English Version
This Site Is Available In English

جناب مهندس؛ تجلی برکت و خدمت

جناب مهندس؛ تجلی برکت و خدمت

سومین جلسه از دوره پنجاه‌‍‍‌ وپنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد با استادی ایجنت محترم همسفران، همسفر شفیعه؛ نگهبانی  مسافر ابراهیم و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه  "بزرگداشت جناب مهندس و دستاوردهای علمی ایشان "کتاب‌ها" "روز پنج‌شنبه30  مهرماه ۱۴۰۵  ساعت ۱۷  آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان شفیعه هستم یک همسفر.

خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این فرصت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم.
در ابتدا، لازم می‌دانم تشکر ویژه‌ای از ایجنت گروه مسافران، آقا اسماعیل عزیز، داشته باشم. ما دو روز پیش، به همراه تعدادی از دوستان، راهی سفر تهران شدیم. بر سر مزار جناب مهندس رفتیم و در غم و اندوه دکتر امین  شریک شدیم. آقا اسماعیل و دیگر خدمتگزاران در این سفر زحمات بسیاری کشیدند و ما توانستیم حس‌وحال‌های بسیار زیبایی را تجربه کنیم.
روز گذشته نیز مهمان سفره آقای مهندس بودیم و نهار صرف کردیم. هنوز هم حال‌وهوای جلسه چهارشنبه در ذهنم زنده است. فضای بسیار سنگین و درعین‌حال سرشار از آموزش بود.
دکتر امین در آنجا از غم سنگینی صحبت کردند که با آن روبه‌رو هستند و اینکه چگونه می‌توانند با این اندوه کنار بیایند. ایشان به زیبایی ما را راهنمایی کردند و فرمودند که تنها در صورتی می‌توانند با این غم کنار بیایند و آن حفره را در قلبشان پر کنند که حافظ دستاوردهای آقای مهندس باشند و در مسیر ایشان حرکت کنند. شاید بتوانند با خدمت کردن، به‌تدریج با این فقدان و اندوه کنار بیایند.
این سخنان برای منِ همسفر نیز سرمشق بود. اگر من هم از این مصیبت عظیم و فقدانی که برای بشریت اتفاق افتاده است، اندوهگین هستم، باید بدانم که روح متعالی آقای مهندس از قفس تن آزاد شد و به دیار حق شتافت و تولدی دیگر برای ایشان آغاز شد؛ اما برای ما که در این جهان هستیم، تحمل این فقدان از هر نظر سنگین است.
بنابراین، اگر قرار است در مسیر آموزش‌ها، مسیر تعادل و صراط مستقیم  حرکت کنم و بتوانم این آموزش ها را در زندگی‌ام اجرایی کنم، بر من واجب است که در ادامه مسیر، پشت سر جانشین بنیان کنگره ۶۰، دکتر امین، حرکت کنم و حافظ دستاوردهای آقای مهندس باشم.
روز گذشته، زمانی که در آن فضای روحانی بر سر مزار مهندس  حاضر شدیم، با تلاقی صدای قرآن و اذان با اشک‌ها و دعاها، حال‌وهوای عجیبی برای همه ما به ارمغان آورد. در همان لحظات، قطعاً بار دیگر با خود پیمان بستیم که بر عهد خود استوار بمانیم و تا زمانی که نَفَس و توان داریم، خدمتگزار درماندگان باشیم.

سعدیا، مرد نکونام نمیرد هرگز؛مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.

روز گذشته بسیار تمایل داشتم در جلسه روز چهارشنبه با استادی  دکتر امین مشارکت کنم. در لحظات پایانی، نام خود را نیز اعلام کردم؛ اما به دلیل حجم بالای رهایی‌ها، فرصتی برای مشارکت فراهم نشد. به همین دلیل، دوست دارم حال‌وهوای دیروز خودم را در اینجا بیان کنم.

زندگی آقای مهندس؛ سرشار از برکت
زندگی آقای مهندس سرشار از دستاورد و برکت است. در آموزه‌های دینی خود، بارها با واژه‌های برکت، رزق و روزی روبه‌رو می‌شویم. هر جا که می‌رویم، برای یکدیگر دعا می‌کنیم و می‌گوییم: «زندگی‌تان سرشار از خیر و برکت باشد.»
وقتی به زندگی آقای مهندس فکر می‌کردم، دیدم که زندگی ایشان از ابتدا تا انتها سرشار از برکت بوده است.
اول، برکت در عمر ایشان؛ آقای مهندس زندگی پرباری داشتند و در طول این زندگی پربار، راهنمایی و زمینه نجات بسیاری از انسان‌های دردمند را فراهم کردند و به آن‌ها فرصت دادند تا به رهایی و عاقبت‌به‌خیری برسند. تاریخ نشان داده است که برخی انسان‌ها در مسیر ارزش‌ها حرکت می‌کنند، اما در نهایت عاقبت‌به‌خیر نمی‌شوند. آقای مهندس به دلیل حرکت استوار، پرتلاش، صادقانه و عاشقانه در مسیر راستین، به ثمرات ارزشمندی دست یافتند.
دوم، برکت در مال ایشان؛ آقای مهندس همواره در انفاق پیش‌قدم بودند. هرگاه درباره سردار، واریز، پهلوان، نشان بی‌نشان یا هر موضوع دیگری صحبت می‌کردند، ابتدا خودشان پیش‌قدم می‌شدند و سپس دیگران را به این مسیر دعوت می‌کردند.
اگر امروز من در این جایگاه نشسته‌ام، به واسطه همان شروعی است که آقای مهندس رقم زدند و پس از آن، یاران یکی‌یکی آمدند و این راه و زنجیره را کامل کردند.
سوم، برکت در خانواده و فرزندان ایشان؛ آرزوی هر پدر و مادری این است که فرزندانشان در مسیر ارزش‌ها حرکت کنند. چه چیزی زیباتر از اینکه فرزندان انسان نیز در مسیر خدمت به مخلوقین و در همان راه و آرمان‌ها قدم بردارند؟
چهارم، برکت در قلم و نوشتار ایشان؛ امروز قرار است درباره دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنیم. کتاب‌ها و نوشتارهای ایشان، ثمره‌ای ماندگار و میراثی زنده برای ما هستند؛ میراثی که می‌تواند تا همیشه راهنمای انسان‌ها باشد. چه برکتی بالاتر از این؟
وقتی تمام این ابعاد را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که نور برکت در بخش‌های مختلف زندگی آقای مهندس جاری و ساری بوده است. برکت خاموش‌شدنی نیست. هنگامی که خداوند فرمانی پیش روی انسان قرار می‌دهد و انسان با تمام وجود آن را می‌پذیرد و در مسیر آن حرکت می‌کند، زندگی‌اش نیز می‌تواند سرشار از خیر و برکت شود.
اکنون این مسیر برای منِ همسفر و برای همه ما فراهم شده است. پرسش این است که من چقدر می‌خواهم از این برکت توشه بردارم و آن را در زندگی خود جاری کنم؟
اگر استاد را الگوی خود قرار می‌دهم، باید تلاش کنم بخش‌هایی از زندگی‌ام را با آموزه‌ها و مسیر ایشان همسو کنم.
برای مثال، امروز حدود ساعت سه و چهل‌وپنج دقیقه به من گفتند که قرار است امروز استاد جلسه باشم. من در حال استراحت پس از سفر بودم و ذهنم در فضای دیگری قرار داشت. ناگهان با شنیدن این موضوع، تعجب کردم؛ اما به خودم گفتم: تو باید فقط بگویی «چشم» و فرمان‌برداری کنی، بدون ذره‌ای شِکوه و ناراحتی.
در مسیر برکت و ارزش‌ها، گاهی لازم است از برخی خواسته‌های نامعقول و نفسانی خود عبور کنیم و فرمان‌برداری را بیاموزیم؛ حتی اگر در لحظه، این موضوع باعث ناراحتی یا غافلگیری ما شود.
قطعاً قرار گرفتن من در این جایگاه برای امروز، رسالت و آموزشی داشته است که باید آن را بپذیرم و از آن بهره بگیرم.

معجزه رهایی و ارزش دستاوردها
اگر بخواهم از حال‌وهوای شخصی خودم بگویم، در مهرماه، سالگرد ده‌سالگی رهایی مسافرم است.
وقتی در سایت‌های مختلف و صفحات کلینیک‌های ترک اعتیاد جست‌وجو می‌کنم و رضایت‌مندی افراد را می‌خوانم، گاهی می‌بینم که فردی از اینکه یک هفته مواد مصرف نکرده، بسیار خوشحال است و از این بابت قدردانی می‌کند. در بررسی‌هایی که انجام داده‌ام، گاهی حداکثر زمانیکه درباره آن رضایت‌مندی نوشته‌اند، یک ماه بوده است.
بعد با خودم فکر می‌کنم: اکنون ده سال است که مسافرت به رهایی رسیده است. در این ده سال، چه ثمره‌ای و چه معجزه‌ای زیباتر از این وجود دارد که مسافرت در گذشته، به‌جز زمان خواب، پای بساط بوده است؛ اما امروز با چشمان خودت می‌بینی که چگونه این مرد دوباره متولد شده است؟ چگونه منِ شفیعه نیز دوباره متولد شده‌ام؟

چه میراثی زیباتر از این می‌توان یافت؟
از طرف دیگر، وقتی جست‌وجو می‌کنم، می‌بینم تبلیغات مربوط به آمپول‌های لاغری و روش‌های سریع کاهش وزن بسیار فراوان شده است؛ زیرا انسان‌ها دوست دارند از راه‌های کوتاه و سریع به مقصد برسند.
اما استاد عزیز در یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند خود، یعنی کتاب کاهش وزن، به زیبایی و با زبانی ساده به این موضوع پرداخته‌اند.
نکته جالب این است که این کتاب صرفاً برای افرادی که اضافه‌وزن دارند نوشته نشده است. وقتی مقدمه دیده‌بان ویلیام وایت و سپس مطالب آقای مهندس را می‌خوانیم، متوجه می‌شویم که این کتاب برای همه ما کاربرد دارد؛ برای اینکه آداب صحیح غذا خوردن را بیاموزیم و ساختمان جسم خود را بشناسیم.
جسم ما بستری است که روح در آن مسیر تعالی را طی می‌کند؛ بنابراین، باید از این ساختمان مراقبت کنیم و به نیازهای آن آگاه باشیم. در این کتاب، همچنین درباره مشکلات و بیماری‌هایی صحبت می‌شود که ممکن است در اثر اضافه‌وزن یا کاهش وزن‌های افراطی به وجود بیایند.
بنابراین، این متد برای افراد دارای اضافه‌وزن، افرادی که با کاهش وزن بیش از اندازه روبه‌رو هستند و همچنین کسانی که می‌خواهند سالم زیستن را بیاموزند و تمرین کنند، نوشته شده است.
به‌راستی، سراسر زندگی آقای مهندس سرشار از برکت و دستاورد است.

قالبی از جنس فولاد
در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، استاد سردار خطاب به آقای مهندس می‌گوید:

«اکنون شما قالبی خواهید یافت که از خشت و گل نخواهد بود، بلکه از جنس فولاد هستید که در آینده می‌توان قالب‌های بسیار زیادی از آن ساخت و الگوبرداری کرد.»
ما با میراثی جاودانه روبه‌رو هستیم. همه ما پس از رهایی قرار است به قالب‌هایی از جنس فولاد تبدیل شویم؛ قالب‌هایی استوار که بتوان از آن‌ها الگوبرداری کرد.

اکنون من در موقعیتی حیاتی قرار دارم؛ زیرا نگاه یک تازه‌وارد یا یک مسافر سفر اول که هنوز با بسیاری از واژه‌ها و مفاهیم عمیق آقای مهندس آشنا نشده است، به من دوخته شده است.

من از این رحمت برخوردار شده‌ام که مستقیماً از این آموزش‌ها بهره بگیرم. بنابراین، وظیفه دارم نمادی از آن قالب فولادی باشم و در مسیر آموزش‌ها، با توان و استواری بیشتری حرکت کنم.

البته در اینجا لازم است به نکته مهمی اشاره کنم. آقای مهندس همواره تأکید می‌کردند که از من قدیس نسازید و کنگره را نیز به‌صورت یک مجموعه قدسی و دور از واقعیت معرفی نکنید. ایشان می‌خواستند به‌عنوان یک دانشمند، محقق و پژوهشگر شناخته شوند و تأکید داشتند که از دستاوردهایشان صحبت کنیم. باید مراقب باشیم که نیروهای منفی گاهی به زیباترین شکل ممکن وارد می‌شوند. عزیزان، اگر قرار است از جناب مهندس صحبت کنیم، باید به دستاوردها و عظمت دانش ایشان اشاره کنیم.
همه ما با حس‌های متفاوتی در اینجا حضور داریم. این حس‌ها با تزکیه و پالایش می‌توانند به ارتقای ما کمک کنند؛ اما اگر کسی تجربه‌ای شخصی دارد، احساس خاصی را تجربه کرده، خوابی دیده یا برداشتی از یک اتفاق دارد، بهتر است آن را برای خودش نگه دارد و از بیان آن به شکلی که ممکن است برای دیگران ایجاد برداشت نادرست کند، خودداری کند.
یک تازه‌وارد یا یک مسافر سفر اول ممکن است درک کافی از این مسائل نداشته باشد و بیان این تجربه‌ها، ناخواسته مسیر را به سمت افراط ببرد.

آقای مهندس در ابتدا مطالبی را در قالب نوشته و کتاب ارائه کردند تا ما آن‌ها را بخوانیم و بیاموزیم. گاهی لازم بود مطالب سی‌دی‌ها را بشنویم و سپس ایشان همان مفاهیم را برایمان باز کنند تا متوجه شویم منظور از یک بند یا یک جمله چیست.
حتی در مواردی که مشاهده کردند برخی افراد از مطالب برداشت نادرستی دارند و مسیر دیگری را دنبال می‌کنند، کتاب را جمع‌آوری کردند و خودشان مطالب را توضیح دادند تا منظور اصلی روشن شود.
بنابراین، باید مراقب کلام و شیوه صحبت کردن خود باشیم تا بتوانیم با الگوبرداری درست از ایشان، آموزش‌های راستین را به عزیزانمان منتقل کنیم.
مسیر برای همه ما روشن و باز است و امیدوارم بتوانیم از این فرصت و زمانی که در اختیار داریم، به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم.

چه اثری از خود به یادگار می‌گذاریم؟
روز گذشته دکتر امین به نکته‌ای اشاره کردند و گفتند که چهل یا پنجاه سال دیگر، اثری از ما نیز باقی نخواهد ماند.  این جمله برای من تلنگری جدی بود. با خودم فکر کردم که من قرار است چه چیزی از خود به یادگار بگذارم؟ استاد بزرگوار به من آموخته‌اند که رسیدن به قله مهم است، اما ماندن در قله و بر جای گذاشتن اثری ارزشمند، اهمیت بیشتری دارد.

امیدوارم همه ما بتوانیم با مشارکت‌هایمان، بیان تجربه‌هایمان، لبخندهایمان، امیدبخشی به دیگران، انفاق‌های مالی و جانی و زمانی که برای خدمت به دیگران صرف می‌کنیم، آثار نیکویی از خود به یادگار بگذاریم. امیدوارم بتوانیم به انسان‌های دردمند کمک کنیم تا از بند اعتیاد آزاد و رها شوند و این زنجیره خدمت و آموزش را ادامه دهیم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.

در ادامه رهایی و ورود به سفر دوم مسافر محمود از لژیون دوم با راهنمایی راهنمای محترم، مسافر رضا  اعلام گردید

و رهایی و ورود به سفر دوم مسافر امیررضا از لژیون 14 با راهنمایی راهنمای محترم، مسافر علی اعلام کردید.

و در انتها رهایی مرزبان محترم مسافر احمد از لژیون تغذیه سالم با راهنمایی راهنمای محترم، همسفر علی با 22 کیلوگرم کاهش وزن به روش دژاکام اعلام گردید

با تشکر از اعضای لژیون خدمتگزار ( لژیون هفتم با راهنمایی راهنمای عزیز مسافر علیرضا) که به خوبی خدمت نمودند و شبی با آرامش را به دوستان حاضر در جلسه هدیه کردند.

مرزبان خبری:مسافر احمد
صوت: مسافرین جلیل ل18 مصطفی ل۱۹
عکاس: مسافر حسین ل۱
تایپ: مسافرین کوروش ل17 حامد ل14
ارسال خبر: مسافر احمد ل11

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...