ششمین جلسه از دور چهارم کارگاه های خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی هشتگرد، با استادی راهنمای محترم مسافر فرشید، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان کتاب ها » یکشنبه 26 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان فرشید هستم یک مسافر، قبل از هر چیز، خداوند بزرگ را شکر میکنم به خاطر فرصت دوبارهی زندگی که به من داد؛ و از جناب مهندس عزیز و خانوادهی محترمشان نیز سپاسگزارم به خاطر بستری که فراهم کردند تا منِ فرشید که زمانی آرزو داشتم یک روز مصرف نکنم، بیایم با خیال راحت روی این صندلیها بنشینم و به درمان برسم و تا حدود زیادی به تعادل برسم، برای رشد و ارتقاء خودم تلاش کنم و در آسایش و آرامش باشم.
روح این مرد بزرگ شاد که میدانم شاد است؛ صحبت کردن در حال بزرگداشت این مرد بزرگ، کمی سخت است اولین باری که یک همچنین دستور جلسهای قرار میگیرد در کنگره ۶۰، خودِ من حداقل تصورش را نمیکردم که اینقدر زود بیاید غافلگیر شدم، یکجورایی یک شوک بزرگ بود برای ما اعضا کنگره اما از آنطرف هم آموزشهای کنگره باعث میشود که منِ فرشید سر جایم بنشینم و تفکر کنم و با آینده امیدوار باشم این چیزی است که جناب مهندس به من یاد داده است.
در وادی دوم به من امید را یاد داده است و آقای مهندس همیشه میگفتند ما به هیچ گروهی وابسته نیستیم، به هیچ ارگانی وابسته نیستیم، از هیچ کجا کمک دریافت نمیکنیم و کمک هم میکنیم، حتی به دولت هم کمک میکنیم، یکسری از دستاوردهای علمی است که مقالاتش موجود است فقط ۱۴ مقاله در کتابی هست به نام «چهارده مقاله» که مقاله اولش در رابطه با راهکارهای درمان اعتیاد است، صورتمسئلهی اعتیاد و راهکارهای درمان اعتیاد، نمیگوید ترک اعتیاد، بلکه درمان اعتیاد سال ۷۸، من تازه شاید سه سال بود شروع کرده بودم دیدم دوراندیشی ایشان و تفکر نوین ایشان باعث شد که بعد از درمان اعتیاد و پیدا شدن صورتمسئلهی اعتیاد، درواقع حل کردن صورتمسئلهی اعتیاد، حلقهی مفقود درمان اعتیاد پیدا شود و به نام «جهانبینی» از آن یاد بکنیم و آموزش بگیریم.
ولی تیتروار بخواهم بگویم، چهارده مقاله هست که در آن میتوانید مطالعه کنید: درمان سیگار اتفاق افتاد، درمان چاقی اتفاق افتاد، چند درمان سرطان در کنگره ۶۰ اتفاق افتاد که مقالاتش هست، درمان اماس اتفاق افتاد، درمان کولیت اولسراتیو اتفاق افتاد و چند درمان دیگر که ما الآن یک نمونهاش را اینجا داریم؛ سرطان مسافر حمیدرضا درمان برایش اتفاق افتاد نمونههای دیگری هم دیدیم در دیگر نمایندگیهای کنگره که حداقل من دیدم، سه تا چهار نفر را دیدم که اتفاق افتاده است.
خیلی وقت نداریم؛ میخواهم بروم در رابطه با کتابهای ایشان صحبت کنم کتاب اولی که جناب مهندس چاپ میکند، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است که آن موقع هم به مشکل برمیخورند سر قضیه چاپ این کتاب، خب آن موقع مثل الآن نبود ازلحاظ مالی کنگره اینقدر پیشرفت نکرده بود و به ایشان میخواستند کمک کنند که قبول نکردن بالاخره چاپ شد تمام جزئیات سفر جناب مهندس در آن مدت، تمام پستی بلندیها، کاهشها، افزایشها، همه آنها دانهدانه در آن کتاب قیدشده و به چاپ درآمده و تغییری در آن ایجاد نشده است.
کتاب «چهارده وادی» تقریباً فکر کنم چهارده سال طول کشید تفکر کردن را به من یاد داد، امید را به من یاد داد، خدا را به من شناساند و در آخر، عشق را به من نشان داد.
کتاب «ادموند و هلیا» که جنگ درونی منِ فرشید را به من شناساند من اصلاً نگاهم به خلقت عوضشده درزمانی که این کتاب را من خواندم چون بهعنوان یک نمایشنامه و دید یک نمایشنامه من به این کتاب نگاه کردم، اصلاً زندگی ام یکجور دیگر شده است و دیدم بد آنقدر هم که فکر میکردم بد نیست؛ این نیروی منفی اصلاً اگر وجود نداشته باشد زندگی نمیشود تضاد اگر نباشد چیزی حرکت نمیکند و حرکتی اتفاق نمیافتد و چرخشی وجود نخواهد داشت آن شب و روز قشنگ است دیگر اگر شب نباشد روز معنی پیدا نمیکند، اگر بد نباشد خوب معنی پیدا نمیکند جن، درون آن کشمکش است که انسان را میسازد.

در کتاب «حال شما چطور است؟» به من یاد میدهد که از بچگی دنبال حال خوش بودهای و این حال خوب را هیچ جا پیدا نمیکنی مگر درون خودت و باید درون خودت را بشناسی.
در کتاب «ساختمان جسم» میآید و به من یاد میدهند که کاهش وزن و درست استفاده کردن از منابع غذایی چقدر مهم است و بدن من به همهچیزی که نیاز دارد را توضیح میدهد و یکسری جزوات هست که این جزوات چاپشدهاند ولی در دسترس همه قرار نگرفتهاند امیدوارم این جزوات در دسترس همه قرار بگیرد.
اصل قضیهای که من فکر میکنم باعث شد کنگره پیشرفت کند، شناخت انسان بود اینکه انسان دو بخش است: صور آشکار، صور پنهان این صور پنهان بسیار مهمتر از صور آشکار انسان است شناخت این صور پنهان انسان، شناخت عقل، جن و روح، کالبد، ذهن، نفس و ... چقدر مهم است.
ممنونم از جناب مهندس دژاکام و میدانم جایگاه شما خیلی بهتر است از روی زمین و خیلی هم کاردارید در دنیای دیگر. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.
عکس و تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مسافر حسین مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
1359