بهنام قدرت مطلق الله
ششمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر مسعود، نگهبانی مسافر علیاکبر و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس دژاکام و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)» در تاریخ یکشنبه 26مهرماه 1405 راس ساعت 17:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مسعود هستم، یک مسافر.
همانطور که مطلع هستید، از روز یکشنبه هفته گذشته، خبر رجعت آقای مهندس دژاکام به جهان دیگر اعلام شد و متأسفانه ما از حضور فیزیکی ایشان محروم شدیم. طبیعتاً از این اتفاق ناراحت و اندوهگین هستیم؛ اما از آموزشهای آقای مهندس آموختهایم که هنگامی که انسانی از این جهان رجعت میکند، بازماندگان او دچار اندوه و غم میشوند، در حالی که در جهان دیگر، کسانی هستند که از تولد دوباره او در آن جهان خوشحالاند.
دستور جلسه امروز، «دستاوردهای علمی مهندس دژاکام و کتابهای ایشان» است. هفته گذشته درباره مقالات علمی ایشان صحبت شد؛ اما حقیقت این است که هرقدر از دستاوردهای علمی، فکری و شخصیتی ایشان بگوییم، باز هم نمیتوانیم حق مطلب را بهطور کامل ادا کنیم.
آقای مهندس تنها یک نام و نام خانوادگی، یک عضو خانواده، یک پدر یا یک همسر نبودند؛ بلکه شخصیتی فراتر از این عناوین داشتند. ایشان بنیانگذار مجموعهای شدند که ساختار، اصول و روش مشخصی دارد و مسیر حرکت را برای انسانهای بسیاری روشن کرده است.
اما دستاورد ایشان تنها پایهگذاری یک مجموعه نبود؛ بلکه نگرش، طرز تفکر و اندیشهای بود که در این مسیر به ما آموختند. امروز، اگرچه از حضور فیزیکی آقای مهندس در کنار خود محروم هستیم، اندیشهها و آموزشهای ایشان در تار و پود وجود ما ریشه دوانده است و میتوانیم با بهکارگیری آنها، مسیر زندگی خود را ادامه دهیم.
بزرگی انسانها به نام، مقام، مدارک عالی تحصیلی یا موقعیت اجتماعی آنها نیست؛ بلکه به اثری است که بر زندگی دیگران میگذارند و تغییری که در اندیشه و رفتار انسانها ایجاد میکنند.
آقای مهندس روشی را ابداع کردند که نهتنها راه درمان اعتیاد را به ما نشان داد، بلکه چگونگی دگرگونی در زندگی را نیز به ما آموخت. ایشان به ما نشان دادند که انسان میتواند از شرایط دشوار عبور کند، شناخت خود را افزایش دهد و با حرکت در مسیر درست، به انسانی متفاوت تبدیل شود.
یکی از ویژگیهای برجسته ایشان، خاکی بودن، صمیمیت و پایبندی به اصول انسانی بود. ایشان همواره به آنچه آموزش میدادند، عمل میکردند و هیچگاه از دیگران چیزی را مطالبه نمیکردند، مگر آنکه خود پیش از آن، به آن عمل کرده باشند.
به باور من، کسی میتواند آموزش مؤثری به دیگران بدهد که پیش از هر چیز، خودش به آن آموزش ایمان داشته باشد و آن را در زندگی خویش به اجرا درآورد.
از همین رو، یکی از ارزشمندترین درسهایی که از آقای مهندس آموختهایم، این است که میان گفتار و کردارمان فاصلهای نباشد و آنچه را به دیگران آموزش میدهیم، ابتدا در وجود خودمان به مرحله عمل برسانیم.
امروز، اگرچه جای خالی ایشان را احساس میکنیم، میتوانیم با عمل به آموزشها و حفظ اصولی که برای ما به یادگار گذاشتهاند، ادامهدهنده مسیری باشیم که ایشان برای احیای انسانها و بازگشت امید به زندگی بنا کردند.
آقای مهندس دژاکام دستاوردهای بسیار ارزشمندی دارند که یکی از مهمترین آنها، تألیف کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» است.
در این کتاب، آقای مهندس با زبانی ساده و در قالب یک تمثیل زیبا، مسیر درمان اعتیاد را برای ما ترسیم میکنند. ایشان به فردی که تمام وجودش مانند جسمی یخزده است و با وسیلهای فرسوده در جادهای یخبندان سفر میکند، این نوید را میدهند که اگر آرام و با صبر حرکت کند، سرانجام به مقصد خواهد رسید؛ اما اگر عجله کند، ممکن است با مشکلات جدی روبهرو شود.
این پیام برای من بسیار ارزشمند است؛ زیرا به ما میآموزد که در مسیر درمان، عجله نکنیم و بدانیم که رسیدن به مقصد، نیازمند صبر، حرکت درست و رعایت اصول است. ما نیز اگر بهجای شتابزدگی، با آرامش و طبق برنامه حرکت کنیم، میتوانیم به مقصد برسیم.
کتاب دیگر ایشان، «عشق؛ چهارده وادی برای رسیدن به خود» است که در آن، آموزشهای ارزشمندی برای زندگی ارائه شده است. از همان وادی اول، یعنی تفکر، مسیر حرکت برای ما روشن میشود و در ادامه، وادیها به ما میآموزند که خودمان را دستکم نگیریم و بدانیم که هر انسانی ظرفیتهای ارزشمندی دارد.
با حرکت در مسیر وادیها، بهتدریج با مفاهیم عمیقتری آشنا میشویم. تمام این آموزشها سرشار از امید هستند؛ اما در کنار امید، به ما هشدار میدهند که مراقب نفس خود باشیم و بدون تفکر و شناخت، به دنبال خواستههای نادرست حرکت نکنیم.

این آموزشها به ما میگویند که اگر درست تفکر کنیم و برای خواستههای خود ساختاری منطقی در نظر بگیریم، میتوانیم به نتایج ارزشمندی برسیم.
یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ آقای مهندس، احیای شخصیت انسانهایی است که به دلایل مختلف از جامعه طرد شده بودند و بسیاری از افراد، دیگر امیدی به بازگشت آنها نداشتند. ایشان با آموزشهای خود، به این انسانها فرصت دوبارهای برای زندگی بخشیدند. بهجای آنکه فرد را صرفاً با عنوان «معتاد» بشناسند، واژه «مسافر» را به کار بردند؛ واژهای که در خود، مفهوم حرکت، امید و رسیدن به مقصد را دارد.
این تغییر واژه، تنها تغییر یک عنوان نبود؛ بلکه بیانگر نگاهی متفاوت به انسان و تواناییهای او بود. آقای مهندس با فراهم کردن بستر آموزش و درمان، به افرادی که روزی خود را ناتوان و ناکارآمد میدانستند، کمک کردند تا به انسانهایی توانمند، متفکر و مسئولیتپذیر تبدیل شوند.
به نظر من، یکی از بزرگترین دستاوردهای ایشان را باید در نتایجی جستوجو کرد که امروز در زندگی مسافران و خانوادههای آنها مشاهده میکنیم.
وقتی روزهای پنجشنبه شاهد رهایی مسافران هستیم، گاهی مادری را میبینیم که از شدت خوشحالی اشک میریزد. این اشکها، داستانی از رنجهای گذشته و امیدی تازه برای آینده را در خود دارند.
چه تفاوت بزرگی است میان روزی که یک مادر نگران فرزندش است و نمیداند او در زندان، خرابهها یا پاتوقهای مصرف مواد چه وضعیتی دارد، با روزی که همان مادر در کنگره60 با افتخار در کنار فرزندش میایستد و میگوید: «این پسر من است، من به او افتخار میکنم.»
چه تفاوتی است میان همسری که روزی از زندگی مشترک خود ناامید شده بود و امروز با افتخار از همسرش یاد میکند!
هر کودکی آرزو دارد پدرش با سربلندی به مدرسهاش بیاید، دست او را بگیرد و در کنار او باشد؛ اما اعتیاد گاهی چنان فاصلهای میان پدر و فرزند ایجاد میکند که حتی این خواسته ساده نیز به آرزویی دور تبدیل میشود.

چندی پیش، در شعبه شیخ بهایی خاطرهای شنیدم که تأثیر عمیقی بر من گذاشت. یکی از راهنمایان تازهواردان تعریف میکرد که پیش از گرفتار شدن در دام اعتیاد، در رشته ورزشی خود جایگاه بسیار خوبی داشته است؛ اما پس از آنکه اعتیاد زندگیاش را تحت تأثیر قرار داد، دخترش به او گفته بود: «بابا وقتی به دنبال من میآمدی، باعث آبروریزی من میشوی.»
وقتی این خاطره را شنیدم، با خودم فکر کردم که آقای مهندس چه تحولی در زندگی انسانها ایجاد کردهاند که امروز همان پدر میتواند به جای شرمندگی، مایه افتخار فرزندش باشد.
چه تعداد از پدران و مادران، همسران و فرزندانی که میتوانستند در ناامیدی و رنج باقی بمانند، امروز به واسطه آموزشها و روش درمانی کنگره۶۰ فرصت دوبارهای برای زندگی پیدا کردهاند!
اینها تنها بخشی از دستاوردهای آقای مهندس هستند؛ دستاوردهایی که شاید نتوان ارزش واقعی آنها را با اعداد و ارقام بیان کرد، زیرا با تغییر زندگی انسانها و خانوادههایشان سروکار دارند.
مدتی پیش، در حال گوش دادن به یکی از کتابها بودم که به گفتوگویی کوتاه میان استاد و شاگرد برخوردم. بخشی از آن را یادداشت کردم که دوست دارم برای شما بخوانم:
«این مکتوب، کتابی است که از نو نوشته میشود؛ با عقل و تفکری جدید و بسیار تا بسیار واقعی. ما برای هر کتابی ارزش قائلیم؛ اما کتابی که بتواند جسم و جان و نفس رو به موت آدمی را به حرکت دربیاورد و ظلمت را به نور تبدیل نماید بهای دیگری دارد. این آب شاید نتواند همه را سیراب کند؛ اما از غرق شدن عدهای که میخواهند به نقطهای از هسته وجود خویش برسند و جواب چراهای خود را بیابند کمک خواهد نمود. آنها زنجیری خواهند شد مانند یک قایق، قایق نجاتی که از دیدن غرق شدن انسانها به دوستان خود خبر بدهند که قایقهایی برای نجات ارسال نمایید. راهی تازه و قلمی تازه برای انسانهای فکر و اندیشمندی که به بنبست حیات رسیدهاند باز خواهد نمود. این کتاب کتابی است که بسیار از اعماق وجود آمده و چون از وجود دل و قلب و جسم و جان رها شده میتواند راهاییبخش تعداد بیشماری را فراهم آورد.».
این مطالب برای من بسیار تأثیرگذار بود؛ زیرا وقتی به تجربه شخصی خودم از مطالعه کتابهای آقای مهندس نگاه میکنم، میبینم که این کتابها در مسیر سفرم نقش مهمی داشتهاند.
در طول سفر، پرسشها و ابهاماتی در ذهنم وجود داشت. استادم به من پیشنهاد کرد که کتاب ادموند و هلیا را مطالعه کنم؛ زیرا بسیاری از پاسخها را میتوان در میان همین آموزشها پیدا کرد.
من هم در طول سفر، این کتاب را با علاقه فراوان مطالعه کردم و مطالب آن چنان برایم جذاب بود که تقریباً در یک شب آن را به پایان رساندم.
در میان آموزشهای کتاب، به این مفهوم برخوردم که اگر انسانی مرتکب اشتباهی شود، باید مسئولیت آن را بپذیرد و بهای اشتباهش را پرداخت کند. این آموزش به من یاد داد که امید داشتن به تغییر، به معنای نادیده گرفتن مسئولیتها نیست؛ بلکه انسان میتواند اشتباهات گذشته خود را بشناسد، مسئولیت آنها را بپذیرد و با حرکت درست، مسیر تازهای برای زندگی خود بسازد.
این همان امیدی است که آموزشهای کنگره۶۰ به من میدهند؛ امیدی که بر پایه شناخت، تفکر، پذیرش مسئولیت و حرکت بنا شده است.
در پایان، باید بگویم که درباره آقای مهندس دژاکام، دستاوردهای ایشان و تأثیر کتابهایشان، مطالب بسیار زیادی برای گفتن وجود دارد. آنچه بیان کردم، تنها بخشی از برداشتها و تجربههای شخصی من بود.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

تایپ و ویرایش: مسافر ابوالفضل، مسافر حامد، مسافر احمد از لژیون هشتم، همسفر پیمان
عکاس: مسافر حامد
تایید و ارسال: همسفر پیمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
370