سومین جلسه از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی امام قلی خان با استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر وجیهه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «دستاوردهای آقای مهندس دژاکام و کشفیات و آموزشهای ایشان (کتابها)» روز دوشنبه ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر که امروز در این جلسه هستم. از خداوند سپاسگزارم که به من این فرصت را داد. ابتدا درود و احترام خدمت آقای مهندس میفرستم که مطمئن هستم بین ما و ناظر و شاهد بر اعمال ما هستند. امروز بر این قرار است که در مورد دستاوردهای جناب مهندس (کتابها) بیشتر صحبت کنیم که فکر میکنم همه به خوبی به این موضوع واقف هستید. میدانید که کتابها چهقدر ارزشمند هستند و چه اتفاقی در این کتابها افتاد؛ مثلاً کتاب ۱۴ مقاله که انقلابی در درمان اعتیاد بود و در جهان اعتیاد فکر نمیکنم هیچ کس هیچ زمانی مثل و مانند آن را بتواند بیاورد.
کتاب حال شما چطور است؟ که انقلابی در درون انسان به پا میکند و انسان را با خودش روبهرو میکند، با خواندن این کتاب فلسفه خلقت انسان را از نظر منطقی راحتتر میتوان پذیرفت. مثل اینکه رابطه انسان با خداوند بسیار محکمتر و منطقیتر میشود؛ زیرا این کتاب به صورت نمایشنامه است و همانطور که خواندهاید بسیار زیبا فلسفه خلقت انسان را بیان میکند و همچنین کتاب کاهش وزن، ما سند بدون نقص در کنگره زیاد داریم و این واقعاً یک کتاب بینظیر با اتفاقاتی است که در زمینه کاهش وزن دارد رخ میدهد. در سراسر جهان این کتاب واقعاً یک انقلاب بزرگ است و همه ما این را به خوبی درک کردهایم و همه تا آخر عمر خود به این کتاب نیازمند هستیم و اولین کتاب، کتاب ۶۰درجه زیر صفر، این کتاب از نظر من یک کتاب زنده است.
نفس کتاب ۶۰ درجه بهطور عجیبی قدرتمند است، این را فکر میکنم همگی درک کرده باشید. این کتابی است که هر چند بار که شما بخوانید حتماً یک مطلب، یک درس، یک پیام تازهای در این کتاب پیدا میشود و من هر چه که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که نفس کتاب ۶۰درجه بسیار قدرتمند است و با این کتاب شما هر روز و هر لحظه حس میکنید که آقای مهندس کنار شما است، حضور دارند و با شما صحبت میکنند.
زمانی که حالم خوب نیست، کتاب۶۰ درجه را باز میکنم و یک صفحه میخوانم. دوشنبه قبل حالم خیلی بد بود و باز طبق معمول کتاب را باز کردم و این پیام آمد: «امروز ۱۷ روز از فصل زایش میگذرد. تصمیم گرفتم برای حسن ختام کتاب و خداحافظی از همسفران، دوستان، کنگره و همچنین از بقیه استادانی که در این مهم راهگشای ما بودند بخواهم هر کدام سخنی یا خطابهای برای همسفران آینده ایراد بفرمایند؛ البته مثل اینکه گفتم خداحافظی؛ اما در حقیقت هیچ خداحافظی نمیتواند تا ابد باشد؛ چون پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
اگر شما به امید خداوند و اراده راسخ خود، این سفر را با موفقیت به پایان برسانید، دیگر هیچ وقت بین ما و شما خداحافظی وجود ندارد و پیوند محبت ما و شما را به هم وصل مینماید، خواه ما در این حلقه از آفرینش باشیم و خواه هر کجای دیگر. وقتی ما را صدا بزنید نزد شما هستیم و این در فکر نمیگنجد، باید تعمق فرمایید. زین دو هزار من و ما این چه منم نه من منم، دست منه بر دهنم گوش بده عربده را» شما چنین پیامی در کتاب ۶۰درجه در چنین روزهایی بخوانید غیر از این است که متوجه شوید که نفس کتاب ۶۰درجه زنده و با شما است و خیلی پر قدرت با شما صحبت میکند؟ همه کتابهای آقای مهندس ارزشمند است؛ ولی کتاب ۶۰درجه طوری دیگر روی زخمهای وجود ما دست میکشد و با این کتاب هر لحظه که دلتنگ شدید میتوانید احساس کنید که آقای مهندس کنار شما هستند؛ چون این کتاب نور، صوت و حس، هر سه را هم زمان برقرار میکند.
وظیفه تکتک ما اعضای کنگره این است که رنجی که آقای مهندس و خانواده محترم ایشان در تمام این سالها کشیدند که بتوانند کنگره را به این شکل سر پا نگه دارند و یک سیستم قدرتمند که ما بتوانیم با آرامش به درمان و حال خوش برسیم، وظیفه ما است که آن را حفظ کنیم و یادمان نرود که خانم آنی بزرگ چندین سال قبل در استادی خود در یکی از شهرهای شمالی گفتند: رنج و مصائبی که به ما وارد شد کمتر از رنج و مصائبی که به حسین ابن علی وارد شد نیست. اگر به این جمله فکر کنیم متوجه میشویم چهقدر رنج پس این خشت خشت و آجر آجر این شعبهها است و قدر آن را میدانیم و دستاورد آقای مهندس تمام این کتابها است که هر لحظه با ما صحبت میکند و حال ما را خوب میکند و به ما درس میدهد.
کتاب عشق، که هر لحظه درس زندگی کردن و درس جهانبینی را به ما میدهد و هر یک وادی کتاب عشق خودش میتواند مسیر زندگی ما را بسیار متفاوت رقم بزند. دستاورد آقای مهندس زندگی تکتک ما است، ما که خودمان خبر داریم کجا بودیم. من فاطمه مرتب در ذهنم نقشه خودکشی خودم را میکشیدم، راهش را پیدا میکردم، خودکشی را انجام میدادم و خودم را به خاک میسپردم و برای خودم سوگواری میکردم. به خودم که میآمدم میدیدم وای چه زمان زیادی است دارم اشک میریزم؛ ولی امروز کجا هستم؟ امروز طی هفته گذشته زمانی که به این پیام بارها و بارها دقت کردم دیدم آقای مهندس هر لحظه هستند. صوت ایشان را بخواهیم سیدیها هست، مطالب ایشان را بخواهیم کتابهایشان هر لحظه هست. پس وظیفه ما این است که از آن چیزی که آقای مهندس دوست دارند و برای آن زحمت کشیدند به خوبی پاسداری کنیم. راه ایشان را ادامه دهیم. فرمانبردار آقای امین در این مسیر باشیم و یک دفعه خود را گم نکنیم و رنجی که به این عزیزان گذشت را کوچک نشماریم.
تعویض جایگاه نگهبان سایت

ضیافت بزرگداشت آقای مهندس دژاکام





.png)
مرزبان کشیک: همسفر سودا و مسافر حسن
تایپیست: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم)
ویرایش: راهنمای تازهواردین همسفر زینب نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر الهام
همسفران نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
525