جلسه پنجم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)» پنجشنبه30 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر؛ خداوند را شکر میکنم و بسیار سپاسگزارم از آقای امیرحسین ایجنت؛ ایشان در حق بنده لطف بزرگی نمودند و حالم را خوب کردند تا توفیق داشته باشم امروز در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم. انشاءالله که در کنار یکدیگر جلسهای پرانرژی داشته باشیم.
داشتم به این موضوع فکر میکردم که شاید این سؤال برای خیلیها مطرح باشد که چرا اینقدر از دستاوردهای آقای مهندس صحبت میکنیم و چرا قرار بر این شده است که پنجشنبههای هر هفته، تا زمان مشخصی، پیرامون دستاوردهای ایشان گفتگو کنیم. دلیلش این است که سلوک و تکامل، فرآیندی است که بایستی آرامآرام طی شود. زندگی، عرصه آمدن و رفتن انسانهای مختلف و متعددی است؛ اینکه بیاییم در این دنیا، کارهایی را که وظیفهمان است انجام دهیم و سپس از این دنیا خارج شویم. یعنی دنیا، جایی برای ماندن نیست، بلکه جایی برای «شدن» و «تبدیلشدن» است؛ اینکه تبدیل به انسانی دیگر شویم.
برخی از انسانها آنچنان بزرگ و دارای عظمت هستند که در قلب انسانها جا باز میکنند و اثر ماندگاریشان تا ابد در قلبها باقی خواهد ماند. شاید تغییر دادن انسانها، سختترین کاری باشد که یک شخص بتواند انجام دهد؛ ما قادر نیستیم هیچ انسانی را در طول دوره حیات مان تغییر دهیم، بلکه تنها میتوانیم خودمان را تغییر دهیم. آقای مهندس، الگو و اسطوره بینظیر آن تغییر بودند؛ ایشان به زیباترین شکل ممکن خود را تغییر دادند و ما که شاگردان ایشان هستیم، آموزش دیدیم و تربیت شدیم. یک مربی ابتدا خودش را اصلاح میکند و سپس شاگردانش تربیت میشوند. راهنما نیز همینطور است؛ سالها در لژیون تلاش میکند، با نوشتن مقالات و متون و با الگوبرداری از روشهای راهنمایان دیگر، خود را اصلاح میکند تا شاگردانش به مرحله تربیت برسند.
این هفتهها، زمانهایی است که ما در خصوص ابعاد شخصیتی و دستاوردهای خود آقای مهندس سخن میگویم. هرکدام از ما میتوانیم میزان عشق و محبتمان را نسبت به ایشان در مشارکتهای خود ابراز کنیم. عزیزانی هم که تازهوارد هستند و شاید از نزدیک آقای مهندس را ندیدهاند، با این مشارکتها میتوانند به عظمت این انسان بزرگ پی ببرند. دستاوردهای آقای مهندس بیشمار است. ایشان در آبان ماه سال ۱۳۲۸ پا به این جهان گذاشتند وزندگی پر از سختی را پشت سر گذاشتند. همانطور که آقای امین در سمینار در مورد ایشان صحبت میکردند، من ناخودآگاه منقلب شدم. فردی به این دنیا میآید، از ابتدا دارای شخصیتی مستقل است؛ بنایی کرده، کارگری کرده، فروشندگی کرده، بسیار تلاش کرده و سختیکشیده است. سپس به جایگاهی میرسد که به لطف خداوند و برای پیدایش ساختاری جدید، گرفتار بیماری اعتیاد میشود. ۱۷ سال در دنیای اعتیاد باقی میماند و باوجود تمام آن گرفتاریها، مشکلات و رنجها، راه نجات را پیدا میکند و در همین نقطه است که دور تازه حیات آقای مهندس شکل میگیرد.
بسیاری از انسانها وقتی راه نجات را پیدا میکنند، به دنبال زندگی شخصی خود میروند. اما انسانی میایستد؛ در چه تاریخی؟ در تاریخی که همگان میگفتند اعتیاد درمان ندارد و تنها راه، استفاده از روشهای کمپ، اردوگاهها و رفتارهای سلبی بود. در چنین زمانی، شخصی میآید و با قاطعیت میگوید: «اعتیاد درمان دارد؛ من هم دردم و هم درمانم.» این کار نیازمند عظمتی بزرگ است؛ انسان باید این جایگاه را لمس کند و فقط به تماشا ننشیند. کسی که خود مهندس الکترونیک بود و فلسفه زندگیاش کاهش رنج بشر بود، چنین رسالتی را به انجام رساند. خداوند در نظام کائنات، علم را به کسی عطا میکند که آن را برای خیرخواهی دیگران بخواهد. اینیکی از معجزات آفرینش است. ایشان علم درمان را به دست آورد و بیش از دو الی سه دهه، روزهای دوشنبه، چهارشنبه و جمعه را صرف رهایی مسافران کرد. از ساعت ۴ صبح بیدار میشد تا در استخر و سایر امور، زمینه رهایی انسانها را فراهم کند.
آقای علیرضایی میگفت: «حتی ساعت ۸ شب که بهشدت خستهوکوفته بودیم، آقای مهندس زنگ میزدند به خانم آنی و میگفتند کتابهای مرا بگذار روی میز؛ میخواهم مطالبی را برای روزهای سهشنبه و چهارشنبه جهت آموزش بچهها آماده کنم.» عظمت این تفکر را چگونه میتوان توصیف کرد؟ ایشان با بالاترین میزان عشق، در راستای آموزشوپرورش انسانها قدم برداشتند.
کنگره ۶۰ برای ما تنها یک سازمان نیست، بلکه یک مکتب، یک ایدئولوژی و یک سبک زندگی است. نظم، گذشت و روش درست زیستن را چه کسی به ما آموخت؟ آقای مهندس. سفرهدار کنگره ۶۰، درگاهش به روی همه باز است و سفره محبتش را برای عموم پهن میکند. اگر کسی درمان شد و تمایل داشت، میتواند بهای آن را با خدمت کردن و مشارکت مالی پرداخت نماید. روش DST، شربت OT، روش سیگار و تمامی این دستاوردها برای این است که انسانها بدون رنج و در آرامش زندگی کنند.
من خودم ۱۳ سال روزی چهارتا پنج گرم شیره تریاک مصرف میکردم و خانوادهام در آستانه فروپاشی بودند. فرزندم در مدرسه به مادرش میگفت به پدرم نگو به جلسه اولیا و مربیان بیاید. تاریکی یعنی همین. اما در این مکتب احیا شدم، زندگیام را پس گرفتم و امروز مفتخرم که بهعنوان یک خدمتگزار در کنگره ۶۰ حضور دارم. وظیفه ما این است که از این دستاوردها و روش درمان پاسداری کنیم و سپاسگزار این نعمت بزرگ باشیم. از اینکه به صحبتهای من گوش فرا دادید، صمیمانه سپاسگزارم.

عکس: مسافر فرهاد
تایپ و تنظیم: مسافر امید
مرزبان کشیک: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
91