جلسه نهم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر به استادی هراهنما همسفر اسرین ، نگهبانی همسفر تیلا، دبیری همسفر زهره با دستورجلسه «» روز سهشنبه ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا میخواستم از ایجنت محترم، خانم سمیه عزیز، گروه مرزبانی و همچنین نگهبان عزیز، خانم تیلا، تشکر کنم که به من اجازه حضور در این جایگاه را دادند. همچنین میخواستم از دکتر امین عزیز، خانواده محترمشان و همینطور شورای دیدهبانان تشکر کنم که با وجود اتفاقی که افتاد، شعبهها را باز نگه داشتند. حسی که خود من داشتم، این بود که آمدن به شعبه مثل آمدن به خانه پدری است. همیشه خانه پدری در چنین شرایطی تنها مأمن و پناهگاه ماست که بتواند در واقع تسکینی به قلبهای ما باشد.
چیزی که در طول این دو هفته تجربه کردم، شاید این بود که خیلی از ما، در واقع، خیلی از چراها و خیلی از اتفاقها در ذهنمان بود و با آنها کنار نیامده بودیم. هنوز با این قضیه، تنها جملهای که من مدام با خودم تکرار میکردم، یک جمله از وادی دوازدهم است؛ آنجایی که قدرت مطلق به ساکنان میگوید: «من میدانم آنچه را که شما نمیدانید.»
بارها و بارها این جمله را در ذهنم تکرار میکردم. هر جا که قرار بود حالم خراب شود یا قرار بود به جنگ تقدیر بروم، این جمله خیلی کمکم کرد و آرام شدم. جملهای که آقای مهندس همیشه میگفتند: «سختترین زمانها و مصیبتها و مشکلات را تحمل کنید.»
خب، این دستور جلسه، دستور جلسه بسیار عظیم و بزرگی است. صحبت کردن در مورد آن برای خود من، بهشخصه، سخت است. با اینکه این دستور جلسه را در طول چند سالی که در کنگره هستم، با تمام وجودم حس کردهام، از خود آقای مهندس اجازه میخواهم که کمکم کنند تا بتوانم حداقل بهاندازه خودم در مورد این دستور جلسه صحبت کنم.
قرار است در مورد دستور جلسه بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان و بهویژه کتابهایشان صحبت شود. اگر بخواهم خیلی کلی به قضیه نگاه کنم، دیدهام تکتک ما، فرقی نمیکند در چه جایگاهی هستیم؛ حتی یک تازهوارد، حتی سفر اولی و سفر دومی که یک ماه است در کنگره هستند، در طول سالیان، همه ما دستاوردهای آقای مهندس هستیم؛ زیرا بهواسطه تفکر آقای مهندس، آموزشهای ایشان و این ساختار و بستری که ایشان آماده کردند، همه ما با دنیایی از ترس، خشم و ناامیدی وارد کنگره شدیم و در واقع، هرکدام از ما تبدیل به میوههای کنگره ۶۰ شدیم. فرقی نمیکند؛ همه ما قرار است از این چشمه بخوریم و از همین چشمه بخواهیم تا شفا پیدا کنیم.
داشتم فکر میکردم که این همه دستاورد و کشفیات به چه کسی داده میشود؟ چرا اصلاً به آقای مهندس داده شده است؟ استاد امین در سیدیهایشان میفرمایند: علم در هستی وجود دارد و ما مالک هیچچیز نیستیم و خالق هیچچیز نیستیم. یعنی همهچیز در هستی وجود دارد؛ فقط هرکس بنا به ظرفیت خودش آن را دریافت میکند.
فکر میکردم این همه کشفیات در مورد بیماریها، در مورد انسانشناسی و در مورد بیماری اعتیاد، چرا به یک نفر داده شده است؟ نگاه کردم و به «محبت» رسیدم. همیشه ما در مورد محبت زیاد شنیدهایم. در کنگره خیلی راحت از آن اسم میبریم. وقتی دقیق به آن نگاه کردم، دیدم این وادیها را طی کردیم که به محبت برسیم. از خودم پرسیدم: خب که چی به محبت برسم؟ دیدم تازه در پی آن محبت، مدام اتفاقات دیگری میافتند؛ اینکه قرار است من با محبت دوست داشته باشم و دوست داشته بشوم و به من آرامش داده شود. ولی پشت پرده دیدم یک ناآرامی هم برای آدم میآورد؛ ناآرامی از یک جنس دیگر، ناآرامی از دغدغه داشتن، دغدغه درد انسانهای دیگر را داشتن! در واقع، آقای مهندس این دغدغه را داشتند، در مورد انسانهای دیگر، و ظرف وجودیشان آنقدر بزرگ بود که خداوند تمام این علم را در اختیار ایشان قرار داد.
وقتی علم به کسی داده میشود که بتواند آن را در اختیار اشخاص دیگری قرار بدهد، اهمیت پیدا میکند. در مورد کتابها دوست داشتم صحبت بکنم. خب، همه ما کتابها و مکتوبات آقای مهندس را خریداری کردهایم. دوست داشتم برداشت و تجربهام را از خواندن این موارد بیان کنم.
اول از همه، در مورد به قول آقای مهندس، مکتوب بزرگ، «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر». این کتاب، همانطور که میدانید، یک کتاب اتوبیوگرافی است؛ یعنی تجربه خود آقای مهندس از سفرشان را نوشتهاند و کتابی است که هم در مورد راه و روش درمان اعتیاد است و هم آموزش جهانبینی است. در واقع، یک جور تزکیه است؛ هم در جسم، یعنی هم در صور آشکار و هم در صور پنهان. در واقع، مسیری را برای ما مشخص میکند؛ برای انسانی که بخواهد تزکیه را از خودش شروع کند.
یک نکته جالب، فکر کنم در سایت خوانده باشید؛ رئیس انجمن مددکاری که در مورد آقای مهندس صحبت کردند، گفتند: آخرین صحبتی که با ایشان داشتم و آخرین سؤالی که از ایشان پرسیدم، این بود: «آقای مهندس! بعد از این همه سال، چه چیز تازهای دارید که در مورد اعتیاد بخواهید به ما بدهید؟» آقای مهندس فرمودند: «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر.»
خب، این کتاب مال خیلی سال پیش است، ولی خیلیها هنوز نتوانستهاند آن را درک کنند یا از روش آن برای درمان خودشان استفاده کنند.
چیزی که این چند وقت اخیر مدام در سر من میچرخید، سیدی «عالم غیب» بود که در آن، آقای مهندس میگویند این روش و این متد، در واقع، هم برای آیندگان است و هم برای انسانهای ماقبل. میگویند: «شما شاید هنوز این را درک نکنید.» و یاد آن جمله افتادم که هیچچیز از دایره رحمت خداوند خارج نیست.
اینکه چیزی کشف میشود، شاید خیلی وقتها بگوییم عزیزان ما نبودهاند که از این بیماری در واقع نجات پیدا بکنند؛ ولی آقای مهندس در واقع این مژده را به ما میدهند که برای انسانهای ماقبلی که خواستار ریزش و خواستار شفا و درمان هستند، این کتاب و این روش و این متد برایشان کاربردی است.
در مورد کتاب «عشق» اگر بخواهم صحبت بکنم، اسم آن «چهارده وادی برای رسیدن به خود» است. توصیفی که میتوانم داشته باشم، همان صحبتی است که در مقدمه، دکتر امین فرمودند: این کتاب به پلهای نیرومند تشبیه شده است. کلمه «نیرومند» برای من خیلی جالب بود. نه هر پلی؛ در واقع، پل قرار است برای من چهکار کند؟ قرار است از یک مبدأ به یک مقصدی هدایت کند و در واقع، مسیری را برای من مهیا و میسر کند. حالا قرار است از چه چیزی عبورم بدهد؟ از ترسها، از خشم، از جنون، از تاریکیها و از جهل خودم. قرار است من را عبور دهد و این وادیها همان قوانین کتاب ۶۰ درجه هستند که در اینجا، تحت عنوان وادیها، آقای مهندس به نگارش درآوردند.
ما پلهای زیادی در زندگیمان داریم؛ چون همیشه در حال کندوکاو هستیم و کندوکاو زیادی داریم و میخواهیم راهحل پیدا کنیم؛ برای تناسب انداممان، برای درمان بیماریهایمان، برای سلامتی، برای به آرامش رسیدن و برای خودشناسی؛ ولی در واقع، این پلها نیرومند نیستند و ما را به مقصد نمیرسانند.
کتاب دیگر آقای مهندس، کتاب «چهارده مقاله» است که کتاب علمی است. فکر میکنم به درد من همسفر نمیخورد؛ ولی در واقع، این کتاب برای سه دسته از افراد نوشته شده است: یکی برای خود مصرفکننده، یکی برای خانوادهها و همسفرانی که خودمان هستیم و یکی هم برای متخصصان و پزشکانی که در این حوزه دارند فعالیت میکنند.
این شگرد آقای مهندس است که در تمام مکتوباتشان و در تمام سیدیهایشان، مطالب را به سادهترین شکل ممکن به ما آموزش دادهاند که قابل استفاده باشد. خیلی از ما مقالات و کتابها را میخوانیم و به دلیل پیچیده بودنشان کنار میگذاریم، ولی این کتاب در واقع این کاربرد را ندارد و به این شکل نیست. من از همسفران میخواهم از این کتاب غافل نشوند. این کتاب و در کنارش سیدیهایی که آقای مهندس از آنها صحبت کردند، مثل سیدی «درمان» و سیدیهای راهکار، خیلی کمککننده هستند تا بتوانیم از آنها استفاده کنیم.
مهمترین چیزی که در کتاب «چهارده مقاله» گفته میشود، بحث تئوری ایکس است. شاید بزرگترین کشف آقای مهندس، تعریف یا نظریه و یا تئوری ایکس است که الان تئوریای است که از نظریه خارج شده و در کنارش متد DST هم هست. از این جهت، چقدر میتواند اهمیت داشته باشد.
در زندگی تکتک ما، در واقع، بهواسطه بستر خمر است که میتوانیم حرکت کنیم. آنجا که در وادی سیزدهم میگوید، بهواسطه بستر خمر است که ما میتوانیم مثلث عقل، عشق و ایمان را در واقع جلو ببریم و پیش ببریم.
کتاب «ادموند و هلیا» هم کتابی است که در واقع، یک سفر از ابتدای خلقت را شروع میکند. یک نمایشنامه به زبان طنز است و مفاهیم عمیقی دارد؛ مثل مبحث روح و جن که برای من خیلی گنگ بود، ولی بهواسطه خواندن این کتاب توانستم آن را درک کنم.
کتاب «حال شما چطوره؟» هم برای هرکس که بخواهد آن سفر درونی و حالواحوالش را بررسی کند، خیلی کمککننده است.
در نهایت هم کتابهای «کاهش وزن» و «ساختمان جسم». این کتابها یک روش قابل اجرا میدهند، بدون تخریب و در کنار آن، با شناخت و آگاهی، در واقع، در سفر کاهش وزن به ما کمک میکنند.
در پایان هم یک پیام کوتاه از کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» هست که مربوط به تاریخ ۱۳۷۷/۱/۱۷ است:
«مثل اینکه گفتم خداحافظی، اما در حقیقت هیچ خداحافظی نمیتواند تا ابد باشد؛ چون پایان هر خط، سرآغاز خط دیگری است. اگر شما به امید خداوند و اراده راسخ خود این سفر را با موفقیت به پایان برسانید، دیگر هیچوقت بین ما و شما خداحافظی وجود ندارد و پیوند محبت بین ما و شما را به هم وصل مینماید. خواه در این حلقه از آفرینش باشیم و خواه هر کجای دیگر، وقتی ما را صدا بزنید، نزد شما هستیم و این در فکر نمیگنجد؛ باید تعمق بنمایید.»

مرزبانان کشیک: همسفرسمانه و مسافرمهدی
عکاس: همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون سوم)
تایپیست: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امیرکبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
143