چهاردهمین جلسه از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی دورود، با استادی راهنمای محترم تازهواردین مسافر حمیدرضا، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر امین با دستور جلسه (بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان-کتابها) یکشنبه 26 مهر ماه ۱۴۰5 ساعت 17 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حمیدرضا هستم یک مسافر.
از دبیر محترم جلسه بابت گزارش خوبشان صمیمانه تشکر میکنم؛ خداقوت میگویم به نگهبان عزیز برای اینکه این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. همچنین از ایجنت محترم و گروه مرزبانی بسیار سپاسگزارم که این بستر را فراهم نمودند.
دستورجلسه امروز درباره بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان است که به کتابهای ارزشمند ایشان نیز اشاره دارد. حقیقتاً داشتم به این کلمه «بزرگداشت» فکر میکردم؛ واقعاً «بزرگ» یعنی چه؟ بزرگ چه مفهومی دارد؟ آیا مفهوم بزرگی، سفید شدن مو و ریش ماست یا زیاد شدن سن و سال؟
ما در کنگره ۶۰ و در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر آموختیم که هر چیزی هم دارای صور آشکار است و هم صور پنهان، و سن و سال نیز از این قاعده مستثنا نیست. بزرگ شدن در معنای ظاهری، سن و ارقام، تنها صورت قضیه است؛ اما بزرگی دیگری نیز وجود دارد که در اندیشه و تفکر انسانها جریان دارد. جنس آن بزرگی با بالا رفتن سن یا سفید کردن مو در روزگار تفاوت دارد.
همه ما روزی که وارد کنگره میشویم، اگر قلم و کاغذی به دستمان بدهند و بگویند هر چه به ذهنمان میرسد بنویسیم، چه چیزی خواهیم نوشت؟ تا به حال به این موضوع فکر کردهاید؟ اگر کسی در جایگاه سفر اول باشد یا حتی کسانی که پس از سالها به کنگره میآیند، هر چه بنویسند همان آموزشهایی است که آقای مهندس به ما آموختهاند و چیزی خارج از آن وجود ندارد.
حال فرض کنید در سفر اول به شما بگویند یک کتاب بنویسید؛ واقعاً چه چیزی میتوانید بنویسید؟ کتابهای ایشان تجلی همین بزرگداشت و بزرگی است. استاد ما، استادی به معنای واقعی کلمه و انسانی بزرگ در اندیشه و تفکر است و نشانه بارز آن، دستاوردهای عظیم آقای مهندس است. ایشان تنها یک کتاب ننوشتهاند، بلکه بزرگترین گرههای بشر را گشودهاند؛ گرههایی چون اعتیاد، سیگار، اضافه وزن و کاهش وزن، سلامت جسم و ساختار تن، و بیماریهای لاعلاجی که در دنیا مطرح است مانند سرطان، کولیت اولسراتیو و اماس. آیا اینها چیزهای کمی است؟
ما بزرگی را به این معنا میشناسیم که اندیشه انسان بزرگ باشد و تفکر او نیرومند. امروز روز بزرگداشت آقای مهندس است و الحق که ایشان انسانی بزرگ بودهاند؛ هم در ظاهر و هم در باطن. ما قرار است در این هفته از ایشان یاد کنیم، بدانیم پشت سر چه انسان بزرگی حرکت کردهایم و در ادامه، رهرو راه ایشان باشیم و پیام رهایی انسانهای دردمند را به دیگر جاها برسانیم.
هدف اصلی ما در کنگره ۶۰ ابتدا درمان قطعی خودمان است و سپس رساندن پیام رهایی به گوش انسانهای دردمند. هیچکس نمیتواند بگوید من کسی را دوست دارم (مثلاً داییام را دوست دارم) اما بچههای او را دوست ندارم! قطعاً همه ما میدانیم که چنین چیزی امکان ندارد. هیچکس نمیتواند بگوید من کنگره ۶۰ را دوست دارم، اما دوست ندارم در آن خدمت کنم؛ بگوید کنگره را دوست دارم اما مرزبانان را دوست ندارم؛ یا بگوید فقط آقای مهندس را دوست دارم و به دیگر ارکان توجهی ندارم. اصلاً اینطور نیست! هرآنچه توسط آقای مهندس خلق شده، از خانواده بزرگ کنگره ۶۰ گرفته تا تمامی دستاوردهای ایشان، محترم و ارزشمند است.
اگر ما پیرو راه ایشان هستیم، باید ابتدا بتوانیم در این مسیر به درمان و تعادل برسیم و انشاءالله به جایگاهی دست یابیم که خدمتگزار راستینی برای انسانهایی باشیم که در درد و رنج اعتیاد دست و پا میزنند تا آنها نیز از این درد رهایی پیدا کنند.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.
عکس و تایپ : مسافر امین (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مسافر حسین (مرزبان خبری)
- تعداد بازدید از این مطلب :
192