اولین جلسه از دورهی پانزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه«بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)»با استادی مسافر حسین،نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر مسعود روز سه شنبه مورخ۲۸مهرماه۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.
من هم به رسم ادب و احترام. قلباً و عمیقاً، تشکر میکنم از جناب آقای مهندس دژاکام عزیز. بنیان کنگره ۶۰ و خانواده محترمشان.
خسته نباشید خدمت راهنمای بزرگوارم آقا سینا و تمام خدمتگزاران شعبه کریمان. اگر این جایگاه و حال خوب و خوش را دارم، مدیون کنگره ۶۰ و این عزیزان هستم.
دستور جلسه دستاوردهای جناب آقای مهندس و بزرگ داشت آقای مهندس و خصوصاً کتابهای ایشان میباشد.
برداشت شخصی که من دارم و خود من تجربه کرده ام، زمانی که یک انسان در تاریکی قرار میگیرد، یا سادهتر در بدبختی گیر میکند. و اگر بخواهم سادهتر بگویم در چاه افتاده است، یعنی ارتباط آن با بیرون قطع شده است. با خانواده با اطرافیان
(هیچکس صدای شما را نمیشنود)
اینها همه به واسطه اعتیاد است که اعتبار و شخصیت را از آدم میگیرد.
زمانی که کتاب ۶۰ درجه زیر صفر را میخوانم انگار که جناب آقای مهندس کنار من است. و من هم تمام این دردها را با گوش و پوست و استخوانم درک کرده ام. من بودم و میدیدم چه بلایی به سر من میآید.
خدا را هزار مرتبه شکر که راه درست کنگره را پیدا کردم. و این راه، راه اصلی و بدون دردسر است
جناب آقای مهندس راه را به ما نشان داد. و من هم با سی دی نوشتن و سی دی گوش کردن آموزش میگیرم و با این کار تایم بیکاری من پر و ذهن من آگاه میشود.
اگر به درمان و روشهای بیرون از کنگره توجه کنیم که چرا باعت شکست میشوند فقط بخاطر نداشتن مثلت دانایی است.
کتاب عشق، چهارده وادی،
عشق یک مطلب گمشده در دنیای امروزه که کاررا برای همه بشر سخت کرده چه مصرف کننده باشد چه نباشد. دلسوزی و محبت از بین رفته.
ولی آقای مهندس میگوید :عشق یک چاشنی است که زندگی رو قابل تحمل میکند که کار شما هدفمند میشود.

مثل خدمت کردن در کنگره، که از دل و جان خدمت میکنیم و افرادی هستند که از عصاره جانشان میبخشند. تا یک مصرف کننده از همه جا مانده که هیچ راهی ندارند به درمان برسند.
خدا را شکر که به کنگره آمدم و خیلی چیزها یاد گرفتم. یاد گرفتم خوشبختی برای همه است. یاد گرفتم هرچه به افراد جامعه بیشتر کمک کنی و دستگیر باشی، موفق تر هستی.
کتاب ادموند و هلیا، یک نمایشنامه بسیار ارزشمنده که داستان یک انسان است که چه جوری از مسیر خودش خارج میشه و با چه سرعتی دور میشود و به چه راه هایی می افتد، و چه امتحانهایی باید پس بدهد تا بتواند به آن مسیر اصلی خودش دوباره برگردد،
آقای مهندس میگوید که بزرگترین دشمن ما جهل و نادانی خودمان است. من اگر امروز یک اشتباهی میکنم نتیجه اش را میبینم چه زود چه دیر،
و نباید از زمین و زمان و خداوند گلایه مند باشم. نباید اشتباه خودم را گردن دیگران بیندازم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم

راهنما تازه واردین:مسافر علی

آیین بزرگداشت آقای مهندس



.jpg)









تایپ و عکس: مرزبان خبری مسافر احمد
ارسال:مسافر طاهر لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
89