English Version
This Site Is Available In English

فتح قله اهمیتی ندارد بلکه نشانی از خود گذاشتن در آن مکان مهم است

فتح قله اهمیتی ندارد بلکه نشانی از خود گذاشتن در آن مکان مهم است

جلسه سوم از دوره هفدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا نمایندگی امام قلی خان دولت‌آباد با استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه " بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب‌ها) " در روز سه‌شنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت: ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان من محمد هستم یک مسافر
خدا را شکر که بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم و از ایجنت محترم، عزیزان مرزبانی و نگهبان و دبیر محترم و کلیه اعضا تشکر می‌کنم که اجازه دادند امروز در این جایگاه آموزش ببینم.

اکنون برای آقای مهندس رفتن به دیار باقی اتفاق افتاد، خاطره‌ای به یاد آوردم. سال ۱۴۰۱ یکی از راهنمایان گلپایگان، پس از اتمام لژیون خود در شامگاه پنجشنبه به سمت اصفهان حرکت کرد و متأسفانه با وقوع تصادفی از دنیا رفت. آقای مهندس در مورد این ماجرا، نامه‌ای نوشتند در مورد آقا جواد، راهنمای فقید. ایشان در آن نامه نوشتند که «هر دفتری که بسته می‌شود، دفتر دیگری بازمی‌گردد». هر فرمانده‌ای که از اسب پیاده می‌شود، فرمانده دیگری سوار بر اسب می‌شود. به لطف خدا در مکانی هستیم به نام «کنگره ۶۰» و جناب مهندس یک مهندس به‌تمام‌معنا در این مقوله بودند؛ ساختار را به‌نحوی برنامه‌ریزی کردند که خللی در هیچ قسمت ایجاد نشود. امروز اگر خود جناب مهندس از اسب پیاده شدند دکتر امین به‌جای ایشان سوار بر اسب می‌شوند و این مسیر ادامه پیدا می‌کند. خود ایشان همیشه می‌گفتند که «هیچ‌چیز دائمی نیست» و همه چیز در این مسیر، دائماً در چرخش است.
به گفته استاد امین، آقای مهندس روزها بیش از ۱۴ ساعت کار می‌کردند و به نظر من، ما تنها آن را می‌شنیدیم و بیان می‌کردیم و در واقع در آن تفکر نکرده بودیم؛ درصورتی‌که آقای مهندس واقعاً پر کار و فعالیت بودند و ما «بی‌خبر» بودیم. در جلسات عمومی خودمان وقتی استاد قرار است ۵ تا ۱۰ دقیقه صحبت کند شاید باید ۴ تا ۵ ساعت مطالعه کند و وقت بگذارد؛ اما ایشان هر هفته یک سی دی بیش از یک‌ساعته برای ما تهیه می‌کردند با مطالب جدید و برجسته. لژیون ایکس خانم‌های مسافر، لژیون چهارشنبه‌ها، دوشنبه‌ها، جمعه‌ها و... که متوجه می‌شویم چقدر کار داشتند. آقای مهندس فرمودند که «فتح قله اهمیتی ندارد بلکه نشانی از خود گذاشتن در آن مکان مهم است». ایشان گفتند که من مقدس نیستم؛ بلکه مکان یا همان کنگره ۶۰ است که مقدس می‌باشد چرا که انسان‌ها در حال رهایی از بند اعتیاد، بیماری و... هستند. دنیا نتوانسته است کاری برای اعتیاد انجام دهد.
حال شرحی از بیماری خود بگویم. ۴ سال پیش بیمار شدم و پزشک درس‌خوانده آمریکا، به دلیل کاهش ناگهانی وزن، تشخیص سرطان داد. تمام آنتی‌بادی‌ها و ژن‌های مرا آزمایش کرد و تشخیص بیماری سیستم ایمنی روماتیسم داده شد. دلیل مبتلا شدن من به این بیماری ابتلای دو فرزندم در فاصله دو هفته به آبله‌مرغان گرفتند و به مخچه‌اش خورد و آتاکسی شد و فرزند کوچکم فلج شد. هر چقدر هم دانایی داشته باشی، هضم اینکه فرزندی در حال بازی در یک روز، شب فلج شود ممکن نیست. از حجم فشاری که برابر این اتفاق به من وارد شد من دچار این بیماری روماتیسم شدم و بعدها با اجازه جناب مهندس سفر درمانی انجام دادم و با همین متد و داروی شربت تریاک بیماری من بهبود یافت.
جناب مهندس عصر رنسانسی را در زمینه بیماری اعتیاد ایجاد کردند و به بهترین شکل کنگره ۶۰ را مهندسی کردند. یک تازه‌وارد که به کنگره ۶۰ می‌آید، مشاهده می‌کنیم که با گذر زمان کمی دچار تغییرات خوبی در چهره و حالات خلق خوی می‌گردد. جناب مهندس تأکید داشتند که باید ذهن را آرام کنیم و ذهن هم فقط با آموختن آرام می‌شود و کنگره ۶۰ بهترین بستر آموزشی با ناب‌ترین کتاب‌ها و مطالب را در اختیار ما قرار می‌دهد. سال‌های زیادی هست که ما در کنگره ۶۰ در کنار هم هستیم و تمام اعضا نسبت به هم محبت دارند و ما این را مدیون جناب مهندس هستیم. جناب مهندس با پایه‌ریزی و معماری این سیستم کنگره ۶۰ را تبدیل به یک کارخانه انسان‌سازی کرد که از بدترین آدم‌ها بهترین معلم و انسان‌ها پرورش یافتند. ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

ضیافت یادبود زنده یاد مهندس حسین دژاکام

عکاس کارگاه آموزشی: مسافر مهرداد لژیون 3
عکاس ضیافت: مسافر علی لژیون 15
تایپ: مسافر امین لژیون 18
ویراست، تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...