English Version
This Site Is Available In English

واقعیت این است که مهندس دژاکام شاید خدای من نبود، اما کمتر از خدا برای من خدایی نکرد.

واقعیت این است که مهندس دژاکام شاید خدای من نبود، اما کمتر از خدا برای من خدایی نکرد.

سیزدهمین جلسه از دوره چهل و چهارمین کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر الله قلی نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر قاسم علی با دستور جلسه« بزرگداشت آقای مهندس دست آوردهای علمی ایشان (کتاب ها)می باشد »در روز سه شنبه مورخ ۱۴۰۵/۷/۲۸رأس ساعت 17آغازبه کار نمود 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، الله‌قلی هستم؛ یک مسافر.
شاکر خداوند هستم و سپاس‌گزار مهندس دژاکام.
بسیار ممنونم از راهنمای لژیون ۳، آقا محمدعلی، که این فرصت را به بنده دادند تا در خدمت شما باشم و طبق معمول از مطالب کنگره ۶۰ آموزش بگیرم.
خداحافظ نگهبان.
همیشه وقتی به کنگره می‌آمدم، شاکر خداوند و سپاس‌گزار مهندس دژاکام بودم، هستم و خواهم بود. حدود پانزده سال است که این افتخار نصیبم شده. از سال ۹۱، با کمک یکی از دوستان وارد کنگره شدم. آن زمان یادم هست که برای مشاوره اوتی به شعبه پرستار رفته بودم تا مشاوره اوتی بگیرم. همان روز افتخار داشتم مهندس دژاکام را برای اولین بار زیارت کنم.
امروز یکی از سخت‌ترین تجربه‌های من در جایگاه استادی جلسه است. باور و هضم این موقعیت برایم هنوز هم دشوار است. اما درباره دستور جلسه‌ای که امروز عنوان شده، از حس و برداشت خودم صحبت می‌کنم.
همیشه می‌گفتم دستور جلسات بسیار مهم‌اند و ما را در مسیر صراط مستقیم و درمان هدایت می‌کنند. این دستور جلسه نیز فرصتی شد تا کمی به خودمان نگاه کنیم و ببینیم کجای کار هستیم. موضوع جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و صحبت‌های علمی ایشان» است.
من همیشه در لژیون، جلسات و کنگره صحبت می‌کردم و می‌گفتم: «استغفرالله، اگر دلمان بخواهد در مسیر قرار بگیریم، خدا هم جلودار ما نیست.» اما واقعیت این است که مهندس دژاکام شاید خدای من نبود، اما کمتر از خدا برای من خدایی نکرد. اول قدرت مطلق، و بعد مهندس دژاکام؛ او مسبب اصلی این بود که امروز در این جهان فیزیکی و روی کره خاکی هنوز در قید حیات هستم. این را به صراحت می‌گویم: اگر مهندس دژاکام و کنگره نبودند، امروز زنده نبودم.
چرا زنده ماندم؟ به خاطر دستاوردهای مهندس دژاکام. کسی که از لحظه کشف این روش، تمام عمر و وقت خود را صرف احیای انسان‌ها کرد؛ انسان‌هایی مثل من. وقتی مصرف‌کننده مواد مخدر بودم، از اعتبار ساقط شده بودم و یک مرده متحرک بودم. این مهندس دژاکام بود که با دستاوردهایش مرا به این نقطه رساند.
علم کنگره برگرفته از علم مهندس دژاکام است. شاید همه ما مدرسه و دانشگاه و مراکز آموزشی رفته باشیم، اما علمی که در کنگره وجود دارد را در هیچ‌کدام از آن‌ها نیافتم. این علم فقط برای مصرف‌کنندگان مواد مخدر نیست؛ علمی است که برای تمام بشریت کاربرد دارد.
روش DST بی‌نظیرترین و بهترین روش ممکن در دنیا است. من آن را تجربه کرده‌ام. به‌خصوص در این سیزده روز اخیر، تمام صحبت‌ها و سی‌دی‌های مهندس مدام در ذهنم تکرار می‌شود. یادم هست در سی‌دی «عالم غیب» مهندس گفت که شاید جهان دیگری را دیده است. من هم توانستم روش DST را تجربه کنم.
دوستان قدیمی می‌دانند که من بیماری لاعلاجی داشتم؛ بیماری‌ای خارج از چارچوب‌های معمول که پزشکان آن را لاعلاج می‌دانستند. اگر به کنگره نمی‌آمدم، قطعاً پزشکان مرا جواب کرده بودند. علم پزشکی کار خود را انجام داده بود، اما مکمل درمان آن بیماری برای من، روش DST شد.
یادم هست در سفر اول، پزشک به من گفت باید سیگار را ترک کنم. آن زمان لژیون‌های سفر اول اجازه ورود به لژیون ویلیام را نداشتند. به راهنمایم، آقای اشکذری، گفتم. ایشان گفت: «با یک دست نمی‌شود دو هندوانه برداشت. بگذار سفر معبد تمام شود، بعد برو لژیون ویلیام.» بعد از اتمام سفر مواد، به لژیون ویلیام رفتم. دو ماه و نیم بعد، آزمایش سیگارم را نزد پزشک بردم. دستیار پزشک ابتدا باور نکرد و گفت این آزمایش مال کس دیگری است. وقتی پزشک پرسید و گفتم دو ماه و نیم است سیگار نمی‌کشم، پذیرفت. درمان سیگارم با نشان ویلیام کامل‌تر شد.
درباره کتاب‌ها؛ روزهای اول حتی رمق خواندن یک صفحه از کتاب «شصت درجه» را نداشتم. فقط کتاب را باز می‌کردم و تصاویرش را نگاه می‌کردم تا کم‌کم شعور و فهمم بیدار شد. انگار مهندس دژاکام این کتاب را فقط برای من نوشته بود؛ منی که با چهار گرم شیره خوراکی وارد کنگره شده بودم. بعد کتاب «وادی عشق» آمد؛ کتابی که کمتر از اعتیاد صحبت می‌کند و بیشتر درباره «چگونه زیستن» است. چهارده وادی و چهارده مقاله، همه دستاوردهایی هستند که مهندس دژاکام نه برای یک نفر، بلکه برای جامعه بشریت به دست آورد.
حالا سؤال این است که چگونه باید سپاس‌گزار این روش باشیم؟ چگونه شکر این متد را به‌جا بیاوریم؟ باید قدر این جایگاه، این مکان مقدس و این روش را بدانیم. در هر مرحله‌ای که هستیم — حتی اگر سفر اول باشیم — باید این روش را با کیفیت بالا اجرا کنیم.


ما همیشه در لژیون می‌گفتیم که قدر بدانیم در زمانی در کنگره ۶۰ آموزش می‌گیریم و خدمت می‌کنیم که مهندس دژاکام هنوز در قید حیات است. باز هم شاکر خداوند هستیم. خود مهندس دژاکام به ما آموخت که مرگ پایان زندگی نیست. یقیناً هر جا که باشد و در هر جهانی، ما به او وصلیم. می‌توانیم از نظر حسی انرژی مضاعفی از او بگیریم و این انرژی را در زندگی‌مان جاری کنیم.

عکس وتایپ: مسافر سبحان 

بارگذاری: مسافر بابک 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...