ششمین جلسه، از دوره شصتم و یکم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی راهنمای محترم مسافر پوریا، نگهبانی مسافر منصور و دبیری مسافر جهانگیر با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها) » یکشنبه 26 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، پوریا هستم، یک مسافر
از خداوند خودم تشکر میکنم که بار دیگر توانستم این جایگاه را داشته باشم تا آموزش بگیرم، از جناب مهندس و خانواده ارجمندشان تشکر میکنم که با به وجود آوردن این محیط و بستر، راهی را پیش پای من گذاشتند تا علاوه بر درمان اعتیاد خودم، روش زندگی را هم یاد بگیرم.
از راهنمای خوبم، آقا حمید، راهنمای DST خودم، تشکر میکنم و همچنین از آقا رضا، راهنمای سیگارم.
در ادامه دستور جلسه هفته گذشته، مطالب بسیاری را مرور کردیم؛ از جمله تأسیس کنگره ۶۰ توسط جناب مهندس، ابداع روش DST برای درمان اعتیاد و کشف یا ابداع D.SAP، اما امروز میخواهیم درباره کتابهای جناب مهندس صحبت کنیم.
ایشان تألیفات بسیار زیادی دارند و از نظر من، چهار کتاب از شاخصترین آثار ایشان عبارتاند از: کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، کتاب «چهارده وادی عشق»، کتاب «ادموند و هلیا» و کتاب «چهارده مقاله»
اولین کتابی که جناب مهندس تألیف کردند، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» بود، ایشان از همان ابتدای کتاب، روش درمان خود را گامبهگام توضیح میدهند و بهصورت یک خودآموز، شخصی را که قرار است این کتاب را مطالعه کند، راهنمایی میکنند تا در مسیر درمان اعتیاد خود قدم بردارد.
بااینحال، به نظر من، امکان ندارد شخصی بدون معلم و راهنما بتواند بهتنهایی این کتاب را بهخوبی درک کند، باید شخصی باشد که بتواند مطالب کتاب را توضیح دهد، در این کتاب، اساتید جناب مهندس مطالبی را بیان میکنند که شاید برای یک سفر اولی تا حدودی سنگین باشد؛ بنابراین، به نظر من، این کتاب باید توسط راهنما تدریس شود.
کتاب دوم، «چهارده وادی عشق» است، تابلوی این چهارده وادی را در کنار سالن داریم، در این کتاب، هر وادی بهصورت مفصل توضیح داده شده است تا مشخص شود این مطالب و عناوین به چه معنا هستند، مطالب از وادی اول، یعنی تفکر، شروع میشوند و تا وادی چهاردهم، یعنی عشق، ادامه پیدا میکنند.
این وادیها میتوانند نهتنها در مسیر درمان اعتیاد، بلکه برای یادگیری روش صحیح زندگی نیز به ما کمک کنند، به من یاد میدهند که ابتدای هر کاری، تفکر کردن است، اما این موضوع به چه معناست؟
برای مثال، من قبلاً فکر کردن را بلد نبودم، فکر کردن با تفکر متفاوت است، فکر کردن، همین تراوشات ذهنی است که در ذهن هرکسی به وجود میآیند و از بین میروند، آنطور که شنیدهام، روزانه هشتادوشش هزار فکر در ذهن ما میآید و میرود، این افکار مبدأ و مقصد مشخصی ندارند و بهتنهایی مرا به جایی نمیرسانند، نیروها بهصورت واگرا از یکدیگر جدا میشوند و تمرکزی وجود ندارد.
اما تفکر کردن یعنی تمرکز داشتن بر یک هدف، وقتی میخواهم وارد کنگره شوم و درمان شوم، باید تمرکزم روی هدفم، یعنی درمان اعتیاد، باشد، وقتی به من میگویند باید ده یا یازده ماه در اینجا بمانم و طول درمانم یازده ماه است، باید این موضوع را بپذیرم، در اینجا، تفکر من هدفمند است و مرا به نتیجه میرساند.
بنابراین، این وادیها روش زندگی را به من یاد میدهند، این مطالب در کتاب «چهارده وادی عشق» بهطور کامل توضیح داده شدهاند.
کتاب بعدی، «ادموند و هلیا» است، معمای بسیار پیچیدهای در ادیان وجود داشته است: آدم و حوا چه کسانی بودند؟ آیا آدم و حوا اشخاص خاصی بودند یا تصوری بودند که در ذهن پیامبران شکل گرفته بود؟ آیا این موضوع به پیامبران وحی شده بود تا آن را برای انسانها توضیح دهند؟
جناب مهندس در کتاب «ادموند و هلیا»، به شیوهای شیوا و در قالب نمایشنامهای بسیار زیبا، این موضوع را توضیح میدهند، توصیه میکنم دوستان این کتاب را تهیه کنند و بخوانند؛ زیرا بسیار جالب توضیح میدهد که آغاز خلقت بشر از کجا بوده است.

وقتی کتاب «ادموند و هلیا» را میخوانم، در ابتدا تصور میکنم شخصی به همراه همسرش مرتکب خطایی شده است و از همانجا انسانها انشعاب پیدا میکنند، اما وقتی عمیقتر به موضوع فکر میکنم، میبینم شاید آدم و حوا خود من باشم، شاید آدم خود من باشم و همسرم هم حوا باشد، ما در طول زندگی اشتباهاتی انجام میدهیم، از مسیر اصلی جدا میشویم و در نهایت سقوط میکنیم.
در داستان «ادموند و هلیا»، پس از اینکه آنها مرتکب خطا میشوند و میوه ممنوعه را میخورند، اتفاقاتی رخ میدهد که در نهایت به سقوط آنها منجر میشود؛ یعنی از بهشت به زمین سقوط میکنند، به جایی خشن که انسان در آن اختیار دارد و میتواند راه درست یا غلط را انتخاب کند.
انسان پس از این سقوط باید دوباره راه خود را پیدا کند و مسیری را طی کند تا به همان بهشتی بازگردد که خداوند در اختیارش گذاشته بود.
این کتاب در نهایت به من میگوید که آدم خودت هستی و این تو بودهای که اشتباه کردهای، ما خودمان میدانیم که در زندگی چقدر اشتباه کردهایم، یکی از اشتباهات ما مصرف مواد مخدر و گرفتار شدن در اعتیاد بوده است، حالا باید مسیر کنگره را طی کنیم و در نهایت از اعتیاد جدا شویم تا دوباره به همان بهشتی برسیم که از ابتدا در آن بودهایم، البته بهتر است کتاب را بخوانید تا خودتان متوجه موضوع شوید.
کتاب بعدی، «چهارده مقاله» است، به نظر من، این کتاب از بنیادیترین آثار جناب مهندس در زمینه درمان اعتیاد است، این کتاب بهصورت علمی، ملموس و تجربی، درمان اعتیاد را برای انسانها توضیح میدهد و مباحث بسیار زیادی را در بر میگیرد.
در این کتاب، مثلث درمان اعتیاد مطرح میشود و توضیح داده میشود که درمان اعتیاد از کجا شروع میشود، از نظر ما، جسم اهمیت بسیار زیادی دارد و پایه و اساس درمان اعتیاد محسوب میشود، برخلاف گروههای دیگر، ما جسم را پایه و فونداسیون درمان اعتیاد میدانیم.
در ادامه، موضوع مهندسی اعتیاد توضیح داده میشود و کتاب در مجموع شامل چهارده مقاله است، یکی از این مقالهها، مقاله سیزدهم، درباره درمان سیگار است که جناب مهندس در آن، روش درمان خود را توضیح میدهند.
در پایان میخواهم بگویم که به نظر من، این چهار کتاب، در کنار کتابهای دیگر جناب مهندس، مانند «حال شما چطور است؟»، از آثار شاخص ایشان هستند، این کتابها میتوانند نهتنها به من کمک کنند تا اعتیاد خود را درمان کنم، بلکه به من یاد میدهند که روش درست زندگی را پیدا کنم و حتی پس از درمان اعتیاد نیز آن را ادامه دهم
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، بسیار ممنونم.
تایپ و عکس؛ مسافر روح الله
ویرایش و تنظیم؛ مسافر علی
مسافران نمایندگی پرویناعتصامی اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
194