جلسه دوم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بندرعباس به استادی راهنما همسفر رقیه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه: «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( کتاب ها )» روز دوشنبه 27 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
من نیز در ابتدا، این غم بزرگ را به خانواده محترم جناب آقای مهندس دژاکام، خانم آنی بزرگ، دکتر امین، خانم شانی، خانم آنی کماندار، شورای دیدهبانان و همچنین تمام اعضای کنگره ۶۰ تسلیت عرض میکنم.
در دفعاتی که این سعادت نصیبم شد تا در حضور جناب آقای مهندس باشم، علاوه بر عزیزانی که برای رهایی یا دریافت شال پهلوانی و انگشتر دنوری حضور پیدا میکردند، عزیزان دیگری نیز بودند که نوزادان خود را میآوردند تا آقای مهندس در گوش آنها اذان بگویند. من همان موقع گفتم که آقای مهندس نیز برای ما مانند اذانگو عمل میکنند؛ برای جسم و جانمان. ایشان ما را به انجام کارهای سالم، کسب معرفت و عدالت دعوت میکنند؛ همانطور که خودشان بیان کردهاند.
طبق آیه ۱۱۰ سوره مبارکه کهف، خداوند میفرمایند:
«فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا»
هر کس که خواهان دیدار پروردگار خویش است، باید عمل صالح انجام دهد؛ درست مانند کاری که آقای مهندس انجام دادند. آقای مهندس، همانطور که خودشان به ما آموختند، توشه و کولهبار خویش را از عمل سالم، معرفت و عدالت پُر کردند.
آقای مهندس چه کسی بودند که اینهمه انسان، هزاران نفر، از فقدان ایشان تا این اندازه متأثر شدند؟ آقای مهندس دژاکام در تاریخ ۲۵ آبانماه ۱۳۲۸ متولد شدند. به گفته خودشان، زمانی که برای تحصیلات دانشگاهی در خوابگاه بودند، دچار اعتیاد شدند. ایشان به مدت ۱۷ سال مصرفکنندهای تمامعیار بودند. تمام راهها را امتحان کردند و سرانجام، در اواخر بهمنماه ۱۳۷۵، توانستند سفری را با الهام از ماه مبارک رمضان، به روش تدریجی و با استفاده از اپیوم آغاز کنند. ایشان در روز ۱۵ آذرماه ۱۳۷۶ به رهایی رسیدند. این تاریخ در کنگره ۶۰ به نام روز بنیان کنگره ۶۰ شناخته میشود.
آقای مهندس طراح، معمار و بنیانگذار کنگره ۶۰ بودند و ساختار آن را بنا کردند. ایشان در طول سفر خود، تمام تجربیات، وقایع و پیامهای استادشان را، بنا به خواسته استادان خود، به رشته تحریر درآوردند. زمانی که به رهایی رسیدند و توانستند پس از دو سال، یعنی در سال ۱۳۷۸، کنگره ۶۰ را تأسیس کنند، این کتاب را منتشر کردند.
در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، قوانینی مطرح شد که در سالهای آغازین کنگره بهصورت پراکنده آموزش داده میشدند؛ اما پس از مدتی، این وادیها بهصورت جداگانه بر روی کاغذهای A4 نوشته شدند و در نشریات در دسترس قرار گرفتند. پس از چند سال، آقای مهندس این وادیها را گردآوری کردند و در قالب کتاب «عشق؛ چهارده وادی برای رسیدن به خود» منتشر کردند.
کتاب چهارده وادی، کتابی برای ارتقای انسانها و رسیدن به خویشتن است؛ حرکتی در خلاف جهت خواسته شیطان. اگر وادی اول را بررسی کنیم که وادی تفکر است، با این عبارت روبهرو میشویم: «تفکر، ساختارها آغاز میشود.» شیطان میخواهد ما را از این سفر بترساند و ترس از تفکر کردن را در دل و جان ما بیندازد.
وادی دوم، با عنوان «هیچ انسانی به جهت بیهودگی در این جهان قدم ننهاده است»، به ما امید میدهد؛ درحالیکه شیطان تمام تلاش خود را میکند تا ما را ناامید سازد.
وادی سوم نیز تلاش میکند به ما بیاموزد: «تمام مسئولیت خود را خودتان بپذیرید.» این وادی، منیت را از ما دور میکند؛ درحالیکه شیطان ما را بهسوی منیت دعوت میکند. این سه وادی، در کنار یکدیگر، ما را به مفهوم «مثلث دانایی» میرسانند که در مقابل آن، «مثلث جهالت» قرار دارد. اگر این وادیها را ادامه دهیم، میتوانیم به خویشتن خویش برسیم.
کتاب «چهارده مقاله» را نیز داریم؛ کتابی که به ما امید میدهد، زیرا نشان میدهد راه درمان اعتیاد کشف شده است. چهارده مقاله از سال ۱۳۷۹ تا سال ۱۳۹۰ گردآوری شدند. در این کتاب، نقطه کور درمان به ما نشان داده شد و صورت مسئله اعتیاد مطرح شد. کتاب «ادموند و هلیا» بهصورت نمایشنامهای نوشته شده است تا درک عمیقتر و روشنتری از آفرینش و سیستم خلقت به ما ارائه دهد. در این کتاب، این مفهوم به ما نشان داده میشود که شیطان به زیباترین شکل وارد افکار و اندیشههای ما میشود تا گوهر وجودی ما را شکار کند. اگر کتاب ادموند و هلیا را بهخوبی خوانده باشیم، این مفهوم را با تمام وجود احساس میکنیم.
کتاب «حال شما چطور است؟» نیز در زمینه شناخت خودمان است و بیشتر به صور پنهان ما میپردازد تا بتوانیم در راستای همان خواسته آقای مهندس، یعنی رسیدن به خویشتن، خودمان را به خودمان بشناسانیم. در پایان، کتاب «کاهش وزن و ساختمان جسم» قرار دارد که در آن، آقای مهندس ساختمان جسم را برای ما تشریح میکنند و توضیح میدهند چه چیزهایی برای بدن ما مفید هستند و چه چیزهایی مفید نیستند؛ چه بخوریم و چه نخوریم.
این کتابها، در کنار تمام مقالاتی که ارائه شدند، سیدیهایی که در کنگره منتشر شدند، جزوات و سخنرانیهای ایشان و همچنین صحبتهای زنده ایشان، باعث شدند که من، رقیه، به درمان برسم.
در کتاب چهارده وادی، در کتاب عشق، استاد رعد در خطابه سوم، با عنوان «زنجیره عشق»، فرمودند: اگر خواستی بنویسی، محکم بنویس و بدان که هرقدر در درونت داشته باشی، میتوانی با سخاوت بیشتری بر قلم فرمان برانی. هنگامی که قلم از تو فرمان میگیرد، مانند شمشیری بُرّان بر قلبها وارد میشود و آنها را سیراب میکند و از سیراب شدن آنها، جهانی به گلستان تبدیل میشود.
امروز، نهتنها جهان من، بلکه جهان تمام اعضای کنگره ۶۰ نیز واقعاً به گلستان تبدیل شده است. در ادامه، در این جمله زیبا که استاد رعد بیان کردند: «تو خود میدانی که حقیقی بودن درسی ندارن.»
آقای مهندس با ذرات عشق وجودی خود که در سراسر کنگره منتشر کردند، باعث شدند نهفقط نام و یادشان، بلکه وجود خود ایشان نیز در ذهن و قلب من جایگاهی داشته باشد؛ بهگونهای که برای همیشه در وجود من زنده بمانند و حضورشان را همواره احساس کنم.
سخنان بسیاری برای گفتن وجود دارد، اما فرصت محدود است. عزیزانی که تمایل به مشارکت دارند، لطفاً احساسات خود را نسبت به جناب آقای مهندس، کتابهای ایشان، تجربیات خود و تغییراتی که در این مدت تجربه کردهاند، با جمع در میان بگذارند. از اینکه به سخنان من گوش دادید، سپاسگزارم.
در پایان، غوطهور بودن در ژرفای محبت، به معنای رسیدن به حق و رسیدن به توحید است؛ یعنی همان کاری که جناب آقای مهندس انجام دادند.

طبخ و آمادهسازی غذا همسفران نمایندگی بندرعباس به مناسبت مراسم بزرگداشت آقای مهندس
(16).jpeg)

.jpeg)
.jpeg)
.jpeg)



مرزبانان کشیک: همسفر معصومه و مسافر ایمان
تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر ساناز
همسفران نمایندگی بندرعباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
138