جلسه چهاردهم از دوره سوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، ویژه مسافران نمایندگی کاشان، با استادی راهنمای محترم جونز مسافر عباس و نگهبانی مسافر جلال و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسۀ "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)" یکشنبه 26 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان عباس هستم یک مسافر، خدا را شاکر و سپاسگزارم که توانستم در این راه قرار بگیرم و خدمت کنم. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و همچنین نگهبان محترم تشکر میکنم. درود میفرستم به روح بزرگ آقای مهندس دژاکام و آرزوی موفقیت برای دکتر امین دارم.
جناب مهندس دیگر حضور فیزیکی در بین ما ندارند و خیلی از ما شاید فکر کنیم و بگوییم کاش اون روز رفته بودیم، یکبار بیشتر رفته بودیم، برای خودم که در زندگی اتفاق افتاد، ایکاش گفتنها بود که یک شب از شب تا صبح خواب نکردم و ایکاش گفتنها را تکرار میکردم، بعد از نماز صبح رفتم پیادهروی و گوش میکردم آن سیدی که آقای مهندس درمورد جهان فیزیکی و ذهنی صحبت میکند، آقای مهندس دیشب مطلع بودند که من چه مشکلی داشتم منظورم جهان ذهنی است.
آقای مهندس اگر خودشان اینجا بودند ناراحت نبودند، چون مسیری را برای ما با قوانین و مقررات طراحی و نشانهگزاری کردند و مسیر را به دانشمند بزرگ و دلسوزی چون دکتر امین سپردند. یکی از دستاوردهایی که برای من داشته، این بود که با مصرف ۸ گرم شیره خوراکی وارد کنگره60 شدم و به درمان رسیدم. اولین کاری که برای من کردند آن عشق و محبت بود که در ابتدا از اعضای کنگره60 دیدم، عشق و محبتی که در کنگره60 دیدم در هیچ کجا تجربه نکردم.
کشف متد DST یکی دیگر از دستاوردهای آقای مهندس است که من بارها روشهای گوناگونی را تجربه کرده بودم ولی نتوانستم به نتیجه برسم. جناب مهندس خیلی حساس بودن روی ورزش، سیگار و اضافهوزن. آقای مهندس هر آنچه باید به من آموزش میدادند، آموزش دادند ولی الان وظیفۀ من چیست؟ وظیفۀ من این است که قدردان زحمات ایشان باشم و عاشق خدمت و عاشق حضور در کنگره60 باشم و مواظب نیروهای منفی و اهریمنی باشم.
من همیشه دعاگوی کسی هستم که کنگره۶۰ را به من معرفی کرد. یکی از من پرسید که آیا مسیر کنگره60 را که یاد گرفتی به دیگران هم یاد دادی؟ گفتم بله، پرسید آیا کسی بود که بیاید و یاد بگیرد؟ گفتم اولاً من وظیفهام این است که پیام را برسانم و من وظیفه خودم را انجام دادم ولی اگر کسی با پیام من به کنگره60 آمد همانند درختی است که انسان میکارد وقتی که درخت به بار میرسد لذت بخش است، اگر کسی بیاید و حتی اگر یک نفر درمان بشود لذت میبرم.
برای آقای مهندس چه لذتی از این بالاتر که صدها هزار نفر درمان شدهاند و چه لذتی از این بالاتر که هزاران نفر درحال درمان هستند، اگر من در لژیون سردار خدمت میکنم این خدمت برای کسانیست که در انتظار درمان هستند. آقای مهندس همیشه به ما یاد دادند که امید داشته باشیم. آقای مهندس فرمودند به واسطه مصرف سیگار سکته به سراغ انسان میآید که اصلاً فکرش را هم نمیکند. با کشیدن و مصرف سیگار هیچ وقت سفر کامل نیست.
آقای مهندس برای لژیون جونز ارزش زیادی قائل بودند، مخصوصاً سالهای اخیر، چون ما به سلامتی برسیم برای اینکه جسممان را بشناسیم باید بدانیم که فقط جسم ما به ابرو و گونه و چشم نیست، جسم ما از چهل هزار میلیارد سلول تشکیل شده که هر سلول مثل یک شهر است. ما باید بدانیم جسم ما به چه چیزهایی نیاز دارد، ساختمان به همه چیز نیاز دارد؛ جسم ما هم به همه چیز نیاز دارد.
امیدوارم بتوانیم آنطور که به آقای مهندس علاقمند هستیم ولی حضور فیزیکی ندارند ولی ما باید راه ایشان را ادامه بدهیم. تشکر میکنم از اینکه با سکوت زیبایتان به صحبتهای من گوش دادین.

عکس: مسافر علیرضا لژیون یکم
تایپ: مسافر علی لژیون دوم و مسافر محسن لژیون یکم
تهیه و نتظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
75