English Version
This Site Is Available In English

پیام‌آور حال خوش

پیام‌آور حال خوش

جلسه چهارم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به استادی راهنمای تازه‌واردین همسفر سهیلا، نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر سمیرا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب‌ها) می‌باشد.» روز دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

قبل از گفتن تسلیت که هرگز به زبان نمی‌چرخد بخواهم تسلیت بگویم برای همه‌ ما غیر باور است؛ بنابراین آسمانی شدن آقای مهندس را به خانواده محترم‌شان و خانواده بزرگ کنگره۶۰ تبریک می‌گویم. از راهنما همسفر راحله که دعوت کردند امروز در خدمت شما باشم تشکر می‌کنم. از آن‌جایی‌که در کنگره۶۰ همه‌ ما آموخته‌ایم قدردان و سپاسگزار تمام چیزهایی که در کنگره۶۰ به دست آورده‌ایم باشیم و تمامی این‌ها را مدیون دستاوردهای آقای مهندس هستیم. ابتدا من تجربه‌ای از خودم بگویم؛ تجربه یا خاطره، نمی‌دانم هر چیزی که می‌خواهید اسم آن را بگذارید. به‌خاطر این غم بزرگی که به همه ما وارد شد در آن ۷۲ ساعت که همه ما امید داشتیم که آقای مهندس بر‌می‌گردند، از شعبه‌ خودمان نگهبان کارگاه خصوصی تماس گرفتند که استادی آن جلسه را به عهده بگیرم و از جایی‌که واقعاً بغض من اجازه نمی‌داد، اکنون امروز خیلی با خودم کار کردم و الان می‌خواهم به شما بگویم تاثیر همان فراری بود که در انتها به این‌جا ختم شد. به‌ دلیل بغضی که داشتم قبول نکردم و به ایجنت گفتم به پیشنهاد من شما خودتان بنشینید؛ زیرا خودتان بهتر می‌توانید این جلسه را جمع کنید به هر حال واقعاً برای من بسیار سخت است و من نمی‌توانم.

با تصویب اسیستانت‌های محترم تصمیم گرفته شد که کلیه شعبات در روز جلسه خصوصی، ایجنت‌های محترم عهده‌دار استادی جلسه شوند. دوباره هفته دیگر تماس گرفتند که استادی جلسه شعبه را من بنشینم و باز هم نتوانستم این بغض را کنار بگذارم با خود گفتم از چه چیزی فرار می‌کنی؟ یکی از رهجوهایی که قدیمی‌تر و مرزبان شعبه بود، گفتم باز هم مرزبان بهتر می‌تواند جلسه را جمع کند و می‌تواند با بغض خود کنار بیاید، در جلسه بودیم هنوز استاد بالا نرفته بود که راهنما همسفر راحله زمانی که به من پیشنهاد استادی امروز را دادند، متوجه شدم که من کلاً در حال فرار کردن هستم. درست است برای همه ما سخت است؛ زیرا همه‌ ما بغض داریم و نمی‌توانیم؛ اما آقای مهندس دستاوردهایی برای ما گذاشتند که ما بتوانیم ادامه‌دهنده راهشان باشیم و بتوانیم در زندگی‌مان کاربردی کنیم و به افراد دیگر نیز حس خوب را انتقال دهیم تا ان‌شاءالله کسانی که خواهان رهایی هستند بتوانند از این دستاوردها مانند من و شما استفاده کنند. 

قبل از این‌که سراغ کتاب‌ها برویم می‌خواستم در مورد دعای آخر جلسه که همه با هم می‌خوانیم، کمی در آن کنکاش کردم و گفتم همین خودش یک دستاورد است، زمانی که می‌خوانیم خداوندا ما در پی هم روان شده‌ایم، چه کسی ما را در پی هم روان کرد؟ کسی غیر از آقای مهندس بود! بالاتر از این دستاورد هم داریم؟ در پی هم روان شدیم، آموختیم چیزی را که نمی‌دانستیم، از تاریکی خارج‌مان کرد و به سمت روشنایی‌ها هدایت‌مان کرد. تمامی این‌ها دستاوردهای آقای مهندس است و بعد که سراغ کتاب‌ها‌یشان می‌رویم، اولین کتابی که توانست من را وارد کنگره۶۰ کند، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر بود.

مسافر من وارد کنگره۶۰ شده بود، از من اصرار و از ایشان انکار که من می‌خواهم به کنگره۶۰ وارد شوم و ایشان اجازه نمی‌دادند. جلسه اول، دوم و سوم که مسافرها وارد می‌شوند کتاب عبور از مطقه ۶۰ درجه زیر صفر جزء اولویت‌ کتاب‌هایی است که باید تهیه کنند. به یاد می‌آورم کتاب را تهیه کرد و به خانه آورد و من شروع کردم به خواندن کتاب، دو صفحه‌اش را خواندم و مشتاق شدم صفحه سوم، چهارم و پنجم که مسافرم گفت بلند شو و سفره را پهن کن و غذا بیاور؛ اما من مدام مشتاق شدم که بیشتر مطالعه کنم و چقدر این کتاب نجات‌دهنده بود، چرا؟ زیرا ابتدا آقای مهندس از خودشان و از زندگی خودشان آغاز کرده بودند و دید ما را نسبت به همه چیز باز کردند و در آن‌جا تلاش من بیشتر شد برای این‌که مدام تکرار کنم و به مسافرم بگویم که من هم می‌خواهم به کنگره۶۰ بیایم تا حال من نیز خوب شود. خدا را شکر به‌خاطر اصرار من و انکاری که مسافرم داشت، انکار مسافر من ثمربخش نبود؛ اما اصرار من خدا را شکر مورد ثمر واقع شد و من نیز وارد کنگره۶۰ شدم و متوجه شدم که حال من خیلی خراب‌تر از این حرف‌ها است.

کتاب‌ها و دستاوردهای دیگری نیز از آقای مهندس وجود دارد، زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم اضافه وزن داشتم که اضافه وزن خود را با روش دژاکام به درمان رساندم و به واسطه آن بسیاری از بیماری‌های من نیز درمان شد. هدف آقای مهندس در ابتدای امر کشف متد DST، درمان اعتیاد و در ادامه درمان سیگار بود. در مورد درمان سیگار، مقاله بسیار زیبایی در کتاب چهارده مقاله داریم که این کتاب نیز یکی از دستاوردهای ایشان است. اگر بخواهم از دستاوردهای آقای مهندس بگویم بسیار زیاد است، در ادامه همین روشی که برای کاهش وزن به همه‌ی ما ارائه دادند که خیلی از افراد نیز در انجام آن موفق بودند. اواخر آقای مهندس مانور بسیاری روی این قضیه می‌دادند و ما باید حتماً سعی کنیم که ادامه‌دهنده راه ایشان باشیم و همین طور تاکید کردند؛ کسانی که اضافه وزن دارند نمی‌توانند خدمت بگیرند. به‌نظر شما چرا این‌قدر مستمر بودند و پیشنهاد می‌دانند؟ زیرا این قضیه مسئله‌ای است که بعد از درمان اعتیاد باید روی آن کار شود که این مورد نه تنها برای تناسب اندام است؛ بلکه برای سلامت جسم نیز می‌باشد.

در مشارکت دیروز هم گفتم، پیش آمده این جمله بیان شود؛ زمانی که یک نفر از دنیا می‌رود به آن فکر می‌کنیم و می‌گوییم؛ تمام کارهای خودش را انجام داده، گویی به‌ او الهام شده بود و می‌دانسته که می‌خواهد از این دنیا برود، فلان کار خود را سر و سامان داده و فلان کار خود را انجام داده است. دقیقاً خواهر خود من در سن ۲۶ سالگی  از این دنیا رفت و هیچ بیماری هم نداشت بعد از این‌که فوت کرد توجه که کردم متوجه شدم، واقعاً تمام کارهای خودش را انجام داده، زندگی و بچه‌هایش را به خوبی سر و سامان داده و همه چیز را هموار کرده بود. اکنون که به این قضیه نگاه می‌کنم می‌بینم آقای مهندس نیز تمام کتاب‌های لازم را ارائه داده بودند، کتاب برای درمان اعتیاد، سیگار، مقالات مرتبط با D.sap و آخرین کتاب‌شان که در مورد کاهش وزن بود برای ما گذاشتند که تمامی این کتاب‌ها و مقالات آثار و دستاوردهای مکتوب می‌باشند که غیر از افرادی که در کنگره۶۰ هستند بتوانند خارج از کنگره۶۰ هم این‌ها را استفاده کنند، چه چیزی بهتر از این دستاورد و این پیشنهاد را دادند؛ افرادی که وزن کم می‌کنند بعد از رهایی‌شان باید از این کتاب به دیگران هدیه بدهند.

بسیار باعث افتخار من است که چند سالی را در کنار خانواده بزرگ کنگره۶۰ توانستم زندگی کنم، زندگی که مفید باشد و به لطف خداوند توانستم به حال خوش برسم و دوست دارم حال خوش خودم را در ادامه به دیگری منتقل کنم. برای همه شما و تک‌تک‌تان آرزو می‌کنم و امیدوارم که حال خوش، حس و حال عالی مهمان قلب‌ها و دل‌های نازنین‌تان باشد. ان‌شاءالله که بتوانید همه شما ادامه دهنده راه آقای مهندس باشید.

تقدیر از اعضاء لژیون سردار

توزیع اطعام

مرزبانان کشیک: همسفر پروانه و مسافر رضا (ج)
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
عکاس: همسفر سلیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی بنیان مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...