اولین جلسه از دوره چهارمین جلسات آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر مجید نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه « بزرگداشت آقا مهندس و دستاوردهای علمی ایشان کتابها» در روز یکشنبه ۱۴۰۵/۷/۲۶ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.
سخنان استاد؛
در خدمت شما هستم تا از استادان آموزش بگیرم و بتوانم یاد بگیرم. ابتدا از آقا مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که این بستر آموزشی را فراهم کردند تا ما دور هم جمع شویم و بتوانیم آموزش بگیریم و در زندگی خود بهتر عمل کنیم. از آقای مهران عزیز، آقای رفیعی و همه کسانی که در برنامههای شعبه به من اجازه صحبت دادهاند، تشکر میکنم. امروز در بزرگداشت آقا مهندس دور هم جمع شدهایم. آقا مهندس، ابتدا لازم میدانم به همه دوستان و خانواده محترم ایشان تسلیت بگویم؛ اما از طرف دیگر، باید تبریک هم بگوییم. این تبریک را به خود آقا مهندس و به همه میگوییم. به خاطر فقدان آقا مهندس تسلیت میگوییم؛ به خاطر اینکه ایشان از نظر فیزیکی دیگر در میان ما نیستند. اما از طرف دیگر، به خود آقای مهندس و به خودمان تبریک میگوییم؛ زیرا همانطور که آقا مهندس بارها در سیدیها و کتابهای خود برای ما توضیح دادهاند، با مرگ چیزی تمام نمیشود. مرگی به معنای نیستی و نابودی وجود ندارد. پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. آقا مهندس برای ما توضیح دادهاند که مرگ، انتقال از یک بُعد به بُعدی دیگر است. بنابراین به آقا مهندس به خاطر آسمانی شدن ایشان تبریک میگوییم؛ به خاطر اوج گرفتن و رفتن به آسمانها، به همان جایی که از آن آمدهایم و سرانجام به سوی معبود و معشوقمان باز میگردیم. آقا مهندس با این سیستمی که برای ما به یادگار گذاشتهاند و با عشقی که به مردم و دیگران داشتهاند عشقی که در کمک کردن و خدمت به دیگران متجلی میشد، قاعدتاً و مطمئناً امروز جایگاه خوبی دارند.
بنابراین این اتفاق نباید صرفاً باعث ناراحتی ما شود؛ چراکه ایشان با تمام وجود، زندگی و هستی خود را در این راه گذاشتهاند تا بتوانند به دیگران کمک کنند. بیایید به دنیا نگاه کنیم. حتی امروز هم بسیاری از مردم باور ندارند که اعتیاد درمان دارد، وابستگی به نیکوتین قابل درمان است و بسیاری از بیماریها راه درمان دارند. شاید در زمانهای قدیم نیز بزرگان زیادی آمده بودند و گفته بودند که درمان اعتیاد و درمان افیون امکانپذیر نیست؛ اما چرا به آنها اجازه داده نشد که بیایند و روش درمان را پیدا کنند؟ شاید عشق به دیگران، عشق به همنوع، عشق به افراد نیازمند و عشق به انسانهای رنج کشیده، به اندازهای که در وجود آقا مهندس بود، در وجود آنها وجود نداشت. این اجازه به آقا مهندس داده شد که روش درمانی کنگره را کشف کنند. ایشان مدت طولانی از عمر خود را صرف این کار کردند؛ حدود سی سال از زمان تأسیس کنگره، در این مسیر تلاش کردند. البته پیش از آن هم به دنبال راهی بودند تا بتوانند به دیگران کمک کنند. به ایشان اجازه داده شد که این روش درمانی را پیدا کنند و در مرحله اول، درمان اعتیاد را آغاز کنند. اما این درمان، کمک به چه کسانی بود؟ کمک به قشری از جامعه که شرایط بسیار سختی داشتند. وقتی فردی بیمار میشود، معمولاً اطرافیان و جامعه دوست دارند به او کمک کنند.
او را به چشم یک بیمار میبینند و تلاش میکنند به هر شکلی که میتوانند، یاریاش کنند. اما درباره یک فرد مصرفکننده، موضوع متفاوت است. بسیاری از مردم او را فردی سربار جامعه میدانند؛ کسی که از روی خوشگذرانی و سرخوشی مواد مصرف میکند. در چنین شرایطی، چه کسی حاضر است تمام وقت و انرژی خودش را صرف کمک به این افراد کند؟ وقتی به این موضوع نگاه میکنیم، میبینیم که چنین کاری چیزی جز عشق نمیتواند باشد. حتی در جایی، استاد امین به آقا مهندس میگویند؛ که شما با نوشتن کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» بر اساس روش DST و با کاری که برای افراد مصرفکننده انجام میدهید، ممکن است آبروی خانوادگی ما را به خطر بیندازید. اما آقا مهندس در پاسخ میگویند: که آبروی خانوادگی من مهمتر از درمان دیگران نیست. این جمله به خوبی نشان میدهد که ایشان تا چه اندازه برای کمک به دیگران اهمیت قائل بودند. در ادامه، آقای مهندس درمان سیگار را مطرح کردند، درباره تعادل وزن و ساختار جسم صحبت کردند و در زمینه درمان برخی بیماریهای صعبالعلاج نیز فعالیتهایی انجام دادهاند؛ از جمله مواردی که درباره بیماری اماس، کولیت روده و سرطان سینه مطرح شده است. این فرصت به آقا مهندس داده شد؛ به خاطر عشقی که به مردم و همنوعان خود داشتند و به خاطر تلاشهایی که شخصاً انجام میدادند. این تلاش حتی تا آخرین روزهایی که در کنگره حضور داشتند و تا آخرین روز زندگیشان ادامه پیدا کرد.
اگر به کتابهای آقا مهندس نگاه کنیم، میبینیم که کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» از نخستین کتابهایی است که ایشان در آن تجربه شخصی خود را نوشتهاند و از دل همان تجربه، روش DST شکل گرفته است.
کتابهای دیگر ایشان نیز همینطور هستند. شاید در نگاه اول تصور کنیم که این کتابها فقط برای افراد مصرفکننده نوشته شدهاند؛ درحالیکه این کتابها در واقع روش زندگی کردن را به انسانها آموزش میدهند. کتابهایی که در آینده از آقا مهندس به یادگار خواهند ماند و شاید هنوز زمان انتشار برخی از آنها نرسیده باشد، مختص افراد مصرفکننده نیستند. این کتابها به مردم امید میدهند، راه زندگی کردن را آموزش میدهند و به انسانها یاد میدهند که چگونه در کنار یکدیگر زندگی کنند. در آینده خواهیم دید که کنگره ۶۰ به کجا خواهد رسید. همانطور که گفته میشود، شما پیشگامان کنگره ۶۰ هستید. شاید اکنون بسیاری از افراد نتوانند بزرگی کاری را که آقا مهندس انجام دادهاند، بهدرستی ببینند؛ اما در آینده آن را خواهند دید. چون آقا مهندس در یکی از سیدیهای خود فرمودند که وقتی درخت بزرگ میشود، از سر دیوار عبور میکند و دیگر دیده نمیشود. امروز کنگره ۶۰ و آقا مهندس دیده میشوند؛ چرا؟ چون میوههای این درخت که آقا مهندس بنیانگذار و ریشه آن هستند، اکنون در برابر چشم ما قرار دارند. این میوهها همان افرادی هستند که از دام اعتیاد رها شدهاند؛ افرادی که از بند سیگار آزاد شدهاند؛ افرادی که به تعادل وزن رسیدهاند؛ افرادی که در کنار درمان اعتیاد و سیگار، به تعادل و سلامت بیشتری دست پیدا کردهاند و افرادی که برای درمان بیماریهای صعبالعلاج خود تلاش میکنند.
اینها میوههای درختی هستند که آقا مهندس آن را کاشتهاند و پرورش دادهاند. آقا مهندس همیشه در کنار ما هستند. در پایان، فقط یک نکته دیگر را عرض میکنم. هفته گذشته، آقا قدیری برای ما یک پیام صوتی فرستادند. بچهها خیلی ناراحت بودند. روز شنبه بود که اعلام شده بود این مشکل برای آقا مهندس پیش آمده است و دوستان پیامهایی ردوبدل میکردند. آقا قدیری که مسئول ایجنت نشریات بودند، هر روز در کنار آقا مهندس حضور داشتند. ایشان یک پیام صوتی فرستادند که شنیدن آن، ما را بسیار آرام کرد. ایشان گفتند که نوزده سال و نیم، هر روز صبح ساعت شش، همراه با آقا مهندس بیدار میشدند و در کنار ایشان بودند. همچنین گفتند: «این را هم بدانید که من از شما بیشتر ناراحتم. اینطور نیست که من یا شما یا شخص دیگری، جداگانه ناراحت باشیم؛ همه ما به یک اندازه ناراحت هستیم.» اما پیام اصلی ایشان این بود که در مسیر آقا مهندس و در جهت تحقق خواستهها و ادامه کارهای ایشان حرکت کنیم؛ زیرا همین حرکت ما باعث خوشحالی آقا مهندس خواهد شد. سفر اولی به درمانش برسد و سفر دومی به خدمتش ادامه دهد. این همان چیزی است که آقا مهندس از ما خواستهاند. پس وجود آقا مهندس همچنان در کنار ما احساس میشود. نکته دیگر این است که آقا مهندس، استاد امین را برای ما به یادگار گذاشتهاند؛ کسی که باید با همان محبت و احترامی که نسبت به آقا مهندس داشتهایم، به ایشان نیز نگاه کنیم. آقا قدیری نیز تأکید کردند که استاد امین را در این مسیر در کنار خودمان داشته باشیم و همان حسی را که نسبت به آقا مهندس داشتهایم، نسبت به استاد امین نیز حفظ کنیم. در پایان، از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، بسیار متشکرم. لطفاً آقا مهندس تشویق بفرمایید.

نویسنده: عباس شوکتی
عکاس: مسافر فرج
تنظیم و ارسال: مسافر عباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
104