English Version
This Site Is Available In English

اقای مهندس مانند درختی استوار بودند و استوار رفتند

اقای مهندس مانند درختی استوار بودند و استوار رفتند

جلسه چهارم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی پهلوان مسافر احمد، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاورد های علمی آقای مهندس (کتابها) » پنج شنبه ۳۰ مهر۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد


سلام دوستان، احمد هستم، یک مسافر.

سلام به همه دوستان. بر معمار رهایی‌ها، مهندس دژاکام، درود می‌فرستم و روح ایشان شاد باشد. من هم یک بار دیگر تسلیت خودم را خدمت دکتر امین عزیز و خانواده بزرگوار ایشان عرض می‌کنم. همچنین به خانواده بزرگ کنگره، جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰، شما عزیزان در نمایندگی شهباز و خانواده عزیز خودم تسلیت می‌گویم؛ چراکه واقعاً یک بار دیگر غبار یتیمی بر سر من نشست.
از خداوند سپاسگزارم که امروز دوباره روزی‌ام شد تا در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. از استاد عزیزم، آقا رضا، و ایجنت محترم شعبه تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیارح من گذاشتند تا در این جایگاه باشم. همچنین از آقا مسعود عزیز تشکر می‌کنم؛ زیرا اگر امروز در این جایگاه هستم و از این حال خوش برخوردارم، واقعاً مدیون زحمت‌های ایشان هستم.

اما دستور جلسه امروز، «کشفیات و دستاوردهای آقای مهندس» است. من چند خطی درباره جناب مهندس نوشته‌ام.
جناب مهندس دژاکام، متولد سال ۱۳۲۸ و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت بودند. ایشان سال‌های بسیاری از عمر خود را صرف یافتن راهی برای کاستن از رنج خانواده‌ها کردند؛ راهی که در آن، آگاهی و امید جای ناامیدی را بگیرد. ایشان در سال ۱۳۷۸، با رویکردی مشخص و هدفی روشن، کنگره ۶۰ را تأسیس کردند و نشان دادند که اعتیاد درمان دارد.
پیام مهندس برای دعوت از انسان‌ها و همراه شدن با آن‌ها این بود: «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم.»
اگر جناب مهندس نبودند و این بذر نیکو، این بذر عشق به همنوع و کمک به انسان‌ها را نمی‌کاشتند، اکنون هزاران هزار خانواده در آتش اعتیاد سوخته و از بین رفته بودند.
همه ما دستاوردهای آقای مهندس هستیم. بزرگ‌ترین دستاوردهای ایشان، دکتر امین عزیز، خانواده بزرگوارشان و دیده‌بان‌هایی هستند که واقعاً به ما خدمت می‌کنند. راهنماهای عزیز و ایجنت‌های عزیزی که به ما خدمت می‌کنند نیز از دستاوردهای این مسیر هستند.
در دو هفته گذشته، دوستان مشارکت کردند و از کشفیات و دستاوردهای آقای مهندس گفتند؛ اما برای من، احمد، بزرگ‌ترین دستاورد کنگره همین است که امروز در این جایگاه قرار دارم؛ منی که همیشه ترس و ناامیدی در وجودم رخنه کرده بود و هیچ جرئتی نداشتم. در خانواده امنیتی نداشتم و در بیرون از خانه هم احساس امنیت نمی‌کردم؛ اما مهندس با این راه، با این کشفیات و با آموزش‌های خود، مأمن امنی برای تمام ناامنی‌های من شد.
ایشان با نوشتن کتاب‌هایی مانند «ادموند و هلیا»، «کتاب عشق»، «چهارده وادی عشق»، «چهارده مقاله» و «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» به ما آموزش دادند. تمام زندگی من برگرفته از همین کشفیات آقای مهندس است.

روز شنبه که برای گرامیداشت آقای مهندس به تهران می‌رفتیم، در مسیر، گوشی یکی از دوستان زنگ خورد. یکی از بچه‌های هفت، هشت‌ساله ما رو به ایشان کرد و گفت: «وقتی به سر مزار مهندس رسیدید، به مهندس بگویید آقای مهندس، ثنا هم از تو ممنون است.»
همه ما ممنون مهندس هستیم و باید تا قیامت راه ایشان را ادامه بدهیم.

شخصی که می‌گوید برای مرگ پدر و مادرش اشک نریخته است، امروز چرا باید چنین حال و احوالی داشته باشد و از اینجا راهی تهران شود؟ این چیزی غیر از عشق است؟
راهنماهایی که امروز به‌صورت رایگان به ما خدمت می‌کنند، از شهرستان‌های دیگر بلند می‌شوند و به اینجا می‌آیند تا به ما آموزش بدهند. اگر عشق آقای مهندس نبود، ما امروز اینجا نبودیم.

دکتر امین عزیز دیروز فرمودند که از هر ده هزار نفر مصرف‌کننده، یک نفر کنگره‌ای است و نه هزار و نهصد و نود و نه نفر دیگر راه کنگره را بلد نیستند. چه کسی باید این راه را به آن‌ها آموزش بدهد؟
مهندس نگفتند بیایید آتش کنگره را خاموش کنیم؛ ایشان گفتند بیایید آن را مهار کنیم. مهار کردن این آتش بر عهده من و امثال من و شماست.
ما امروز نباید فقط بگوییم که مدیون کنگره و آقای مهندس هستیم. زمانی می‌توانیم قدردان کنگره و این متد دی‌اس‌دی باشیم که راه مهندس را ادامه بدهیم. ما باید حرکت کنیم. امروز باید قوی‌تر باشیم و قدم‌هایمان را محکم‌تر برداریم تا بتوانیم راه مهندس را ادامه بدهیم.
امروز همه ما داغدار عزیزی هستیم؛ داغدار استاد و دانشمندی که خود آقای مهندس درباره جایگاه پیامبران فرمودند: حضرت موسی آمدند و ششصد سال بعد از ایشان حضرت عیسی مسیح آمدند. پس از پانصد یا ششصد سال نیز حضرت محمد آمدند. اما بعد از حضرت محمد چه کسی آمد؟ مهندس دژاکام آمد.
حالا شاید قرن‌ها طول بکشد تا خداوند دوباره شخصی مانند مهندس دژاکام را برای ما بفرستد.

آقا مسعود عزیز فرمودند که خداوند مهندس را از آسمان هفتم برای ما فرستاد. اینجا می‌خواهم آن شعر قشنگ سعدی را هم بگویم:

«سعدیا، مرد نکونام نمیرد هرگز؛
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.»

آقا مسعود فرمودند که آقای مهندس نمرده‌اند و در میان ما هستند. خود ایشان هم فرمودند که شاید جسم فیزیکی من در میان شما نباشد، ولی همیشه در کنار شما هستم.

در آن سی‌دی آخری که فرستادند و دوستان دیروز هم به آن گوش کردند، فرمودند که رهایی همه شما را امضا کرده‌ام. امیدوارم بتوانیم ادامه‌دهنده راه ایشان باشیم و این میراثی را که مهندس برای ما به‌جا گذاشته‌اند، سینه‌به‌سینه، دست‌به‌دست و نسل‌به‌نسل منتقل کنیم و آن را زنده نگه داریم.

شعری هست که می‌گوید: «کجا خوش است؟ آنجا که دل خوش است.» واقعاً دلخوشی ما دیگر فقط کنگره است و دلخوشی ما در ادامه دادن راه مهندس خلاصه می‌شود.

خدا را شکر می‌کنیم که دستاوردی مانند دکتر امین داریم. خدا را شکر که ایشان حضور دارند و جانشین خوبی هستند. من هم، احمد، باید پیرو راه ایشان باشم. باید رهجوی خوبی باشم، فرمان‌بردار باشم و فقط در حد حرف باقی نمانم؛ بلکه در عمل نشان بدهم که در این مسیر هستم.

امروز باید عمل کنم و حرکت داشته باشم تا خدای‌ناکرده باعث خدشه‌دار شدن جایگاه کنگره نشوم.

آقای مهندس در سی‌دی «عالم غیب» مطالبی فرمودند. من این سی‌دی را چند بار گوش کردم، اما متأسفانه نتوانستم تمام مطالب آن را بنویسم. ایشان فرمودند که گول این حشرات موزی را نخورید و فریب انسان‌نماها را نخورید؛ زیرا شیطان در وجود این افراد رخنه کرده است.

ما باید خیلی مراقب باشیم؛ چه در فضای مجازی و چه در این فضای مربوط به هوش مصنوعی که امروز وجود دارد. باید مواظب باشیم و کار خودمان را انجام بدهیم. اگر می‌خواهیم عکسی بگیریم، بهتر است آن عکس در کنار جناب مهندس باشد.

خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه هستم. من عاشق این جایگاه هستم. تمام دستاوردهای کنگره برای من ارزشمند هستند؛ اما اگر بخواهم از بزرگ‌ترین دستاورد آن برای خودم بگویم، باید از امیدی بگویم که به زندگی من برگشت.

من از زندگی و از همه‌چیز ناامید شده بودم؛ اما مهندس به من امید دادند و مرا به زندگی برگرداندند. ایشان به من خواب، آرامش و آسایش دادند. هر چیزی را که من، احمد، نیاز داشتم، مهندس برایم مهیا کردند.

حالا بی‌انصافی است که خدای‌ناکرده بخواهم نافرمانی کنم. ان‌شاءالله بتوانم ابتدا علم کنگره را بیاموزم و سپس آن را به همنوع خودم و خانواده‌ام گسترش بدهم.

هرکدام از دستاوردهای کنگره را که بخواهیم نام ببریم، بزرگ و ارزشمند هستند؛ اما لژیون سردار هم یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای کنگره است. اگر امروز ما اینجا هستیم و از این آرامش برخورداریم، یکی از دلایل آن وجود همین لژیون سردار است؛ جایی که دوستان می‌بخشند، بدون اینکه هیچ چشم‌داشتی داشته باشند یا بخواهند بدانند پول در کجا و چگونه هزینه می‌شود.

در پایان، دوباره از همه شما تشکر می‌کنم و می‌خواهم برای شادی روح مهندس، چهارده ثانیه سکوت کنیم.

متشکرم که به صحبت‌های من توجه کردید.

با احترام:مسافر حیدر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...