جلسه دهم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بروجن به استادی راهنما همسفر سعیده، نگهبانی همسفر نجمه و دبیری همسفر ریحانه با دستورجلسه «بزرگداشت آقای مهندس حسیندژاکام و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که اجازه دادند امروز در بین شما حضور پیدا کنم. از ایجنت و نگهبان جلسه نیز سپاسگزارم که مسئولیت اداره این جلسه را به من دادند. در این دو سال و خوردهای که خدمت میکنم این اولین استادی من است انشاءالله در این فرصتی که دارم بتوانم حق مطلب را ادا کنم.
دستورجلسه امروز درمورد دستاوردهای مهندس حسیندژاکام و کتابهای ایشان است. مهندس حسیندژاکام در سیدی ساختن قالب میفرمایند: ما اینجا قرار نیست معتاد ترک دهیم اینجا قرار است استاد پرورش دهیم؛ حداقل انسان و حداکثر استادی پرورش دهیم که اول برای خودمان و بعد برای کسانی که مثل خودمان دردمند هستند و نیاز به کمک دارند به آنها هم بتوانیم کمک کنیم یعنی من اول باید خودم را بشناسم تا بعد بتوانم خداوند را بشناسم و سپس در ادامه بتوانم از جاهایی که در این چند سال گذر کردهام و از این مراحل و گذرگاههای سخت عبور کردهام، بتوانم صحبت کنم.
اگر بخواهم به شخصیت آقای مهندس دژاکام نگاه کنم ایشان تا آخر عمرشان که آمدند و این رسالت را به عهده داشتند باید نگاه کنم که ایشان چه کار کردهاند و بعد من هم همان کار را انجام دهم. ایشان همیشه میگفتند: من پیر و مراد نیستم؛ پس نباید از ایشان قدیس بسازم. شاید من که الان اینجا نشستهام و حدود نه سال است به کنگره میآیم با همه وجودم وقتی دچار درد و مشکل میشوم، آن آموزشی که گرفته بودم خیلی سخت بود؛ ولی وقتی عمل میکردم و به نتیجه میرسیدم وقتی به اصطلاح سرم را با سر راهنمایم عوض میکردم به حرف راهنما گوش میدادم و آن چیزی که آموخته بودم را عملی و کاربردی میکردم؛ این پیوند ناخودآگاه بین من و استادم برقرار میشد؛ اما زمانیکه من میخواهم در بیرون از جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ صحبت کنم اگر این گونه سخن بگویم شاید خیلیها در مقابل من جبهه بگیرند؛ پس چگونه باید چیزی را که آموزش گرفتهام و آموختهام یا این رسالتی که بر دوش من است و خیلی هم سنگینتر است را به دیگران و افرادی که بیرون از کنگره هستند انتقال دهم؟
یک شخصی شاید اصلاً آماده نباشد یا طبق فرموده دکتر امیندژاکام در سیدی «محرم» شاید هنوز محرم نشده باشد، با اینکه سختیها را کشیده است؛ اما هنوز آن خواسته در او شکل نگرفته باشد. خیلی مهم است که من چگونه صحبتها را انتقال میدهم. درست است من به کنگره آمدهام و میدانم یک بزرگمردی است و دستاوردهای زیادی دارد میدانم دستاوردهایش همه به صورت مقالههای علمی است و در سایت موجود است، همهی اینها هست و من چیز غیرعلمی نمیخواهم بگویم؛ اما وقتی به این بزرگمرد نگاه میکنم باید بدانم دستاوردهایش چیست یا آن بار و میوهای که الان کنگره میدهد چه چیزی است. همینطور که وقتی میخواهم بگویم این درخت خوب است یا نه، به بارش نگاه میکنم.
بیاییم نگاه کنیم و آقای مهندس دژاکام را ببینیم که ایشان آمدند و در کنگره امید دادند؛ پس من تنها کاری که میتوانم در بیرون از کنگره۶۰ انجام دهم این است که انسانهای ناامید و دردمند زیاد است پس به آنها امید دهم و امید آنها را ناامید نکنم همان کاری که آقای مهندس انجام دادند: به ما امید دادند و کتابهایی را نگاشتند. از جمله: «کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» که در تصاویر آن من میتوانم به خوبی ببینم که چطور قدم بردارم یا اکنون در چه نقطهای هستم و باید چه کار کنم.
کتاب «عشق؛ ۱۴ وادی برای رسیدن به خود» که چهارده سال طول کشیده و برای همهی انسانها، چه مصرفکننده، چه همسفر و چه کسانی که دین دارند یا بیدین هستند، مفید است و به کار همه میآید. کتاب «چهارده مقاله» که صورت مسئلهی اعتیاد را به صورت علمی بیان میکند. در این کتاب تئوری ایکس و نوروترانسمیترها را بیان میکند و این که به ما آموزش میدهد اگر مصرفکننده داریم چطور با او برخورد کنیم آیا قرار است او را با بیل و کلنگ خاموش کنیم یا با چیزی که آموختهایم به او کمک کنیم. کتاب «ادموند و هلیا» و «کتاب حال شما چطور است؟» شاید در ابتدا من این کتاب را به صورت داستان بخوانم و برایم یک داستان باشد؛ اما این کتاب من را با صور پنهان و صور آشکارم آشنا میکند. من را متوجه جن درون و روح درونم میکند.
گاهی وقتی بیرون از کنگره هستیم همهی آنهایی که بیرون هستند میگویند: یک صدایی به من گفت؛ ولی من اکنون میدانم که آن صدایی که به من میگوید این کار را انجام بده یا نده، آن صدا چه است و یا آن صدایی که در مقابل من قرار میگیرد آیا با جن درونش صحبت میکند یا نه؟ و آخرین کتاب ایشان کتاب «کاهش وزن و ساختمان جسم» است که انشاءالله در مشارکتها در مورد این کتاب توضیح خواهید داد؛ پس اگر من بگویم آقای مهندس را دوست دارم اما بر خلاف آن عمل کنم، این دوست داشتن نیست و اینکه کتابها و سخنرانیهای آقای مهندس تنها چیزهایی نیستند که برای ما به یادگار گذاشتند؛ من باید تمام گفتههای ایشان را در اعمال و رفتار و کردارم نشان دهم و اگر قرار است حال کسی که کنار من است خوب باشد باید من اینها را عملی، کاربردی و درونی کنم تا حس کسی که کنار من است خوب شود و به خودش بگوید: این شخص که به کنگره رفته چه چیزی بهدست آوردهاست؟ نباید به من بگوید: شما که ۹ سال است به کنگره میروی حالت خوب نیست پس من چرا بخواهم به کنگره بیاییم؟ همیشه صدای رفتارم از صدای گفتارم خیلی بلندتر است و اگر میگویم آقای مهندس را دوست دارم باید آموزهها را عملی و کاربردی کنم و این امید را به دیگران هم انتقال دهم.
جابهجایی خدمت نشریات

اهدای لوح تقدیر به اعضای لژیون سردار

در ادامه جلسه امروز، به مناسبت بزرگداشت آقای مهندس حسیندژاکام، مراسم توزیع اطعام در شعبه برگزار گردید.




مرزبانان کشیک: همسفر طیبه و مسافر داریوش
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر طیبه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی بروجن
- تعداد بازدید از این مطلب :
2651