جلسه پنجم از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گوجان با استادی همسفر لیلا ، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر صبا با دستور جلسه « بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان » روز دوشنبه ۲۷مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
به نظر من، ایشان بزرگمردی بودند که قلبی وسیع و سرشار از عشق داشتند و توانسته بودند حقیقتی عمیق از زندگی را درک کنند. خوشا به سعادتشان که توانستند رسالت خود را به بهترین شکل به انجام برسانند. چه سعادتی بالاتر از اینکه انسان خدمتی به بشریت ارائه دهد که حتی پس از رفتنش از این جهان خاکی، همچنان ادامه داشته باشد و زندگی انسانهای بسیاری را تحت تأثیر قرار دهد؟
این همان مفهوم باقیاتالصالحات است؛ یعنی عمل خیری که آثار و برکات آن در طول زمان باقی میماند و همچنان جاری است.
امیدوارم ما نیز بتوانیم با ادامه دادن صحیح مسیر ایشان، عمل سالم، محبت و عشق، بخشی از درد و رنج انسانها را کاهش دهیم. همانطور که جناب مهندس هزاران نفر را از قهر تاریکی و ناامیدی به سمت نور، امید و سلامتی هدایت کردند، ما هم تلاش کنیم با خدمت صادقانه و محبت به دیگران، قدمی در مسیر روشنایی برداریم.
گاهی تصور میکنیم که خدمت کردن تنها به معنای کمک به دیگران است، اما حقیقت این است که وقتی با عشق و بدون چشمداشت به انسان دیگری خدمت میکنیم، در واقع به خودمان نیز خدمت کردهایم. امیدوارم بتوانیم با چنین نگاهی، ادامهدهنده راه ایشان باشیم و هرچند اندک، قدردان زحمات و تلاشهای بیدریغشان باشیم.
همه ما میدانیم که حتی آماده کردن یک غذای ساده نیز زحمت و تلاش زیادی میطلبد. حالا تصور کنیم پشت شکلگیری مجموعهای مانند کنگره ۶۰، کشف و توسعه روش درمان DST و استفاده از شربت اپیوم، چه میزان تفکر، تجربه، تحقیق، تلاش، خستگی و پشتکار نهفته است. حقیقتاً تنها خداوند میداند که جناب مهندس برای رسیدن به این دستاوردها چه مسیری را طی کردهاند و چه دشواریهایی را پشت سر گذاشتهاند.
ثمره این همه تلاش و تفکر، رهایی هزاران انسان از بند اعتیاد، کمک به افرادی که با اضافهوزن دستوپنجه نرم میکنند، کمک به رهایی از مصرف سیگار و فراهم شدن زمینه پژوهش و درمان برای برخی بیماریهای خاص بوده است. در کنار این دستاوردها، خانوادههای بسیاری نیز فرصت یافتهاند طعم آرامش، آسایش، امید و زندگی دوباره را تجربه کنند.
برای من، یکی از ارزشمندترین بخشهای این خدمت بزرگ، بازگشت آرامش به خانوادههایی است که سالها درگیر رنج، نگرانی و ناامیدی بودهاند. گاهی یک انسان با تغییر مسیر زندگی خود، تنها زندگی خودش را نجات نمیدهد، بلکه میتواند آرامش را به خانوادهاش بازگرداند و بر زندگی انسانهای بسیاری تأثیر بگذارد.
اینکه یک روش درمانی بتواند به انسان فرصت بازگشت به تعادل و زندگی سالم را بدهد و خانوادهای را از رنج و نگرانی به سمت آرامش هدایت کند، دستاوردی بسیار ارزشمند است. ما همسفران، بهخوبی میتوانیم اهمیت این موضوع را درک کنیم؛ زیرا در کنار مسافر خود، فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کردهایم و میدانیم رسیدن به آرامش و تعادل، چه نعمت بزرگی است.
از همین رو، خدمت بزرگ جناب مهندس به انسانها و دستاوردهایی که با تلاش و تفکر خود به وجود آوردند، برای من بسیار ارزشمند و ستودنی است.
جناب مهندس، دانشمندی بزرگ، کاشفی توانا، معلمی دلسوز و نویسندهای دانا بودند که دستاوردهای فراوانی از خود به یادگار گذاشتند. با این حال، به نظر من، یکی از بزرگترین دستاوردهای ایشان، ارائه رویکردی متفاوت به مسئله درمان اعتیاد و فراهم کردن زمینهای برای بازگشت انسانها به تعادل بود؛ موضوعی که شاید ما همسفران، به دلیل تجربه نزدیک رنجها و دشواریهای این مسیر، بهتر بتوانیم عمق اهمیت آن را درک کنیم.
ایشان با نگاهی متفاوت به مسئله اعتیاد و تخریبهایی که در جسم، روان و جهانبینی انسان ایجاد میشود، به این نتیجه رسیدند که بازگشت به تعادل، فرایندی تدریجی است و نمیتوان انتظار داشت تمام تخریبهایی که در طول زمان به وجود آمدهاند، یکشبه برطرف شوند.
همانطور که در کتاب ارزشمند «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نیز به این موضوع پرداخته شده است، بازگشت به تعادل نیازمند زمان، نظم، آموزش و طی کردن مسیری تدریجی است. این نگاه، به انسان میآموزد که برای رسیدن به سلامتی و تعادل، باید فرصت بازسازی را به خود بدهد و با صبر و استمرار در مسیر حرکت کند.
کشف و توسعه روش DST، یکی از دستاوردهای مهم جناب مهندس در حوزه درمان اعتیاد است. همچنین، به اعتقاد من، توجه ایشان به جهانبینی و قرار دادن آن در کنار جسم و روان، از ارزشمندترین بخشهای این مسیر به شمار میرود.
جهانبینی به ما میآموزد که تغییر واقعی، تنها به تغییر در ظاهر زندگی یا کنار گذاشتن یک رفتار محدود نمیشود؛ بلکه انسان باید نگاه خود به زندگی، خود و دیگران را نیز اصلاح کند. گاهی ممکن است فردی از نظر جسمی به تعادل نزدیک شده باشد، اما اگر نگرش او نسبت به زندگی تغییر نکند، همچنان درگیر مشکلات و تاریکیهای گذشته باقی بماند.
اینجاست که اهمیت آموزش و جهانبینی آشکار میشود.
تصور کنید انسانی با مصرف مواد مختلف، از جمله شیشه، قرص، هروئین یا تریاک، با ناامیدی، رنج و تخریب وارد کنگره ۶۰ میشود. شاید در ابتدای مسیر، امید چندانی به آینده نداشته باشد و حتی نتواند تصور کند که روزی دوباره به زندگی عادی بازگردد. اما با گذشت زمان، دریافت آموزش، حرکت در مسیر درمان و رسیدن به تعادل، میتواند به انسانی امیدوار، توانمند و مسئولیتپذیر تبدیل شود؛ انسانی که نهتنها زندگی خود را بازسازی میکند، بلکه دست دیگران را نیز میگیرد و برای کمک به آنها قدم برمیدارد.
به نظر من، چه دستاوردی بالاتر از این وجود دارد که انسانی که روزی خود نیازمند کمک بوده است، روزی بتواند به دیگران خدمت کند و چراغ امید را در دل آنها روشن نگه دارد؟
این تغییر، تنها تغییر یک فرد نیست؛ بلکه میتواند سرآغاز تغییر در یک خانواده و حتی جامعهای بزرگتر باشد.
از دیگر دستاوردهای ارزشمند جناب مهندس میتوان به کشف و توسعه دیاستی، نگارش کتابهای ارزشمند، از جمله «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، «چهارده مقاله»، کتابهای مرتبط با وادیها و جهانبینی، آثار مربوط به کاهش وزن و همچنین فعالیتهای علمی و پژوهشی ایشان اشاره کرد.
تأسیس دانشگاه در قشم، انجام پژوهش درباره درمان بیماریهای مختلف، تولید و ارائه آموزشها در قالب سیدیهای آموزشی و راهاندازی اپلیکیشن دژاکام نیز از جمله فعالیتهایی هستند که در گسترش آموزش و انتقال تجربیات ایشان نقش داشتهاند.
هرکدام از این آثار و فعالیتها، دریچهای برای یادگیری و تفکر هستند. شاید ما همیشه از نزدیک شاهد تمام زحماتی که برای شکلگیری این دستاوردها کشیده شدهاند، نبوده باشیم، اما میتوانیم با مطالعه، آموزش و بهکارگیری آموختهها در زندگی خود، ارزش واقعی آنها را بهتر درک کنیم.
کتابها و آموزشهای جناب مهندس، تنها مجموعهای از نوشتهها یا مطالب آموزشی نیستند؛ بلکه برای بسیاری از ما، راهی برای شناخت بهتر خود، درک مسئولیتها، اصلاح نگرشها و پیدا کردن مسیر حرکت در زندگی بودهاند.
گاهی یک جمله از یک آموزش، میتواند نگاه انسان را به موضوعی تغییر دهد. گاهی یک تجربه، راهی را پیش روی انسان باز میکند که سالها آن را نمیدیده است. ارزش چنین آموزشهایی زمانی بیشتر آشکار میشود که بتوانیم آنها را از مرحله دانستن به مرحله عمل برسانیم و تأثیرشان را در رفتار و زندگی خود مشاهده کنیم.
من معتقدم که قدردانی واقعی از جناب مهندس، تنها به بیان جملات زیبا درباره ایشان محدود نمیشود؛ بلکه باید تلاش کنیم آنچه را آموختهایم، در زندگی خود به کار بگیریم.
اگر ایشان از عشق و محبت سخن گفتند، ما نیز باید تلاش کنیم در رفتارمان اهل عشق و محبت باشیم. اگر از مسئولیتپذیری و عمل سالم گفتند، باید در تصمیمها و انتخابهای خود این اصول را رعایت کنیم. اگر به ما آموختند که برای رسیدن به تعادل باید صبور باشیم و از مسیر درست حرکت کنیم، باید این آموزش را در زندگی روزمره خود به کار ببندیم.
به نظر من، یکی از ویژگیهای ارزشمند جناب مهندس این بود که میان سخن و عملشان هماهنگی وجود داشت. ایشان از محبت صحبت میکردند و تلاششان در مسیر خدمت به انسانها، جلوهای از همین محبت بود. از آموزش سخن میگفتند و عمر خود را صرف انتقال آموختهها و تجربیاتشان میکردند.
همین هماهنگی میان گفتار و کردار است که میتواند بر دل انسانها بنشیند و اثری ماندگار بر جای بگذارد.
امروز که ایشان در میان ما نیستند، شاید بیش از گذشته متوجه ارزش حضورشان و عمق آموزشهایی شویم که در اختیارما قرار دادند. صدای ایشان را نمیتوانیم مانند گذشته بشنویم و دیگر فرصت دیدار و گفتوگو با ایشان را نداریم، اما آثار، نوشتهها، آموزشها و مسیری که برای ما ترسیم کردهاند، همچنان پیش روی ماست.
اگر بتوانیم این مسیر را بهدرستی ادامه دهیم، آموزشها را به عمل تبدیل کنیم و با محبت و مسئولیتپذیری در کنار یکدیگر باشیم، میتوانیم سهم کوچکی در ادامه یافتن این خدمت بزرگ داشته باشیم.
من به سهم خودم، از خداوند سپاسگزارم که فرصت آشنایی با جناب مهندس و قرار گرفتن در مسیر آموزشهای کنگره ۶۰ را به من داد. امیدوارم بتوانم قدر این فرصت را بدانم و در حد توان خود، انسانی مفیدتر، آگاهتر و خدمتگزارتر باشم.
همچنین، از خانواده محترم ایشان و تمام عزیزانی که در این مسیر همراه و پشتیبانشان بودهاند، قدردانی میکنم؛ زیرا ادامه یافتن چنین مسیری، بدون همراهی، صبر و تلاش افراد بسیاری امکانپذیر نیست.
جناب مهندس عزیز، شاید امروز نتوانیم صدای شما را از نزدیک بشنویم، اما صدای آموزشهایتان همچنان در گوش جان ما طنینانداز است. شاید دیگر فرصت دیدار شما را نداشته باشیم، اما میتوانیم با عمل کردن به آموختههایتان، یاد و نامتان را در زندگی خود زنده نگه داریم.
ما قدردان زحمات شما هستیم و خود را مدیون لطف خداوند میدانیم که فرصت آشنایی با چنین انسانی را به ما داد.
در پایان، میخواهم شعری را به جناب مهندس عزیز تقدیم کنم؛ شعری که به نظر من، بیانگر ماندگاری انسانهایی است که با عشق زندگی میکنند و اثری از خود بر جای میگذارند که با گذشت زمان از بین نمیرود:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

در ادامه پخت غذا در بخش همسفران دوشنبه ۲۷مهرماه ۱۴۰۵



مرزبانان کشیک: همسفر صوفیه، مسافر جعفر
ویرایش و ارسال: همسفر صوفیه( مرزبان خبری)
عکاس:همسفر تارا رهجو همسفر سمانه (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
390