English Version
This Site Is Available In English

کنگره یک فرصت دوباره زیستن را به من داد

کنگره یک فرصت دوباره زیستن را به من داد

جلسه ششم از دوره پنجاه و هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی پهلوان محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر حمزه، با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتاب‌ها)" یکشنبه بیست و ششم مهر ماه ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه هفتگی ما بزرگداشت دستاوردهای علمی جناب مهندس آقای حسین دژاکام به ویژه کتاب‌های ایشان است. جناب آقای مهندس فراتر از شخصیتشان یک اثری است که روی قلب تک تک مسافران و همسفران تاثیر گذاشته است. وقتی که من شش سال پیش وارد کنگره 60 شدم به غیر از تاریکی‌ها چیز دیگری ندیدم. این دستاوردها و علم آقای مهندس بود که اعتیاد من درمان شد و امروز در جایگاه استادی نشسته‌ام.



اگر کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر را مطالعه کرده باشید یک راهنمای کامل برای شناخت انسان و شناخت اعتیاد است.
آقای مهندس 17 سال راه‌های مختلف را برای درمان اعتیاد خودشان امتحان کرده بودند‌، همیشه به بن بست می‌خوردند ولی با این حال دست از تلاش نمی‌کشیدند. به خاطر شخصیت محققی که داشتند راهی را باز کردند که امروزه کسی نبوده که به این راحتی افرادی که خواهان رهایی از اعتیاد هستند را درمان کند.
مسیری از تاریکی به سمت روشنایی برای ما باز کردند. پله پله آقای مهندس زحمت بسیاری کشیدند تا کتاب هایشان پله های رشد ما باشد. این وظیفه ما است که آن‌چه را آموخته‌ایم در زندگی به عرصه عمل برسانیم. استاد امین عزیز در سخنرانی خودشان هم بیان کردند که ادای احترام برای ما واجب و ضروری است اما ادای احترام واقعی این است آنچه را که یاد گرفته‌ایم هم در کردار و هم در گفتار لحاظ کنیم.
اگر در عمل آموزه‌های استاد را به کار نگیرم حتی جایگاه استادی موقت خواهد شد و بعد از آن من به بیراهه کشیده خواهم شد. کنگره یک فرصت دوباره زیستن را به من داد. من درود می فرستم به کسی که راهی را باز کرد تا من دوباره به آغوش خانواده‌ام برگردم.
زمانی بود که همه امکانات را داشتم اما هیچ آرامشی نداشتم. اما حالا آرامش من هیچ ربطی به داشته‌ها و نداشته‌هایم ندارد بلکه یک آرامش درونی است. آقای مهندس هر آن‌چه من گیر کرده بودم را شکافتند. با شجاعت در دل تاریکی‌ها رفتند و به سلامتی از آن عبور کردند.
همیشه این گفته‌ی آقای مهندس در ذهن من است که می‌گفتند یک خواست است، یک تقدیر است و یک فرمان الهی، آقای مهندس خواسته‌ی قلبی داشت؛ در تقدیرشان بود و آن فرمان الهی هم صادر شد. آقای مهندس در مصاحبه‌ای تلفنی گفتند که هیچ اشکالی ندارد انسان ها از این علم استفاده کنند تا به رهایی برسند. ایشان دوست نداشتند هیچ خانواده‌ای از هم بپاشد.
همیشه ما را دعوت می‌کردند به آرامش و صبر، انشاالله که همه ما در این مسیر ثابت قدم باشیم. لژیون سردار لژیونی است که با همه لژیون‌ها متفاوت است. برای مثال در لژیون جونز کسانی که می‌خواهند تغذیه سالم داشته باشند به آن می‌پیوندند. اما در لژیون سردار خود آقای مهندس تا آن سفر اولی هستند که با عشق شرکت کرده‌اند و هر کس در حد توانش توانست کمک کند.
من به پیشنهاد استادم وارد لژیون سردار شدم و تجربه کردم که خیلی از گره ها باز می‌شود، خوشحال هستم این سعادت را دارم که آن‌چه از کنگره دریافت کرده‌ام را بتوانم حتی به مقدار کم به آن برگردانم تا فرصتی ایجاد نمایم برای تازه واردین عزیز که آنها و خانواده‌های آنها از دام اعتیاد نجات پیدا کنند.
از اینکه به صحبت های من گوش دادید سپاسگزارم.



تایپ متن: مسافر امید
ویرایش و بارگزاری: مسافر حمزه
عکس: مسافر مهدی
 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...