English Version
This Site Is Available In English

راز اقای مهندس شاد زیستن بود

راز اقای مهندس شاد زیستن بود

جلسه دوم از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی پارک شهدای شهرداری اصفهان با استادی راهنمای محترم مسافر بهنام، نگهبانی مسافر حسین و دبیری موقت مسافر مهدی با دستور جلسه «کشف متد "D.S.T" و دستاوردهای جناب مهندس» در روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۶:۰۰ آغاز به کار نمود

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان بهنام هستم یک مسافر
عزیزان دستور جلسه این هفته بزرگ داشت آقای مهندس و دست آوردهای ایشان (کتاب ها) می باشد.
قبل از هرچیزی خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم و بی نهایت دلتنگ استاد عزیزمان و همدرد سوگواری شما هستم.
بنده خود را هرگز در جایگاه واندازه ای نمیبینم که بتوانم به درستی حق این مطلب را ادا کنم .
در حال تفکر و‌بررسی تیتر وار دستاوردهای جناب مهندس بودم و به این موضوع فکر میکردم این که جناب مهندس در این سال هاهر روز کشیفیات جدید داشته اند که تمام این ها جز به جز روزی قرار است اثبات علمی آنها رقم بخورد و چگونه قراره ثابت بشه توسط چه کسی؟ توسط جانشین بنیان کنگره۶۰، همه ما فایل های صوتی  دکتر امین را گوش داده‌ایم و نوشته‌ایم. می‌دانیم که ایشان شکافنده‌ی کلمات‌اند، شکافنده‌ی جزءبه‌جزء موضوعات‌اند و به‌صورت متمرکز روی یک مبحثی صحبت می‌کنند. حالا باید در آینده ببینیم تمام دستاوردهای جزئی را که آقای مهندس طی این سال‌ها روزبه‌روز به دست می‌آوردند، دکتر امین چطور قرار است برای ما بشکافند.

فکر می‌کردم؛ که لژیون‌ها خودش یک دستاورد بوده، حاصل تفکر بوده؛ در مقابل اضداد، کارگاه‌های آموزشی یک دستاورد بوده؛ ساختارهای ایجنت، مرزبانی و جایگاه‌ها، این شال‌ها... تمام این‌ها یک روزی به نظر من آشکار می‌شود که تک‌تک‌شان دستاوردهای آقای مهندس بوده است. از این طرف، تا الآن فکر نمی‌کنم، کم پیش آمده باشد که رهجو نگاه کند؛ که اصلاً کل این ساختار، یک دستاورد است؛تک تک حرکت‌هایی که آقای مهندس انجام می‌دادند؛ اینکه پیراهن سفید بپوشید، سر ساعت آمدن، زمان مطرح بوده، اما اینکه زمان‌شناسی واقعاً اجرایی بشود در یک سیستم، مطرح نبوده به این شکل؛ مگر  این‌که حقوق طرف را قطع می‌کردند یا می‌گفتند ساعتت را دیر زدی! اما جایی که حقوقی در کار نیست، پیوندی در کار است.

بزرگداشت آقای مهندس؛ به نظر من حالا این یک هفته تعطیلی، به این دلیل است که ما مبحث هاله‌ی تابان را در جهان‌بینی داریم؛ به نظر من هاله‌های بچه‌ها الان یک‌کم غیرمتمرکز است. سالم است، اما یک‌کم میدان انرژی غیرمتمرکز شده است. با این اتفاق و این فصلی که  در کنگره۶۰، رقم خورده،  بهتر است در این یک هفته انرژی‌هامان و افکارمان را متمرکز کنیم روی هدفی که آقای مهندس برای ما گذاشتند. به نظر من در طول این یک هفته خودمان را جمع‌وجور کنیم؛ ما مثل فرزندان آقای مهندسیم. الان صاحب‌عزا بودیم دیگه، صاحب این سوگ بودیم؛ همراه با دکتر امین، خانواده‌ی محترم و خانواده‌ی کنگره ۶۰، کارهایمان را انجام دادیم. یک هفته برویم استراحت کنیم، به خودمان بیاییم، توی لژیون‌هامان هدف را پیش ببریم، خشنودی آقای مهندس را رقم بزنیم.

راز آقای مهندس، شاد زیستن بود؛ فلسفه‌ی رنج و شادی را سعی کردند طی  این سال‌ها به منِ بهنام بفهمانند. اگر ما به این فلسفه دست پیدا کنیم ــ و منظورم از "ما"، خودم است ــ همان صحبتی می‌شود که هر جا بخواهم استاد در  کنارم است؛ اگر من در مسیر اهداف آقای مهندس تلاش کنم، هر جا بخواهم آقای مهندس کنارم است . پیوند محبت را به‌صورت واقعی و با باور واقعی عجینش کنم، هر جا بخواهم آقای مهندس کنارم هستند.

بزرگداشت آقای مهندس، راه آقای مهندس است؛ در ادامه جایگاه ایشان را هستی خواهد شناخت و خواهیم دید که انسان‌های بیشتری به این جایگاه احترام می‌گذارند و قدردانی می‌کنند. ولی اینکه بتوانیم دستاورد را حفظش کنیم، گسترشش بدهیم، پیام محبت را در تک‌تک سینه‌ها منتشر کنیم، این واقعاً یک دستاورد بهتری برای ماست. چه اثری می‌گذاریم در مسیر بعد از آقای مهندس؟

در فایل صوتی عالم غیب آقای مهندس می‌فرمایند <<در کنار درختان، پرنده‌ها و کنار طبیعت بروید>>ـ و من تصمیم دارم در این لحظه و مکان زیبا صحبت هایم  را با یک جمله زیبا که همه عزیزان با هماهنگی تکرار کنیم، چون فکر می‌کنم اینطور  استاد نزدیک‌تر هست
"مهندس عزیز، دوستت دارم"
متشکرم که به صحبت‌های من گوش کردید.

پس از پایان کارگاه آموزشی از دوستان با چایی و صبحانه پذیرایی گردید

ارسال مطلب : مسافرامیرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...