هشتمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر وحید ، با دستور جلسه: " بزرگداشت دستاوردهای علمی آقای مهندس حسین دژاکام " سهشنبه ۲۸مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، حسین هستم،یک مسافر.
تشکر میکنم از گروه مرزبانی و ایجنت و کسب اجازه از پیشکسوتهایی که در جلسه حضور دارند. دستور جلسه، همانطور که میدانید، "گرامیداشت و بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان است" که این دو هفته، اساتید و بزرگواران در مورد آن صحبت کردند. امروز شاهد یک اتفاق در استان بودیم. چهار نمایندگی از استان چهارمحال و بختیاری در مراسم بزرگداشت این دانشمند بزرگ، فرهیخته و عالم برجسته حضور داشتند که شاید سرآمد دانشمندان و علمای عصر خودش باشد. در مورد دستور جلسه و دستاوردهای آقای مهندس، هرکدام از ما اگر به خودمان نگاه کنیم، متوجه میشویم که شاید بزرگترین دستاورد آقای مهندس، تکتک ما باشیم. اگر کنگره نبود، ما کجا بودیم؟ اگر نگاهی به خودمان بیندازیم، واقعاً خود ما جزو دستاوردهای بزرگ هستیم که حتی انسان نمیتواند تصور کند.
ما کتابها، سیدیها و جزوههایی را دیدیم که به ما معرفی شدند و آقای مهندس و انتشارات دژاکام منتشر کردند. کتابهایی قبلاً بود یا هست که هنوز منتشر نکردند. اما آقای مهندس حرکتی کردند؛ سال (۱۳۷۶) رها شدند. فکر کنم سال (۱۳۷۸) کنگره را با هشت نفر بنا نهادند. اگر جدول تناسب یا درصد ببندیم که کنگره طی (۲۷) یا (۲۸) سال چقدر رشد کرده، نمودار ما واقعاً نمودار خیلی موفقی است. چرا هشت نفر در سال (۷۸)، اما الان بالغ بر دویست و چند هزار عضو و بیشتر از صد هزار رهایی دارد؟ شما کدام دانشمند و عالمی را سراغ دارید، کدام دکتر و پروفسوری را که توانسته باشد یک انسان را از بیماری اعتیاد رها کند؛ یعنی به درمان و تعادل برساند؟ اگر سراغ دارید، معرفی کنید. من خیلی جستوجو و تحقیق کردم. ترک وجود دارد، اما درمان قطعی وجود ندارد.
سازوکاری که آقای مهندس پایهگذاری کرد و در ادامه، با آمدن افراد سالم و صالح، رشد پیدا کرد و درخت کنگره تنومندتر شد، عدد خیلی بزرگی است. بیشتر از صد هزار نفر از دام اعتیاد رها شدند. اگر بیاییم حساب سرانگشتی بکنیم که چقدر هزینه برای پیشگیری یا درمان اعتیاد در کشور و در جهان میشود، یک رقم فوقالعاده زیادی است! اما آقای مهندس کاری کردند که قشر مصرفکننده با جیب خودش، با هزینه خودش و بدون هیچ کمک مالی از ارگانی، حالا موفقترین انجمن درمان اعتیاد و جزو موفقترین انجمنهای مردمنهاد، در هر سطحی هستیم. یکی دیگر از کارهایی که آقای مهندس انجام دادند و خیلی مهم است، پرورش انسانهای استاد و مربی است که آقای مهندس بهصراحت فرمودند: «ما اینجا معتاد ترک نمیدهیم؛ ما اینجا استاد پرورش میدهیم.» این سخن، سخن خیلی بزرگی است.
شاید به تصور اکثر انسانهای جامعه، تاریکترین قشر، قشر مصرفکننده مواد مخدر است. آقای مهندس الماسهایی را از دل این جمعیت بیرون کشید که در تاریکیها زندگی میکردند و الان سرآمد اقشار بهظاهر موفق و نامدار جامعهاند. چرا؟ چون تاریکی را تجربه کردند؛ تجربهای که برای انسانهای خارج از حیطه اعتیاد اصلاً قابل تصور نیست. کاری دیگر که آقای مهندس خیلی استادانه انجام دادند، این بود که «مکتب» بنا نهادند. حالا من در حیطه کاری خودم، خوشنویسان بسیار برجستهای را میشناسم، ولی مکتب ندارند؛ یعنی شاگرد پرورش ندادند. خیلی از خوشنویسان نامی و برجسته، شاید آثارشان قلههای دستنیافتنی برای اساتید و خوشنویسان دیگر باشد، ولی مکتب نداشتند. اما آقای مهندس «مکتب» خیلی قوی داشتند.
خودشان بهطور قاطع بیان کردند که دانش پزشکی و دانشمندان و پزشکانی که در حیطه درمان اعتیاد کار میکنند، هنوز به نقطه صفر درمان اعتیاد نرسیدهاند. یک راهنمای کنگره ۶۰ حتی از یک پزشک یا متخصص درمان اعتیاد در جامعه بیشتر بلد است. من و شما خودمان را دستکم نگیریم. دنیا در بیماری اعتیاد، سرطان و اضافهوزن مانده است. معضلاتی که جامعه امروز با آن دستوپنجه نرم میکند، در کنگره بهراحتی و به سادهترین شکل ممکن درمان میشود. نه ویزیت میخواهد، نه زیرمیزی. وقتی وارد کنگره میشوی، با احترام پذیرش میشوی و وارد درمان میشوی. اگر خواسته قوی داشته باشی و در مسیر کنگره باشی، خیلی راحت به درمان میرسی. منظورم از راحت این نیست که نمیخواهد کاری بکنی؛ نه، اینجوری نیست.
یک رهجوی سفر اولی وقتی وارد میشود، اگر خواسته قوی نداشته باشد، الکی میآید، چون هدفی ندارد. ولی وقتی با هدف درست بیایی و درست در مسیر کنگره سفر کنی، دستیافتنیترین چیز، درمان است. در ادامه، طی مراحل دیگر و خدمتگزار بودن، دست انسانهای دیگر مثل خودش را گرفتن، یک سعادت است. یاد، نام و خاطره آقای مهندس مثل همیشه با ماست و خواهد بود؛ چون مرگ پایان حیات نیست. آقای مهندس به مرحله نفسانی نفس مطمئنه رسیدند و این جهان مادی را ترک کردند و رفتند. به عبارتی، ترخیص شدند. ولی راه، منش و مکتب ایشان، سازوکار و بستری که مهیا کردند و گستراندند، همچنان باقی است.
امیدوارم من بتوانم راه آقای مهندس را ادامه بدهم و کمک کنم که کنگره قویتر شود؛ نه اینکه گلیم خودم را از آب بکشم و بروم. بتوانم دین خودم را نسبت به کنگره و آقای مهندس ادا کنم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر هوشنگ لژیون ۹
عکاس: مرزبان محترم مسافر صابر
تنظیم: مسافر علی لژیون ۷
ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
239