جلسه دهم از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ایران به استادی راهنمای تازهواردین همسفر معصومه، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر فاطمه با دستورجلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» روز ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از راهنمای عزیزم سپاسگزارم که بار دیگر اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.
درمورد استادی میخواهم صحبت کنم که واقعاً صحبت کردن درباره ایشان برای من بسیار سخت است. درگذشت آقای مهندس را مجدداً تسلیت عرض میکنم و امیدوارم با گذشت زمان، کمی از سنگینی این غم کم شده باشد و دلهایمان آرامتر شده باشد. البته میدانم پذیرفتن چنین فقدانی زمان میبرد.
میگویند وقتی خداوند بخواهد چیزی یا کسی را از ما بگیرد، قبل از اینکه بخواهیم شکایت کنیم، باید بدانیم که خداوند شاخهای را بدون دلیل هرس نمیکند. اگر قرار باشد شاخهای هرس شود، حتماً دلیلی پشت این کار وجود دارد. باغبان دشمن درخت نیست؛ باغبان عاشق درخت و میوههای آن است و هرس میکند تا درخت جان تازهای بگیرد و در آینده ثمره بیشتری داشته باشد.
ما آقای مهندس را از دست دادهایم، اما شاید بعضی از این بریدنها و هرس شدنها، مقدمه شکوفه دادن و پربارتر شدن درخت در آینده باشد. اگر بتوانیم به این موضوع از این زاویه نگاه کنیم که وقتی خداوند عزیزی را از ما میگیرد، حتماً حکمتی در آن وجود دارد، شاید بتوانیم کمی آرامتر شویم و ادامه مسیر برایمان آسانتر شود.
آقای مهندس همچنان در قلبهای ما هستند و از یاد ما نخواهند رفت؛ چرا که ما زندگی خود و نفسی را که امروز میکشیم، به نوعی مدیون زحمات و تلاشهای ایشان هستیم.
آقای مهندس دژاکام متولد سال ۱۳۲۸ در شهر کرمان بودند؛ مهندس، نویسنده، محقق و بنیانگذار کنگره۶۰ و یکی از بارزترین دستاوردهای ایشان، ابداع متد DST بود که مسیر درمان انواع موادمخدر را برای بسیاری از انسانها هموار کرد. این روش تنها به درمان تریاک محدود نشد و در زمینه الکل، محرکها، روانگردانها و قرصها نیز مورد استفاده قرار گرفت.
در کنار این موضوع، فعالیتهای علمی، پژوهشی، فرهنگی و ورزشی بسیاری شکل گرفت. کتابهای مختلفی از ایشان به یادگار مانده است؛ از جمله «عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر»، «وادی عشق»، «ادموند و هلیا»، «حال شما چطور است؟» و «ساختمان جسم» و همینطور تشکیل و حمایت از تیمهای ورزشی در رشتههایی مانند تیراندازی با کمان، کشتی و راگبی و حضور در سطوح ملی و لیگ برتر نیز بخش دیگری از این مسیر بود.
یکی از چیزهایی که همیشه احساس میکنم کمتر به آن توجه کردهایم، سیدیهای جهانبینی آقای مهندس است. صدها سیدی آموزشی و جهانبینی برای ما به یادگار مانده است.
بارها برای خود من پیش آمده که مشکلی داشتهام و با خودم گفتهام یک سیدی گوش بدهم تا حالم بهتر شود. گاهی با گوش دادن یا نوشتن مطالب یک سیدی، دقیقاً پاسخِ مشکلی را که در ذهنم داشتهام پیدا کردهام؛ بدون اینکه هزینهای برای مشاوره پرداخت کنم و به نظر من این یکی از بزرگترین سرمایههایی است که آقای مهندس برای ما به جا گذاشتهاند؛ سرمایهای که شاید هنوز آنطور که باید به ارزش آن توجه نکردهایم.
پشت تکتک این کارها سالها تفکر، اندیشه، پژوهش، تحقیق و آزمون و خطا وجود داشته است تا امروز به این مرحله رسیده و تبدیل به میراثی ماندگار برای من و شما شده است.
حالا سؤال این است که وظیفه منِ نوعی چیست؟ وظیفه من این است که بتوانم از این میراث ماندگار به خوبی محافظت کنم، آن را در مسیر درست رشد بدهم و کمک کنم انسانهای بیشتری با این مسیر آشنا شوند. رهجوی خوبی باشم و بتوانم مسیر درست کنگره را ادامه بدهم و در حد توانم برای جهانی شدن این تفکر قدم بردارم.
مطلبی را میخواندم که برایم بسیار جالب بود. آقای محسن زهرایی که به واسطه مسئولیتی که داشتند، ارتباط بیشتری با آقای مهندس میگرفتند، درباره یکی از ویژگیهای ایشان صحبت کرده بودند. میگفتند بارزترین ویژگی آقای مهندس که ایشان را جذب میکرد، این بود که ناامیدترین افراد، با آشفتهترین شرایط و حالات، نزد آقای مهندس میآمدند و با امیدواری کامل از آنجا بیرون میرفتند.
این موضوع برای من بسیار زیبا بود؛ اینکه آقای مهندس امید را در رأس بسیاری از کارهای خود قرار میدادند و امید را یکی از مهمترین چیزها برای حل مسائل میدانستند. فرقی نمیکرد مسئله اعتیاد باشد، مسائل خانوادگی باشد یا هر مشکل دیگری؛ همیشه تلاش میکردند به انسانها امید بدهند و خودشان نیز امیدوار بودند.
من نیز امیدوارم بتوانیم مسیر کنگره را ادامه بدهیم. در این جامعه که شرایط سخت است و خیلیها از ناامیدی صحبت میکنند، بتوانیم دلیل حال خوب یکدیگر باشیم و به هم امید بدهیم؛ چرا که ناامیدی میتواند انسان را از حرکت باز دارد.
امیدوارم بتوانیم ادامهدهنده راه آقای مهندس باشیم و حداقل یکی از خصوصیات ایشان را در خودمان پیدا کنیم، روی آن کار کنیم و در زندگی به اجرا درآوریم؛ چرا که شاید بهترین راه برای زنده نگه داشتن یاد ایشان، ادامه دادن مسیری باشد که برای ما به یادگار گذاشتند.
تصاویری از تهیه و طبخ غذا توسط خدمتگزاران برای مراسم بزرگداشت آقای مهندس
یادش گرامی و نامش جاودانه باد.







مرزبان کشیک: همسفر فرزانه و مسافر پژمان
تایپیست: همسفر زهرا (م) رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگیایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
158