English Version
This Site Is Available In English

شعری از مسافر امیر لژیون ۲۳

شعری از مسافر امیر لژیون ۲۳

عنوان : از فرش تا عرش
حرکت کرد ز تاریکی و غفلت سوی نور
برکت داد خدا،چشم دلش را چو به نور

کشف اول را چو پیدا کرد و یافت
سوی خدمت به بشر ازجان شتافت

نقطه نقطه،خط به خط راهی برایش باز شد
این چنین وادی به وادی عشق از او اغاز شد


روح و نفس و جسم خویش  اعلی شناخت
سوی جنگ تن به تن،بر نفس اماره بتاخت

لنگر کشتی کشید و اندکی فکرت نمود
راه درمان دخان را در سر و جانش نمود

جان و جسمش چون که بهتر شد ز کشف
شد چراغی اندراین ظلمت برای کوه و دشت

اول از خود مینمود آغاز به هر کاری که بود..
ای مسافر گفتن شیرین بود حلوا چه سود؟!

علم خود را ،جامه ی عشق و عمل پوشان عزیز
در سکون نبود خبر ،رود خروشان شو عزیز

جان شیرین مهندس ،گر به پایانی رسید
صد هزاران جان نو از عزم و ایمانش رسید


ای مسافر جسم ایشان را رها و علم ایشان را بیاب
تا که در سختی شوی یک چشمه ی جوشان ناب

گر امین باشد، امین آن دژاکام بزرگ
پس فرو آور سر تعظیم به علم ان بزرگ

اندک،اندک مو به مو راهی برایم باز شد
هر متد از کنگره در زندگی کار ساز شد

سروده مسافر امیر لژیون ۲۳ نمایندگی میرداماد اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...