دارند: سرطان، اضافه‌وزن و اعتیاد. آقای مهندس هر سه را با سند و مدرک حل کردند. اصلاً جای بحث نیست؛ مدارک و نمونه‌هایش موجود است. در هر شعبه‌ای که بروید، نمونه‌های آن را می‌بینید. حتی در شعبه‌های مختلف، افرادی هستند که بیماری‌های خاص و حتی بسیار نادری داشته‌اند و پس از درمان اعتیادشان، مشکلاتشان هم برطرف شده است. این‌ها از معجزات آقای مهندس است.

بااین‌حال، اینجا لازم است من فقط به شخصیت علمی آقای مهندس بپردازم و خواهش کنم بحث قدیس‌سازی را کنار بگذاریم.

احساسات خیلی خوب‌اند؛ دکتر امین هم فرمودند که باید به هر شکلی بروز پیدا کنند. البته شکل بروز احساسات برای هر کسی فرق می‌کند. خانواده نزدیک ایشان به شکل خودشان سوگواری می‌کنند و منِ نوعی هم به شکل خودم. اما این احساس باید تخلیه شود؛ چون حس، خودش نیرو دارد. مهم این است که در این میان، چیزی را به یاد بیاورم.

من همیشه به آخرین جلسه‌ای فکر می‌کنم که آقای مهندس برای ما اجرا کردند؛ جلسه وادی هشتم. پیام آن می‌گوید:

«امواج چون گردباد بر زمین فرود می‌آیند و آنچه برداشتنی باشد، با خود به امانت می‌برند و این جز به فرمان حاصل نمی‌گردد. بر شما که پیمان می‌بندید…»

از اینجا به بعد، تکلیف من روشن می‌شود. من پیمان بسته‌ام و از اینجا به بعد می‌گوید: «سکون بر هیچ موجودی جایز نیست.»

من، مهدی، یکی از دستاوردهای آقای مهندسم. بیماری نادری داشتم که در نظام پزشکی برایش درمانی قائل نبودند و هنوز هم نیستند. حتی حالا، با اینکه ده سال گذشته، می‌گویند: «تا اینجا خوب بودی.» هنوز باورش نمی‌کنند، چون مقاله‌ای درباره‌اش منتشر نشده است. من نمونه‌اش هستم؛ با سند و مدرک هم خدمت آقای مهندس رسیدم. بیماری آدیسون، یعنی نارسایی غدد فوق‌کلیوی، داشتم و درمان شدم. زنده‌یاد کوروش آذرپور در این مسیر خیلی کمکم کردند و در نهایت بیماری‌ام درمان شد و تمام شد.

اما این موضوع مسئولیت من را بیشتر می‌کند تا رفتارم را بیش از پیش کنترل کنم. شاید آن زمان کسی بود که بیشتر به من تذکر می‌داد، ولی امروز وقت آن است که آموخته‌هایم را بیش از پیش به عمل تبدیل کنم. سکون جایز نیست. ما از همین حس غم و اندوه و نیرویی که در آن هست، برای ادامه راه استفاده می‌کنیم. احساسمان را تخلیه می‌کنیم تا آن حس خوب جایگزینش شود. حتماً باید این اتفاق بیفتد، البته نه در قالب ناله و…

ادامه راه، به هر کسی و در هر جایگاهی که هستیم، بستگی دارد. اگر من سفر اولی هستم، باید به پاسداشت DST سفر خوبی داشته باشم و این روش را با دقت اجرا کنم؛ این بهترین پاسداشت است. اگر سفر دومی هستم، پیمان بسته‌ام که ادامه‌دهنده راه باشم. فرقی نمی‌کند؛ باید به بهترین شکل ممکن از سبد حمایت کنم. امروز وقت اجرای همه کارهای کوچکی است که یاد گرفته‌ام. بعضی جاها هم لازم است حتماً خودم را کنترل کنم.

فضای مجازی فقط به اسم مجازی است. اگر می‌خواهید بدانید این فضا چقدر حقیقی شده، ببینید شاید منِ نوعی در گذشته با برادرم کم ارتباط بودم، اما در فضای مجازی چقدر با هم ارتباط داریم و چقدر تصویر یکدیگر را می‌بینیم. پس این فضا مجازی نیست؛ کاملاً حقیقی است. ضمن اینکه این فضا را همه رصد می‌کنند. رفتار پرخطر یا هیجانی من، اگر کنترل نشود، ممکن است آسیب‌زا باشد.

توجه می‌کنید؟ منِ نوعی باید به آنچه دکتر امین هم فرمودند توجه کنم؛ از جمله تصویرها و کلیپ‌هایی که احیاناً ساخته می‌شوند. تقدیر از آقای مهندس، مثل دیدن یک اثر ارزشمند از پیکاسو است. پیکر آقای مهندس، طبق رسوم خودمان، با عزت و احترام به خاک سپرده شد و حتماً آرامگاهی درخور شأنشان هم آماده خواهد شد؛ اما اصل قضیه، زحماتی است که ایشان کشیده‌اند. این زحمات باید دیده و پاس داشته شود.

از امروز، وظیفه من این است که بیشتر خودم را کنترل کنم و بیشتر در جریان خدمت باشم. دکتر امین فرمودند اگر قدیمی‌ها آمدند، از آن‌ها به گرمی استقبال کنید. در هر جایگاهی و هر وضعیتی که هستند، از وجودشان استفاده کنید؛ این‌ها سرمایه‌های کنگره‌اند.

منِ نوعی نباید فراموش کنم که چقدر برایم زحمت کشیده شده تا به اینجا برسم. همیشه می‌گویم اگر قرار بود کنگره، مثلاً پنجاه میلیون تومان ورودی برای درمان بگیرد، باور کنید نمی‌توانستیم نوبت‌ها را رسیدگی کنیم؛ آن‌قدر داوطلب وجود داشت که حاضر بودند داشته‌هایشان را بفروشند، حتی فرش زیر پایشان را، تا ثبت‌نام کنند. هنوز هم چنین اتفاق‌هایی می‌افتد. کسانی که با کنگره آشنا نیستند، از سر ناامیدی اعضای خانواده‌شان را به کمپ می‌برند، چون راه دیگری نمی‌شناسند.

چه موهبت بزرگی نصیب من شده است. خداوند این موهبت را نصیب من و خانواده‌ام کرد تا با کنگره آشنا شویم. همیشه شاکر خداوندم که مصرف‌کننده شدم و توانستم با کنگره آشنا شوم.

آقای مهندس چرا عزیزند؟ شاید بعضی وقت‌ها خانواده‌ام از من ناامید شده بودند، اما مهندس مرا در آغوش گرفتند و با روش DST به خانواده‌ام برگرداندند. جایی که دیگر هیچ‌کس امیدی نداشت، مهندس به فریاد خانواده‌ها و خود من رسیدند و دوباره همه را به هم پیوند دادند.

این موضوع از من می‌خواهد که از این به بعد رهجوی بهتری باشم؛ بیش از پیش. امروز به شعبه آمدم و لذت بردم از اینکه تقریباً نود درصد صندلی‌هایی که چیده شده بود، با حضور سفر اولی‌ها پر شده بود. این یعنی ادامه راه و خوشنود کردن آقای مهندس، با پاسداشت میراث و علم ایشان و ان‌شاءالله انتشار دانش ایشان.

امیدوارم خداوند فرصت آموزش در کنگره را از من نگیرد. از توجه شما متشکرم.

در ادامه برگزاری سومین جلسه پذیرایی بزرگداشت جناب مهندس در نمایندگی محمدی‌پور قم:

برای مشاهده گزارش تصویری از "برگزاری سومین مراسم بزرگداشت و یادبود بنیان‌ فقید کنگره ۶۰ در نمایندگی محمدی‌پور قم" کلیک کنید.

گروه خبری نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...