English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس دایره‌المعارف کامل است

آقای مهندس دایره‌المعارف کامل است

جلسه هشتم از دوره‌ پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی غزالی مشهد به استادی دستیار اسیستانت ورزش همسفر معصومه، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر ثریا با دستور جلسه « بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( کتاب ها) » روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

به نام خالق زیبایی
به نظرم امروز قسمت اول دستور جلسه را باید صحبت کنم؛ چون جلسه قبلی درباره مجلات، مقالات و تمام کتاب‌هایی که آقای مهندس تا حالا داشتند، گفته شده است. در متن هم بخش اولی که می‌خوانیم می‌گوید کنگره۶۰، چیست؟ کلا این هم در چهار بندی که خوانده شد، توضیح داده شده است که کنگره۶۰، چیست؟ همه ما تقریباً می‌دانیم تمام زحماتی که آقای مهندس کشیدند، در قسمت‌های علمی و مقالات و کتاب‌ها درجه یک بوده است.

چیزی که امروز از حس و حال خودم بخواهم بگویم، این است که آقای مهندس یک دایره‌المعارف کامل است. در این هفته و تقریباً در این ده روز که دقت کردم، دیدم در واقع خانواده آقای مهندس همه دایره‌المعارف کامل هستند؛ یعنی هر کدام را که نگاه می‌کنید، دوباره مطالب‌شان را می‌خوانید یا بیوگرافی‌شان را نگاه می‌کنید. خانم آنی خودشان در مورد بیان ژن، دنیایی مطالب کسب کردند؛ خانم شانی روان‌شناسی کودک و کارگردانی انجام می‌دادند؛ استاد امین قبلا شیمی می‌خواندند، الان نجوم و اخترشناسی و دکترا دارند و خیلی از مسائل دیگر که در رابطه با جهان و طبیعت مربوط می‌شود و آن چیزی که بر روی ساختار انسان‌ها تاثیر می‌گذارد.

این‌ها چیزهایی است که به نظر من فقط می‌تواند یک معجزه باشد که ما آدم‌های خیلی خوبی بودیم و خدا نظر لطفی به ما داشته است که با این سیستم آقای مهندس و خانواده‌شان آشنا شدیم. آقای مهندس نه‌تنها برای خود ایران کار می‌کنند؛ بلکه برای کل جهان هستی کار می‌کنند. هر دفعه که صحبت می‌کنم، این کلام را نمی‌توانم بگویم؛ به نظرم همیشه زنده هستند. یعنی هر دفعه که می‌خواهم صحبت کنم، از دید من آقای مهندس همیشه هستند و خواهند بود.

تحقیقاتی که دارند انجام می‌دهند، به من معصومه می‌گوید: اول برو و خودت را بشناس. چیزی که خیلی به ما کمک می‌کند این است که روی خودمان کار کنیم و توجه کنیم که چه بخوریم، چه جوری زندگی کنیم، چه جوری می‌توانیم برای انسان‌های دیگر مفید باشیم.

از صبح تا آخر شب، من معصومه باید نگاه کنم ببینم چقدر می‌توانم برای جهان هستی مفید باشم. شاید خیلی از آدم‌ها بیرون، کتاب و مقاله می‌خوانند و کارهای زیادی در جهت علم آدم‌ها انجام می‌دهند؛ ولی آیا علم‌شان مثل آقای مهندس است که علم‌شان روی سنگ بگذارد و مثل بذری رویش باشد و حیات انسان‌ها تشکیل شود؟

این‌قدر علم‌شان عالی است که توانسته از فرد مصرف‌کننده در یخ‌بندان، یک فرد جدید بسازد و آدم‌ها را احیا کند. نگاه که می‌کنی، کنگره افرادی را دارد که درس خوانده‌اند و الان وکیل هستند یا در جایگاه علمی خیلی بالایی قرار دارند؛ همسفران و مسافرانی که در تهران کار می‌کنند، در قسمت‌های مختلف، به هر کدامشان که نگاه می‌کنی از آن دنیایی که داشتند چند لول بالاتر رفته‌اند و این‌ها همه به‌خاطر دانش آقای مهندس است.

آقای مهندس کسی بود که هجده سال قبل، در سال ۸۷، پسر خودشان را مورد آزمایش قرار دادند؛ چهار سال طول کشید تا استاد امین توانستند خودشان را دوباره به زندگی برگردانند و اعتیادشان را کنار بگذارند؛ یعنی آقای مهندس روی استاد امین آزمایش کردند و ایشان را معتاد کردند تا فقط بدانند زمان خماری چقدر است و چقدر طول می‌کشد تا یک فردی که سیستم ایکس او ازکارافتاده است، دوباره به کار بیفتد.

شعبه الهیه که بودیم، استاد امین تشریف آورده بودند. تنها سوالی که ما آدم‌های نادان کردیم این بود که به ایشان گفتیم: ما می‌خواهیم سفر کنیم! آن‌قدر که مسافرها می‌گفتند حالتان خراب است، بروید بزنید آن زمان مواد اوپیوم خوراکی بود، ما گفتیم: استاد امین، چه‌کار کنیم؟ به نظرتان برویم بزنیم؟ بعد در چشم‌های ما نگاه کردند و گفتند: اصلا این کار را نکنید!

یعنی آنجا از غم فشاری که استاد امین تحمل کرده بودند، چند ثانیه‌ای مکث کردند، بعد گفتند: آن‌قدر سخت است که هیچ‌وقت این حرف را به زبانتان نیاورید که می‌خواهید سفر کنید. به‌جای این کارها، جهان‌بینی‌تان را زیاد کنید. یک همسفر با جهان‌بینی حالش خوب می‌شود؛ اصلا نیاز به مواد مخدر یا OT ندارد که اوپیوم بخورد.

بعدها با خودم گفتم این‌همه سوال می‌توانستیم از استاد امین بپرسیم، چه سوالی کردیم! آن‌قدر که حالمان خراب بود. در آن زمان تنها چیزی که مسافرها به ما می‌گفتند آموزش نبود، می‌گفتند: شما باید بزنید تا حالتان خوب بشود.

خانواده آقای مهندس هر کدامشان دنیایی مشکل و فشار داشتند؛ خانم شانی با بیماری دست‌وپنجه نرم کردند و در سیستم در حال درمان هستند؛ استاد امین... به شکلی، خانم آنی از تمام زندگی‌شان گذشتند و این خیلی سخت است. بعد من معصومه یک جاهایی می‌خواهم کاری کنم، می‌گویم: نه، حالا باشد!

مثلا در رشته‌های ورزشی والیبال، هفته قبل من در پارک بودم، خیلی عجیب بود. به همسفران گفتم: شاید این فرصت گیرتان نیاید، بروید آقای مهندس را ببینید. آن‌قدر عذاب وجدان گرفتم که چرا این حرف از دهنم خارج شد! پنجشنبه صبح بلیط‌هایمان را کنسل کردند و اعلام کردند نمی‌توانید تهران بروید.

گاهی خیلی زود دیر می‌شود؛ نگاه کنید، دقت کنید. در مکانی که هستید از لحظه‌لحظه‌اش استفاده کنید؛ از آموزش‌ها تا جایی که می‌توانید استفاده کنید. این آموزش‌ها به واسطه این است که اول من درون خودم را خوب کنم، تزکیه و پالایش کنم و به دنیای بیرون کار نداشته باشم؛ نخواهم همسر و فرزندم را خوب کنم.

من معصومه الان که در کنگره هستم، بچه‌هایم شاید حالشان خوب نباشد؛ باید یک مادر خوب، ساکت و صبور باشم. آقای مهندس در مقالاتشان و در صحبت‌هایشان است؛ زمانی که استاد امین اولین تولد رهایی‌شان است، از ایشان می‌پرسند: چه شد که چنین کاری را انجام دادید؟ گذشت و ایثار بوده است؟ می‌گویند: نه، اصلاً ایثاری در کار نبوده است؛ ما هیچ خدمتی نکردیم و داریم به خودمان خدمت می‌کنیم. یعنی آن‌قدر بزرگ فکر می‌کردند.

امیدوارم که همه ما بتوانیم در سیستم کنگره رهروی خوبی باشیم. حتی اگر کنگره نمی‌آیید، با آموزش‌ها از طریق اپلیکیشن ادامه بدهید تا بتوانیم جهان بیرونمان را، حتی شده ذره‌ای، به آن حال خوش برسانیم. با آدم‌هایی که صحبت می‌کنیم، رفت‌وآمد می‌کنیم، رفتار کنگره‌ای باعث بشود آدم‌های بیرون هم حالشان خوب بشود.

تقدیر و تشکر از دبیر دوره قبل

مراسم اطعام بزرگداشت آقای مهندس حسین دژاکام

مرزبانان کشیک: همسفر حمیده و مسافر
تایپیست: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم) همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر حمیده مرزبان خبری
همسفران نمایندگی غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...