انسان همیشه طالب حق و حقیقت است و همیشه دنبال این بوده که حقیقت چیست و این بسیار برای او مهم است. در قرآن آمدهاست که همه آسمانها و زمین را بر اساس حقیقت آفریدیم. به طور کلی آفرینش بر اساس حقیقت، راستی و عدالت خلق شده است و به همین دلیل اگر از آن فاصله بگیریم دچار مشکلات بسیار میشویم. در بیشتر اوقات متوجه نمیشویم که داریم از این مهم فاصله میگیریم؛ چون نیروهای منفی کارشان را خوب بلدند. آموزشها حتی در کلامالله از طریق کلام بودهاست و حالا به همین اندازه کلام میتواند تاثیر منفی هم داشته باشد. برای همین نیروهای منفی با انحرافات کوچک و شکافهای خیلی ریز شروع میکنند، چون میدانند هیچ انسانی راه انحرافی را دوست ندارد، به این دلیل بهگونهای آرام و خزنده عمل میکنند که شخص متوجه نمیشود که دارد راه انحرافی را طی میکند، پس با بازی با کلمات و معانی آنها، روی ذهن افراد اثر میگذارند. خیلی مهم است بدانیم حقیقت چیست و چگونه در مسیر آن حرکت کنیم. باید بدانم حقیقت همیشه آن چیزی نیست که به نفع من باشد و من خوشم بیاید. گاهی سعادت و سلامت ما در چیزی نهفته است که برای ما خوشایند نیست. زمانی این مسئله را متوجه میشویم که کماکان در مسیر آموزش باشیم؛ زیرا همانطوری که در حال رشد هستیم همزمان با تاریکی هم رشد خواهیم کرد، پس حالا چطور بفهمیم یک چیز حقیقت است یا نیست. یک روش آن روش جامعهشناسی است که اگر نتیجه کاری یا موضوعی راستی، درستی و عدالت بود و تعادل را حفظ کرد میشود حقیقت وگرنه میشود مسیر تاریکی. روش دیگر بگذاریم چند نوع نگرش مختلف را افراد تجربه کنند. با توجه به تکنولوژی دستگاههای بیان ژن آنها را در نظر بگیریم و ببینیم آیا این رفتارها روی بیان ژن آنها تاثیر گذاشته است یا نه؟ آیا این تاثیر مثبت بوده یا منفی؟ آنوقت میتوانیم قاطعانه در مورد حقیقت بودن یا نبودن یک موضوع یا یک گرایش و... شرح بدهیم. حالا تا رسیدن کامل به این موضوع تکنولوژی، باید از جهانبینی مشورت، برای فهمیدن حقیقت استفاده کنیم. نفس ما دوست دارد به خواستههایش برسد و از زندگی لذت ببرد، ولی نه به صورتی که هرچیزی را به نفع خودش گره بزند و یا اینکه فقط مثل زاهدها خودش را از همهچیز محروم کند، بلکه باید تعادل را در نظر بگیرید. حالا اگر انسان متوجه حقیقت نشود چه میشود؟ عامل حرکت انرژی است و باید به کل ساختار برسد، پس جایی می رود که بیشتر برای تعادل خلقت موثر است، پس هرچه از حقیقت فاصله بگیریم سهم انرژی ما از کائنات کمتر میشود. باید بدانیم نعمتها در جهان ثابت نیستند و اگر در جهت درست و حقیقت حرکت کنیم نعمتها برای ما دائم زیاد میشوند. انسان بهشرطی میتواند دچار انحراف نشود که بتواند از بعضی خواستههایش بگذرد، یعنی کلید این قضیه در نفس انسان است. آنهایی که میتوانند از خواستههای مخرب بگذرند، بهمرور زمان یپشرفت میکنند. ما جهانبینی را یاد نگرفتهایم که فقط به هر گونهای به خواستههایمان برسیم، بلکه باید یاد بگیریم چگونه به بعضی خواستههایمان نرسیم. گاهی نباید به یکچیزهایی برسیم؛ چون مال ما نیست و اگر این را یاد گرفتیم یعنی پالایش انجام شدهاست. بنده مخلص یعنی این که چیزی از آن گرفته شده تا به اخلاص رسیدهاست و ویژگیهای خاص خودش را دارد، البته این اتفاقات باید بهمرور زمان انجام شود تا اضافاتمان گرفته شود، صفاتمان تغییر کند، خالص شویم و الهامات به ما برسد، باشد که بتوانیم با آموزشهای هرچه بیشتر و تلاش و کوشش فراوان در جهت حقیقت گامهای موثری برداریم.
نویسنده: راهنما مسافر علیرضا
تایپ: مسافر حامد( لژیون پنجم)
ویرایش متن: مسافر محمود( نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1048