جلسه دوازدهم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی اردستان با استادی راهنما مسافر کمال، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه « بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتاب ها) » پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، کمال هستم یک مسافر.
بسیار خوشحال هستم که امروز توفیق خدمت در این جایگاه را دارم. از جناب آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، بهخاطر فراهم کردن این بستر، سپاسگزاری میکنم و از راهنمای بزرگوارم، حسینآقا، صمیمانه قدردانی مینمایم.
آقا محمد لطف کردند و مسئولیت استادی جلسه امروز را به من سپردند؛ هرچند پذیرش این مسئولیت برای من بسیار دشوار بود. به قول استاد امین، حفرهای که ایجاد شده است، برای پر شدن به زمان نیاز دارد؛ اما ما آموزشدیدگان کنگره هستیم و انشاءالله همه با هم میتوانیم این دوران گذار را پشت سر بگذاریم.
دیروز استاد امین بسیار زیبا سخن گفتند. تکتک ما دستاوردهای آقای مهندس را با تمام وجود لمس کردهایم. به باور من، بزرگترین دستاورد ایشان، درمان یک انسان مصرفکننده بود؛ چنانکه بارها خود ایشان عنوان کرده بودند: «اگر روزی بیدار شوید و بگویید فلان کوه از این شهر جابهجا شده است، قابلباورتر است تا اینکه بگویید انسانی با آن ویژگیهای فکری و اخلاقی تغییر کرده است.» این تغییر بزرگ در کنگره ۶۰ و در وجود تکتک ما اتفاق افتاد.
من اتفاقاً به همسفرم میگفتم که از همان بامداد، وقتی از خواب بیدار میشویم، آقای مهندس در زندگی ما حضور دارند. وقتی صبح دیسپ را در آب میریزیم و مینوشیم، به یاد آقای مهندس میافتیم؛ وقتی تخممرغ آبپز میخوریم، باز هم به یاد ایشان هستیم. به هر طرف که نگاه میکنیم، نشانهای از آموزشهای ایشان میبینیم؛ از سالاد خوردن قبل از غذا گرفته تا رعایت اصول تغذیه.
حتی در خانههای ما، اگر صدای برخورد قاشق با بشقاب بلند شود، به یاد آموزشهای آقای مهندس میافتیم. مگر ایشان در سیدی «ادب و بیادبی» نگفتهاند که غذا خوردن نباید همراه با سروصدا باشد و باید اصول صحیح تغذیه را رعایت کرد؟ انشاءالله ایشان در آن جهان نیز مسیر خود را ادامه میدهند. بزرگترین کاری که از دست ما برمیآید، این است که بهجای غرق شدن در سوگواری و اندوهی که بهتنهایی گرهی از کار ما باز نمیکند، به این فکر کنیم که برای حفظ و گسترش بزرگترین میراث ایشان، یعنی خود کنگره ۶۰، چه کاری میتوانیم انجام دهیم؛ همان موضوعی که استاد امین دیروز بهدرستی به آن اشاره کردند.
حفاظت از کنگره، تقویت شعبات و تلاش در زمینههایی که تاکنون در آنها کوتاهی کردهایم، از وظایف ماست. ما باید پرتلاشتر و استوارتر از گذشته، راه ایشان را ادامه دهیم و از این میراث گرانبها پاسداری کنیم. همه ما با کتابهای ارزشمندی همچون «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» که از منابع اصلی آموزش و درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ است، کتاب «عشق»، «چهارده مقاله»، «حال شما چطور است؟»، «کاهش وزن؛ ادموند و هلیا» و بسیاری دیگر از تألیفات ایشان آشنا هستیم. گمان میکنم پس از ایشان نیز آثار دیگری از ایشان به چاپ برسد و آموزشهایشان همچنان در اختیار انسانها قرار بگیرد.
دیروز استاد امین به زیبایی بیان کردند که شاید در ابتدا، آقای مهندس با وجود درگیری با جهان اعتیاد و با آن سیستمهای هوشمند، به دنبال راهی برای حفاظت از صور ظاهری انسانها بودند؛ اما با شکلگیری کنگره ۶۰، تمام آن موارد، از جمله مصرف دیسپ، خوردن تخممرغ آبپز، پیادهروی و مصرف سالاد، در قالب آموزشهای لژیون جونز نیز جایگاه خود را پیدا کردند.
اما موضوع مهمتر این بود که با روش درمان DST و آموزشهای جهانبینی، در کنار آموزشهای استاد امین، مسیر درمان و تغییر در صور پنهان انسانها نیز آغاز شد. جسم انسان ممکن است لاغر یا چاق باشد، اما آنچه اهمیت دارد، آغاز تغییر در درون انسان و اصلاح جهانبینی اوست؛ چراکه تغییر جهانبینی به زمان نیاز دارد و نمیتوان انتظار داشت که این تغییرات یکشبه اتفاق بیفتند.
انشاءالله همه ما بتوانیم قدرتمندتر و مؤثرتر از گذشته گام برداریم؛ چه در زمینه مالی، چه در حوزه آموزش، چه در زمینه درمان اعتیاد و سیگار، چه در لژیون جونز و چه در معرفی دستاوردهای کنگره ۶۰ به دیگران. هرکسی که در درون خود احساس میکند ارادت عمیقتری به آقای مهندس دارد، باید بداند که مسئولیت و وظیفه سنگینتری بر عهده اوست. چنین فردی باید انرژی و توان بیشتری برای پیشبرد اهداف ایشان و خدمت به انسانها صرف کند.
آقای مهندس همواره الگوی ما بودند و هدفشان کمک به بشریت بود. بنابراین، من نیز باید از محل زندگی خودم شروع کنم و در ارتباط با همسایگان، همشهریان و هر انسانی که با او روبهرو میشوم، تلاش کنم تا هر کاری که از دستم برمیآید، برای او انجام دهم. همانطور که استاد امین بارها به زیبایی بیان کردهاند، ما باید ببینیم برای انسانی که در کنار ما قرار دارد، چه کاری میتوانیم انجام دهیم.

در حقیقت، ادامه دادن راه آقای مهندس فقط به بیان احساسات و ابراز ارادت محدود نمیشود؛ بلکه باید آموزشهای ایشان را در زندگی خود به کار بگیریم، در مسیر خدمت حرکت کنیم و آنچه را آموختهایم، در اختیار دیگران قرار دهیم. اینگونه میتوانیم از میراث ارزشمند ایشان پاسداری کنیم و در جهت تحقق هدف بزرگ کنگره ۶۰، یعنی کمک به انسانها، گام برداریم.
ممکن است هرکسی که در کنگره نشسته است، یکی از نزدیکان یا اطرافیان من باشد؛ شاید همسایه من باشد، شاید همسفری باشد که در اتوبوس یا قطار کنار من نشسته است، یا کسی باشد که در شهر با او روبهرو میشوم. شاید همکلاسی، همدانشگاهی یا همکار من باشد. حالا باید از خودم بپرسم: چه کاری میتوانم برای او انجام دهم؟
باید تلاش کنیم انسانهای مفیدی برای خودمان، خانوادهمان و جامعه باشیم. فردی که در کنار من قرار دارد، ممکن است همسرم، فرزندم، پدرم یا مادرم باشد. باید از خودم بپرسم: چه کمکی میتوانم به او بکنم؟ چه کاری از دست من برمیآید تا بتوانم خدمتی انجام دهم؟
انشاءالله بتوانیم بخشی از دینی را که به آقای مهندس داریم، ادا کنیم و پیوند محبت میان ما برقرار بماند و هر روز مستحکمتر شود. چنانکه در نوشتار کنگره آمده است: «تنها پیوند محبت ما را به هم متصل نگاه میدارد.» انشاءالله اگر رزق و روزیمان باشد، در بُعد بعدی نیز بتوانیم از وجود و آموزشهای آقای مهندس بهرهمند شویم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.
گزارش تصویری به مناسبت بزرگداشت آقای مهندس حسین دژاکام






ضبط صدا: مسافر محسن ل۲
تایپ: مسافر میلاد ل ۳، مسافر رسول ل۲
ویراستار: مسافر محمدحسین ل۲
عکس: راهنمای تازه واردین مسافر ابراهیم
تنظیم و ارسال: مسافر ابراهیم نگهبان سایت
سایت مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
0