به نام قدرت مطلق اله
نفس، خواستهها، وسوسه و نیاز
در اینجا به سراغ مبحث «نفس» میرویم که یکی از پایههای اصلی آموزشهای ما در کنگره ۶۰ است.
ما نفس را از کجا میشناسیم؟
از خواستههای آن. زمانی که نفس خواستههایی مانند مصرف مواد مخدر دارد و پس از طی فرایند درمان، شخص دیگر آن خواستهها را ندارد، میگوییم خواستههای نفس او تغییر کرده است. بنابراین، ما نفس را از طریق خواستههایش میشناسیم و متوجه میشویم که چه تغییراتی در خواستههای آن به وجود آمده است.
خواستههای نفس به دو دسته معقول و نامعقول تقسیم میشوند.
اگر انسانی بخواهد در مسیر خواستههای نامعقول حرکت کند، سه راه پیش روی او قرار دارد:
اول، اجرای خواسته نامعقول؛
دوم، اجرا نکردن خواسته معقول؛
سوم، اصلاً ندیدن خواسته معقول و در نتیجه، اجرا نکردن آن.
اگر یکی از این سه حالت اتفاق بیفتد، شخص به سمت تاریکی حرکت خواهد کرد.
در خصوص مورد اول، یعنی اجرای خواستههای نامعقول، در قرآن کریم با واژههای خاصی روبهرو میشویم؛ از جمله واژه «وسوسه» که در سوره ناس به آن اشاره شده است.
اما وسوسه چیست؟ چرا ما در کنگره ۶۰ کمتر درباره وسوسه صحبت میکنیم؟ نیاز چیست و چرا در کنگره، بهجای تأکید بر وسوسه، بر مفهوم نیاز تأکید داریم؟ چگونه میتوانیم قدرت تشخیص درستی میان وسوسه و نیاز پیدا کنیم؟
استاد امین برای روشن شدن این موضوع، مثالی را مطرح میکنند.
تصور کنید ساعت یازده شب خوابیدهاید و به هفت ساعت خواب شبانه نیاز دارید. ساعت پنج یا شش صبح از خواب بیدار میشوید. در این حالت، ممکن است تمایل داشته باشید همچنان در رختخواب بمانید؛ اما از جای خود بلند میشوید، کمی حرکت میکنید و پس از مدتی، احساس میکنید انرژی بیشتری دارید و با نشاط بیشتری به کارهایتان میرسید.
این حالت را میتوان نمونهای از تمایلی دانست که با گذشت زمان و تغییر شرایط، شدت آن کاهش پیدا میکند و در واقع مثال خوبی برای تعریف حالت وسوسه است.
حالا حالت دوم را در نظر بگیرید. ساعت یازده شب خوابیدهاید، اما بهدلیل زنگ خوردن تلفن از خواب بیدار میشوید و دیگر خوابتان نمیبرد. تفاوت این حالت با حالت اول در این است که هرچه زمان میگذرد، نهتنها سرحالتر نمیشوید، بلکه احساس بیانرژی بودن شما بیشتر میشود که تعریف خوبی برای حالت نیاز است.
این وضعیت را میتوان با فرد تشنهای مقایسه کرد که سعی میکنند با تماشای تلویزیون حواس او را از تشنگی پرت کنند. ممکن است برای مدتی توجه او از تشنگی منحرف شود، اما پس از گذشت مدتی، دوباره احساس تشنگی به سراغش میآید. نیاز او به آب، صرفاً با سرگرم شدن یا پرت شدن حواسش از بین نمیرود.
این مثال به ما کمک میکند تفاوت میان وسوسه و نیاز را بهتر درک کنیم. بر همین اساس، در آموزشهای کنگره ۶۰ بر شناخت نیاز و ریشههای آن تأکید میشود؛ زیرا ممکن است یک تمایل گذرا با تغییر شرایط و گذشت زمان کاهش پیدا کند، اما نیاز واقعی صرفاً با نادیده گرفتن یا منحرف کردن توجه از بین نمیرود.
بنابراین، شناخت نفس و خواستههای آن و همچنین تشخیص درست میان نیاز و وسوسه، از موضوعات مهمی است که میتواند به انسان کمک کند تا خواستههای خود را بهتر بشناسد و در مسیر درست حرکت کند.
خدمتگزاران سایت شعبه البرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
91