جلسه پنجم از دوره سیام کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رودهن به استادی راهنما همسفر رضوان ، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه《 بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان》روز سهشنبه ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از خداوند خیلی سپاسگزارم که امروز به من فرصت داد که در این جایگاه بنشینم. این دستور جلسه خیلی سنگین است امیدوارم که بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم. از آقای مهندس و راهنما خودم تشکر میکنم که اگر امروز در زندگیام آرامش دارم، مدیون تلاش این عزیزان هستم. امروز چهارده روز است که آقای مهندس از پیش ما رفتهاند و سفر کردند به حلقهای دیگر، درست است که حضور ندارند اما در قلب تکتک ما حضور دارند جاری و زنده هستند.هرگز نمیرد آن کس که دلش زنده شد به عشق.
دستور جلسه بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان است. خب بزرگداشت اصلاً به چه معنی است؟ بزرگداشت یعنی بزرگی را دیدن، ارزش و قدر دانستن و آنچه که ارزشمند است و در اختیار من گذاشته که در اندیشه و رفتار خودم بتوانم آن را نگهدارم. گاهی وقتها ما در کنار انسانهای بزرگی زندگی میکنیم و آموزشهای زیادی از آنها میگیریم و ثمره آن تلاشهایی است که برای ما انجام دادهاند. امروز از خودم بپرسم در برابر این همه خدمت و فرصتی که به من داده شده، من چه مسولیتی دارم؟ چه کاری میتوانم انجام بدهم، آقای مهندس خیلی کارها انجام دادند و یکی از کارهای ایشان درمان اعتیاد بود.
ما الان در کنگره میگوییم درمان اعتیاد، ولی یک شوخی نیست، اعتیاد وقتی در زندگی باشد میتواند یک زندگی را به اعماق چاه و تاریکی ببرد.هیچ کجای دنیا درمان اعتیاد وجود ندارد ولی آقای مهندس آن را کشف و حل کردند. با این که هنوز بیرون از کنگره همه میگویند اعتیاد درمان ندارد و یک ترک موقتی و گذرا در اختیار این افراد میگذارند و باز نقطه سرخط، اما آقای مهندس روش DST را کشف کردند. روش DST در درمان اعتیاد، در درمان سیگار، در درمان چاقی، لاغری، بیماریهای صعبالعلاج و خیلی بیماریها که آقای مهندس درمان کردند.
مقالاتی برای درمان بیماری اماس، بیماری سرطان سینه، بیماری صرع ارائه دادند که با روشDST و داروی OT درمان میشود. مسافر من بیماری صرع داشت ولی در کنگره به همین روش درمان کامل شد. پس بزرگداشت فقط به معنی این نیست که من از یک انسان تعریف کنم، بزرگداشت آن ارزشها و آن تلاشهایی است که آقای مهندس انجام دادند و من باید بتوانم قدر آنها را بدانم و ادامهدار این مسیر باشم. هر کدام از ما که روی این صندلی نشستهایم و در هر جایگاهی که خدمت میکنیم یک واسطه هستیم و باید هر یک از خود سوال کنیم آیا من میتوانم دانش و علمی را که آقای مهندس در اختیار من قرار داده است را به درستی و به عمل سالم انتقال بدهم؟
آقای مهندس کسی بودند که از قلبها وارد میشدند و با محبت نسخه میپیچیدند آقای مهندس جهان ویران ما را تبدیل به بهشت کردند برای همین است که عنوان کنگره۶۰ را گفتند جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ احیا یعنی یک انسان را زنده کردن، زنده شدن یک انسان چقدر ارزش دارد؟ چقدر ارزشمنداست؟
پس بنای عظیم این سیستم ریشه در تفکر، تدبیر، صبر و استقامت بنیانی دارد که با دلی بزرگ و قلبی پر از عشق این بستر امن را برای من رضوان، برای من تازهوارد به وجود آورده که بتواند دوباره آن زندگی که ویران شده بود را به آبادی تبدیل کند و آرامش را به زندگی ما برگرداند. آقای مهندس رها کردن، بخشیدن، گذشتن، صبر و خیلی مطالب دیگر را به من یاد داده است. آیا من میتوانم ببخشم؟ میتوانم بگذرم؟ میتوانم جایی صبر داشته باشم؟ آیا میتوانم اینها را به عمل تبدیل کنم؟ آیا توانستم از اینها عبور کنم؟
آقای مهندس، من را وارد وادی اختیار کرده است تا به من یاد بدهند که کجا سخن بگویم، کجا نگویم، کجا بنشینم و کجا ننشینم، این مطالب را به روش DST به من آموزش دادهاند.. آقای مهندس اهلی بودن را به من یاد دادند و همه این آموزشها در سیدیهای ایشان، در کتابهای ایشان وجود دارد. اولین کتابی که نوشتند کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر است، کتابی که هم زنده است هم جاری. کتابهای دیگری همچون چهارده وادی عشق برای رسیدن به خود و کتاب چهارده مقاله، کتاب ادموندوهلیا، کتاب حال شما چطور است، کتاب کاهش وزن و ساختمانجسم به رشته تحریر درآوردهاند.
از طریق همه این جزوات به روش DST به من آموزش داده شده است که میشود گفت دانش و علمهای زیادی هنوز در این کتابها نهفته است که خودش دنیایی دارد. در کتاب۶۰ درجه استاد رعد میگویند: ریشهها در پاییز محکم هستند. آقای مهندس نیز همیشه مانند یک درخت محکم و استوار بودند. این موضوع دارد به من رضوان میگوید که تو هم باید محکم و استوار باشی. همینطور که آقای مهندس تا لحظههای آخر مثل یک درخت ایستاده بودند و برای ما داشتند تلاش می کردند.
عشق چشم کور را بینا میکند قلب هایی که به سختی سنگ شدند را تبدیل به شهد عسل میکند. این مشارکت نماد واقعی از خود من است، سالهای سال بود که نمیتوانستم گریه کنم ولی با آموزشهای آقای مهندس با تجربههایی که از ایشان کسب کردم با روشDST این نعمت بزرگ گریه کردن را بعد از سالها به دست آوردم. آقای مهندس وادی عشق و محبت هستند. کسی که مثل یک خورشید تابان بیدریغ به همه ما میتابد. به من رضوان که میگوید در راه باشم. وقتی خوب نگاه میکنم میبینم چیزی که از من خواستند برمیگردد به خودم. رهایی باز برای خود من است. آقای مهندس خیلی ما را دوست داشتند و هر چیزی را در اختیار ما گذاشتند. امیدوارم که هر جا هستند چون خودشان را برای خودشان آرزو میکنم و همیشه مسیرشان سبز باشد.
طبق گفته آقایمهندس یک دست صدا ندارد ما همه باید ید واحده باشیم. از خداوند میخواهم که خدمتگزار خوبی باشم برای کنگره و در هر جایگاهی هر خدمتی که است آن را به نحو احسن انجام بدهم تا بتوانم خدمتگزار خوبی باشم و این علم و دانشی را که به من داده حفظ کنم بتوانم قدردان این دانشمند بزرگ باشم.

در ادامه تهیه و توزیع غذا به مناسبت بزرگداشت آقای مهندس



مرزبانان کشیک: همسفر فرزانه و مسافر محمد مهدی
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر نسیم ( لژیون هفتم)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر نسبم(لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر لیلا
- تعداد بازدید از این مطلب :
248