English Version
This Site Is Available In English

بزرگترین میراث آقای مهندس علم کنگره و دانش و محبت است

بزرگترین میراث آقای مهندس علم کنگره و دانش و محبت است

جلسه یازدهم‌ از دوره بیست‌‌و‌‌چهارم کارگاه‌‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی دهخدا قزوین به استادی راهنما همسفر نازنین‌، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهره با دستور‌‌جلسه « بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان » روز یکشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌‌کار کرد.

 

سخنان استاد:

دستور‌جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاورد‌های علمی ایشان (کتاب‌ها)» می‌باشد، در کتاب ۶۰‌درجه زیر صفر جمله‌ای نوشته شده که من خیلی این جمله را دوست دارم و امروز به این نتیجه رسیدم که چقدر این جمله نمایانگر خود آقای مهندس است، استاد سردار می‌ گویند: فتح قله و رسیدن به آن چندان اهمیتی ندارد؛ اما اینکه نشانی در آنجا به جای بگذاریم خیلی مهم است و این جمله را آقای مهندس به زیباترین شکل ممکن به اجرا درآوردند.

امروز همگی دور هم جمع شدیم تا این غم بزرگ را تسکین دهیم؛ قبل از اینکه در مورد بزرگداشت ایشان بخواهم صحبت کنم، در جزوه‌ راهنمایی یک جمله‌ای هست که می‌گوید: درد شکافنده فهم است، امروز این درد یک شکافی برای ما می‌تواند ایجاد کند، هم در فهم درست و هم در فهم نادرست یا باعث صعودمان می‌شود یا باعث سقوطمان و این بستگی به برداشت و نگرش ما دارد، آقای مهندس طی این سال‌ها تلاش کرده‌‌اند که در نگرش ما تغییر ایجاد کنند تا ما به همه چیز درست نگاه کنیم، امروز از آقای مهندس تنها در مورد اینکه قدردانی و تجلیل نمائیم صحبت نمی‌کنیم؛ در واقع می‌خواهیم در مورد مسیری که ایشان طی این سال‌ها زحمت کشیدند که انسان‌ها را از بند تاریکی خارج کنند صحبت می‌‌کنیم، آقای مهندس طی حدوداً ۳۰ سال پیش کنگره‌۶۰ را برپا کردند و پیش از آن هم در حال نوشتن کتاب‌هایشان بودند، از آثار ایشان کتاب «عبور از منطقه ۶۰‌درجه زیر صفر» که در مورد اعتیاد است، تصویر درمان تاریکی و حرکت به‌‌سوی روشنایی را به‌‌صورت تدریجی برای ما به تصویر می‌‌کشد.

کتاب ۶۰‌‌درجه زیر صفر کتابی است که می‌توانم بگویم تنها به درد مصرف‌کنندگان مواد مخدری که خواهان درمان هستند نمی‌خورد؛ همان طوری که اول کتاب هم آمده برای همه انسان‌هاست؛ تنها کافی‌ است که خواسته‌اش را داشته باشند تا بتوانند از آن برداشتی کنند، کتاب دوم، کتاب «چهارده مقاله» است، موضوع اصلی این کتاب شامل: شناخت درمان اعتیاد و رویکردهای غلطی که تا به امروز بوده مورد بررسی قرار گرفته است، و جمله‌ای که در مقاله اول خواندم و برایم جالب بود، درمان گروهی در کنگره‌ به این صورت است که افراد مصرف‌کننده گردانند‌گان این مجموعه هستند، از نیروی این عزیزان استفاده می‌‌شود و گذشته آنها مهم نیست، به آنها فرصت داده می‌شود تا آینده خودشان را بسازند، و به جرأت می‌گویم کنگره تنها جایی است که این اجازه به مصرف‌کننده‌ مواد مخدر داده شده که بتواند رشد پیدا کند.

 کتاب بعدی «عشق یا چهارده وادی برای رسیدن به خود» است، اسم این کتاب کاملاً مشخص است؛ ۱۴ مسیر را معرفی می‌کند از تفکر تا عشق که به خودمان و در‌نهایت به قدرت مطلق برسیم، و کتاب «ادموند و هلیا » که ماهیت انسان را بیان می‌کند و اینکه چگونه یک انسان وارد کره خاکی شد و تمام این روند را با حالت طنز به تصویر می‌کشد و کتاب «حال شما چطور است؟»؛ کتابی که درون ما را به نمایش می‌‌گذارد، اولین باری که این کتاب را مطالعه کردم برایم همه چیز مبهم بود، اصلاً متوجه نمی‌شدم چه کسی صحبت می‌کند؛ اما چند بار که خواندم متوجه شدم، من هستم که با خودم صحبت می‌کنم، این کتاب به دل من نگاه می‌کند و به من یاد می‌‌دهد، که احساس و نفس من باید درست عمل کند؛ باید تزکیه شود تا آن ارتباط‌ها و صداهای درونم را بشنوم.

چندین کتاب در اوایل کنگره آقای مهندس داشتند مثل «اشعث»، «سردار»، «عقاب سفید» که بنا به صلاحدید بنیان کنگره برداشته شده است و در دسترس عموم نیست، کتاب «ساختمان جسم» که سال پیش چاپ شد؛ سال‌‌هاست آقای مهندس در تلاش‌‌اند که تمامی اعضای کنگره از ضد ارزش‌‌ها دور باشند، این کتاب می گوید: سلامت جسم باعث می‌شود که عملکرد درست داشته باشیم و جسممان در تعادل باشد، خیلی از بیماری‌‌ها که در بدن ما وجود دارد به‌‌‌خاطر عملکرد نادرست جسم است. 

 خیلی خوشحالم که در کنگره حضور داشتم و توانستم یک همسفر باشم و از آموزش‌‌های آقای مهندس استفاده کنم، همه ما قبل از کنگره کتاب خوانده بودیم؛ اما کتاب‌های کنگره نوع آن فرق دارد؛ زیرا آقای مهندس از زبان خود ما صحبت کردند و از کلمات سخت و نامفهوم استفاده نکردند، اصلاً اینکه تعداد صفحات و یا قطر کتاب چقدر است به‌‌نظر من مهم نیست؛ اینکه چه تکانه‌ای و چه دریچه‌ای برای افکار و اندیشه ما باز می‌کند مهم است، آقای مهندس به بهترین شکل این کتاب‌‌ها را چاپ و در دسترس عموم قرار دادند، می‌‌‌‌توانیم باز خوردش را در تک‌‌تک اعضا و یا حتی افرادی که بیرون کنگره قرار دارند و مطالعه کرده‌‌اند، مشاهده کنیم.

بزرگترین اثر آقای مهندس به‌‌نظر من نازنین آن عشق و محبت است؛ برای آن کتابی چاپ نشده است؛ اما در سلول‌ها و در قلب ما هک شده‌‌، تعداد برگ‌های این کتاب، رگ‌هایی‌ست که در بدن تک‌تک ما انسان‌ها جاری است، آقای مهندس در دل تاریکی به من نازنین هویت داد، و اجازه داد در  زندگی، زندگی کردن را تجربه کنم، ما قبل از کنگره زندگی می‌‌کردیم؛ اما زندگی که در جهل و نادانی بود و تنها فکر می‌کردیم حق با ماست و خودمان را می‌دیدیم و هیچ‌کس را قبول نداشتیم، آقای مهندس یک آئینه مقابل ما گذاشتند که اول خودت را ببین تا دیگران را بتوانی ببینی و با هر مشکلی که رو‌به‌رو هستی قطعاً گره آن درون خودت است، این تکانه‌ای است که یاد بگیریم اول از همه خودمان را درست کنیم.

بزرگترین میراثی که آقای مهندس برای ما گذاشتند، علم کنگره، دانش و محبت است، و این مانند یک گنجینه است، امیدوارم بتوانیم از این گنجینه محافظت کنیم و به کسانی که بیرون از کنگره هستند هدیه بدهیم، یعنی آن رسالت آقای مهندس را ادامه دهیم، آقای مهندس همیشه می گویند: ریشه کنگره هستند، ما همچنان آن ریشه را داریم، با وجود اینکه حضور فیزیکی آقای مهندس را نداریم؛ اما همچنان مانند یک پدر برای تک‌تک ما بودند و همچنان به واسطه آموزش‌‌هایشان دستشان روی شانه ما است، امیدوارم همه ما با حرکت و عملکرد درست در قالب عدالت، معرفت و عمل سالم، بزرگداشت حقیقی را اینجا اجرا  و به آن درست عمل کنیم.

  سعی کنیم دیگر نترسیم از اینکه بگوییم ما یک کنگره‌ای هستیم و مصرف‌کننده داشتیم، سرمان را بالا بگیریم وبگوئیم ما تغییر کردیم، امروز دیگر نباید ترس داشته باشیم، امیدوارم همه ما قدر کنگره را بدانیم و این محبت دیگر برای ما نیست؛ باید به دیگران انتقال دهیم و این زنجیره همچنان ادامه پیدا کند، و روزی را ببینیم به گفته آقای مهندس از آن مرزها دیگر رد شویم.

مرزبان کشیک: همسفر سحر و مسافر دانیال

تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)

عکاس: همسفر کلثوم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) 

ارسال: همسفر پریسا مرزبان خبری 

همسفران نمایندگی دهخدا قزوین

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...