English Version
This Site Is Available In English

مطمئناً خاموش نخواهد شد

 مطمئناً خاموش نخواهد شد

جلسه نهم ازدوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی  مسافرحامد، دبیری  مسافر محمود و استاد یهلوان مسافر جواد با دستور جلسه «بزرگداشت مهندس دژاکام و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب) » یکشنبه 19 مهر 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان جواد هستم یک مسافر

 

در تلاش و کوشش شما مطالبی نهفته است که کمتر از سخنان گفته‌شده نیست. به ساحل رساندن انسان‌های در حال غرق، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و ما هم‌اکنون در پی همین هدف هستیم. این حرکت، ادامه گذشته است و در آینده نیز امتداد خواهد یافت. شما راه را برای کسانی که راه ،را نمی‌شناسند، با نور عشق، عقل و ایمان روشن می‌کنید و این عمل در کل کائنات، عبادتی بی‌پایان محسوب می‌شود. حتماً می‌دانید که عبادت به روش‌های مختلف انجام می‌گیرد. سلام دوستان، من جواد هستم، یک مسافر. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اجازه حضور و توفیق خدمت را به من عطا کرده است. بسیار خوشحالم که امروز در جمع بهترین بندگان خداوند، در شهرستان قوچان، حضور دارم. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان، دبیر و تمامی عزیزان حاضر در جلسه تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا امروز در جمع شما باشم. یاد و خاطره دانشمند بزرگ، کاشف و خالق متد دی‌اس‌تی، مهندس حسین دژاکام را گرامی می‌داریم؛ انسانی که راه را برای کسانی که راه را نمی‌شناختند، باز کرد. طبق پیام استاد، این کار عبادتی بی‌پایان محسوب می‌شود. مهندس دژاکام با کشف و خلق متد دی‌اس‌تی، درد بسیاری از دردمندان را درمان کرد، ناتوانان را به توانمندی رساند و زمینه تغییر زندگی بسیاری از انسان‌ها را فراهم ساخت؛ انسان‌هایی که از شرایط دشوار و ناامیدکننده به سمت امید، توانایی و خوشبختی حرکت کردند. همان‌طور که عرض کردم، دستور جلسات این دو هفته تقریباً به یکدیگر مرتبط هستند. تمام دستاوردهای کنگره ۶۰ و اعضای آن را می‌توان به‌نوعی در ارتباط با کشف متد دی‌اس‌تی دانست که مهندس حسین دژاکام خالق و کاشف آن هستند. وقتی به پیام استاد توجه می‌کنم، می‌بینم که این حرکت، ادامه گذشته است و به آینده پیوند می‌خورد. نمی‌دانیم در آینده چه اتفاق‌های بزرگی رخ خواهد داد، چه معجزاتی در زندگی انسان‌ها اتفاق خواهد افتاد، چه میزان از درد و رنج بشر کاسته خواهد شد و چه قفل‌هایی که هیچ‌کس قادر به باز کردن آن‌ها نبود، در ادامه این مسیر باز خواهند شد. چراغی که مهندس دژاکام با نور عقل، عشق و ایمان برای ما روشن کردند و راهی که پیش روی ما گشودند، مطمئناً خاموش نخواهد شد و بسته نخواهد ماند؛ زیرا در این بستر، انسان‌های بسیاری تربیت شده‌اند و همچنان در حال آموزش هستند. ما از آموزش‌های مهندس آموخته‌ایم که با مرگ انسان، آثار و اندیشه‌های او از بین نمی‌رود. نبودن پیکر ظاهری یک انسان، به معنای نبودن او نیست. همچنین طبق پیام اساتید محترم، چیزی از آنچه بوده‌ایم، کاسته نخواهد شد؛ بلکه سفر در حلقه‌های آفرینش آغاز خواهد شد. در نوشتارهای کنگره نیز به این موضوع اشاره شده است که برای رسیدن به رهایی باید سه سفر را طی کنیم. برای رهایی از اعتیاد، سفر اول را پشت سر می‌گذاریم و پس از قطع مصرف و رسیدن به تعادل، وارد سفر دوم می‌شویم. در ادامه، برای رسیدن به قدرت مطلق، سفر سوم پیش روی ما قرار می‌گیرد. در نوشتارها می‌خوانیم که آغاز و پایان سفر خود را جشن می‌گیریم. پایان سفر اول، آغاز سفر دوم است و پایان سفر دوم نیز می‌تواند آغاز مرحله‌ای تازه باشد. بنابراین، هر پایان، آغاز حرکتی جدید است و ما باید قدر این مراحل را بدانیم. شاید امروز از نظر جسمی، مهندس دژاکام در میان ما حضور نداشته باشند، اما تفکر و اندیشه ایشان همچنان چراغ راه ماست. طبق فرمایش اساتید، ما در همه جای هستی با یکدیگر پیوند داریم، حتی اگر از نظر ظاهری یکدیگر را نبینیم.

آموزش‌هایی که از مهندس گرفته‌ایم، به‌وسیله انتقال‌دهندگان علم و دانش ایشان، یعنی راهنمایان محترم و خدمتگزاران کنگره ۶۰، در نمایندگی‌های مختلف تدریس می‌شود و ما همچنان از این آموزش‌ها بهره‌مند می‌شویم. راه ایشان ادامه دارد و ما نیز به‌عنوان رهروان این مسیر، وظیفه داریم در این راه حرکت کنیم. از نظر من، فصل جدیدی در کنگره ۶۰ آغاز شده است. تا امروز، فصل حضور ظاهری مهندس در کنار ما بود و اکنون وارد فصل تازه‌ای شده‌ایم. نمی‌خواهم بگویم کار ما سخت‌تر شده است؛ بلکه معتقدم عزم من جدی‌تر و عهد و پیمانم محکم‌تر خواهد شد. چرا این موضوع برای من اهمیت دارد؟ زیرا من نیز روزگاری انسانی در حال غرق شدن بودم و هیچ راه نجاتی برای خود نمی‌دیدم. چه کسی مرا به ساحل نجات رساند؟ کدام روش به من کمک کرد؟ چه کسی دست مرا گرفت و چراغ راه من شد؟ در پیام استاد می‌خوانیم که باید در تلاش و کوشش خود بکوشیم تا به مردگان جان ببخشیم. من نیز به‌نوعی انسانی مرده بودم؛ انسانی که امید و توان حرکت را از دست داده بود. این سیستم آموزشی، این روش و تفکر خالق و کاشف آن بود که به من فرصت دوباره زندگی کردن داد. در پایان، امیدوارم بتوانیم قدر آموزش‌های کنگره ۶۰ را بدانیم، در مسیر خدمت ثابت‌قدم بمانیم و با رفتار و کردار خود، ادامه‌دهنده راه مهندس دژاکام باشیم. به همین دلیل است که می‌گویم در فصل جدید، عهد و پیمانم محکم‌تر خواهد شد. من باید قدر آنچه را دریافت کرده‌ام، بدانم و با اعمال و رفتارم نشان دهم که این آموزش‌ها چه تأثیری در زندگی من داشته‌اند. چه کسی مرا از سرافکندگی به سربلندی رساند؟ چه چیزی باعث شد بتوانم از شرایط دشوار گذشته خارج شوم؟ زمانی که در بسیاری از موقعیت‌ها به کمک دیگران نیاز داشتم، در کنگره ۶۰ دست یاری به سویم دراز شد و فرصت پیدا کردم تا دوباره روی پای خود بایستم. در پیام استاد به این موضوع اشاره می‌شود که قوت کافی و غذای مناسب و به‌اندازه برای همه وجود دارد و هر کس می‌تواند به‌اندازه توان و ظرفیت خود از آن بهره‌مند شود. این موضوع برای من یادآور آن است که بستر آموزش در کنگره فراهم است و هر شخص باید با تلاش و خواست خود از این فرصت استفاده کند. اما در ادامه، موضوع وادی هفتم و آنچه از کاشته‌ها برداشت می‌کنیم، اهمیت پیدا می‌کند. پس از یافتن راه و قرار گرفتن در مسیر درست، آیا اجازه استفاده از آنچه این انسان بزرگ کاشته است، به ما داده می‌شود؟ آیا ما نیز می‌توانیم از این کاشته‌ها بهره‌مند شویم؟ کاشت، داشت و برداشت، هرکدام مرحله‌ای از این مسیر هستند. ما باید مراقب آنچه کاشته شده است، باشیم و با اعمال و رفتار خود از آن نگهداری کنیم تا بتوانیم برداشت مناسبی داشته باشیم. برداشت ما تنها به خودمان مربوط نمی‌شود؛ خانواده ما نیز از نتایج این حرکت بهره‌مند می‌شود و آنچه امروز انجام می‌دهیم، بر زندگی آیندگان نیز تأثیر خواهد گذاشت. پیام استاد به ما یادآوری می‌کند که آثار این حرکت به آینده‌های دور نیز مربوط می‌شود. مهندس دژاکام برای خودشان نکاشتند؛ اگر هدف ایشان تنها منافع شخصی بود، این روش را در اختیار دیگران قرار نمی‌دادند و اجازه نمی‌دادند انسان‌های بسیاری از آن بهره‌مند شوند. ایشان مسیری را ایجاد کردند که انسان‌های در حال غرق بتوانند به ساحل امن و آرامش برسند. امروز بسیاری از ما که در این جلسه نشسته‌ایم، یا به خوشبختی رسیده‌ایم یا در مسیر خوشبخت شدن قرار داریم. کسانی که سفر اول خود را به پایان رسانده‌اند، از شرایط دشوار گذشته فاصله گرفته‌اند و فرصت پیدا کرده‌اند زندگی تازه‌ای را تجربه کنند. در جزوه جهان‌بینی نیز درباره وضعیت انسان و تغییر شرایط او مطالبی مطرح شده است که می‌توان آن‌ها را در همین مسیر مورد توجه قرار داد. برای من واجب و ضروری است که با اعمال، رفتار، گفتار و کردار خود، مقام این انسان بزرگ و دانشمند را گرامی بدارم؛ نه فقط با حرف زدن، بلکه در عمل. به همین دلیل عرض کردم که در این فصل جدید، عهد و پیمانم محکم‌تر خواهد شد و تلاش می‌کنم بیشتر در این مسیر باقی بمانم. ما باید بدانیم که خوشبختی نیز مانند دانایی، دارای مراتب است. همان‌طور که برای دانایی و نادانی درجات مختلفی وجود دارد، خوشبختی و بدبختی نیز می‌توانند درجات متفاوتی داشته باشند. انسان می‌تواند به‌تدریج خوشبخت‌تر شود و شرایط زندگی خود را تغییر دهد. خوشبختی تنها به پولدار شدن مربوط نیست. ممکن است شخصی از نظر مالی وضعیت مناسبی داشته باشد، اما هنوز به آرامش و دانایی لازم نرسیده باشد. در مقابل، انسانی که جهان را بهتر می‌بیند، بهتر می‌شنود و درست‌تر تصمیم می‌گیرد، می‌تواند در مسیر خوشبختی حرکت کند. در اینجا منظور من از بهتر دیدن و بهتر شنیدن، همان نگاه انسان به جهان و برداشت او از اتفاقات است. ممکن است همه ما در یک جلسه حضور داشته باشیم و یک سخن را بشنویم، اما برداشت و نگاه هرکدام از ما متفاوت باشد. این تفاوت به جهان‌بینی و میزان دانایی ما مربوط می‌شود. انسان چگونه خوشبخت‌تر می‌شود؟ با نوع نگاهش، با قدم‌هایی که برمی‌دارد، با ارزشی که برای آموزش‌ها قائل است و با اهمیتی که به مسئولیت‌های خود می‌دهد. چه کسی می‌تواند از آموزش‌های کنگره ۶۰ بهره بیشتری ببرد؟ کسی که به‌موقع در جلسات حاضر می‌شود، به حرف‌های راهنمای خود گوش می‌دهد، سی‌دی‌های آموزشی را می‌نویسد و در انجام مسئولیت‌هایش جدی است. چنین شخصی به‌تدریج می‌تواند تغییرات بیشتری در زندگی خود ایجاد کند. از ایجنت محترم اجازه گرفته‌ام که چند دقیقه بیشتر صحبت کنم. من به دوستان قوچانی ارادت دارم و خوشحالم که در جمع شما هستم. شاید برخی از شما پیش‌تر نیز در جلسات مشترک حضور داشته‌اید؛ به همین دلیل می‌خواهم کمی صمیمی‌تر درباره موضوع صحبت کنم. تفاوت زیادی وجود دارد بین کسی که از ابتدای جلسه در جایگاه خود حاضر می‌شود و کسی که نسبت به نظم و قوانین جلسه بی‌توجه است. البته منظور من این نیست که صرفاً نشستن روی این صندلی به معنای رسیدن به رهایی است. اگر کسی این صندلی را فقط صندلی رهایی بداند، برداشت درستی نخواهد داشت. از نظر من، این صندلی می‌تواند صندلی خوشبختی باشد؛ زیرا رهایی، توانمندی، شخصیت، رسیدن به دانایی مؤثر و تغییر شرایط زندگی، همگی می‌توانند بخشی از خوشبختی انسان باشند. برای مثال، وقتی صدای زنگ تلفن همراه به گوش می‌رسد، کسی که به قوانین و نظم کنگره توجه دارد، تلفن خود را روی حالت بی‌صدا قرار می‌دهد تا نظم جلسه به هم نخورد. این موارد شاید در ظاهر کوچک باشند، اما رعایت همین جزئیات است که به ما کمک می‌کند در مسیر آموزش حرکت کنیم. همه افراد نمی‌توانند به‌راحتی یک ساعت و نیم روی صندلی بنشینند و با دقت به سخنان راهنمای خود گوش دهند. همه نمی‌توانند در جلسات لژیون منظم حاضر شوند، در برنامه‌های حمایتی شرکت کنند یا مسئولیت‌های مختلف کنگره را بپذیرند. بسیاری از افراد دوست دارند به رهایی برسند، اما رسیدن به آن نیازمند رعایت اصول، نظم، آموزش و حرکت مستمر است. همه افراد نمی‌توانند نگهبان، دبیر، مرزبان یا راهنما شوند؛ زیرا هر جایگاه، شرایط و مسئولیت‌های خاص خود را دارد. همچنین همه نمی‌توانند در تمامی برنامه‌ها و مراسم کنگره شرکت کنند. ممکن است بسیاری از ما تمایل داشته باشیم در یک مراسم حضور پیدا کنیم، اما حضور مؤثر، به خواست، توانایی و شرایط هر شخص بستگی دارد. گاهی افراد دوست دارند قدم‌های بزرگ بردارند، اما باید بدانیم که قدم‌های بزرگ بدون آمادگی ممکن است به شکست منجر شوند. همان‌طور که نمی‌توان یک مسافر سفر اول را بدون طی کردن مراحل لازم، در مدت کوتاهی به رهایی رساند، در سایر بخش‌های زندگی نیز باید اصول و مراحل را رعایت کنیم. برای مثال، ممکن است مراسم بزرگداشتی در مسجد برگزار شود و همه تمایل داشته باشند در آن شرکت کنند، اما حضور در چنین مراسمی نیز به شرایط و توانایی هر شخص بستگی دارد. مهم این است که هرکس در حد توان خود، برای انجام مسئولیت‌هایش تلاش کند ما باید به یاد داشته باشیم که زمانی در شرایط دشوار قرار داشتیم و به کمک نیاز داشتیم. این سیستم آموزشی و تفکر خالق آن بود که به ما جان دوباره بخشید و مسیر تازه‌ای پیش روی ما قرار داد. در دستور جلسه نیز به اهمیت کتاب و آموزش اشاره می‌شود. ما برای همه کتاب‌ها ارزش قائل هستیم و کتاب‌های بسیاری می‌توانند ارزشمند باشند؛ اما کتابی که بتواند جسم، روح و روان انسان را که در آستانه نابودی قرار گرفته است، به حرکت درآورد و زمینه تغییر او را فراهم کند، جایگاه ویژه‌ای دارد. برای من، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا با متد دی‌اس‌تی و آموزش‌های کنگره ۶۰ پیوند دارد و می‌تواند در شناخت مسیر درمان و تغییر نگرش انسان نقش مؤثری داشته باشد. من مطالب زیادی عرض کردم، اما به نظر من، همه ما وظیفه داریم در این هفته، هم در گفتار و هم در عمل و کردار، چه در داخل کنگره و چه در خارج از آن، نشان دهیم که رهرو و رهجوی کنگره ۶۰ هستیم. قرار نیست فقط به دیگران بگوییم که به کنگره می‌رویم؛ بلکه باید رفتار و کردار ما به‌گونه‌ای باشد که اطرافیانمان تغییرات ما را مشاهده کنند. خانواده، هم‌روستاییان، هم‌ولایتی‌ها، همکاران و افراد جامعه باید متوجه شوند که ما در مسیری قرار گرفته‌ایم که به تغییر و رشد ما کمک کرده است. اگر اخلاق و رفتار ما تغییر نکند و اطرافیانمان هیچ اثری از آموزش‌ها در زندگی ما نبینند، باید در عملکرد خود تجدیدنظر کنیم. ما باید به‌گونه‌ای حرکت کنیم که دیگران با مشاهده تغییرات ما، به شناخت کنگره ۶۰ علاقه‌مند شوند و برای پیدا کردن راه درمان و آموزش، قدم بردارند. اگر هنوز به توانمندی لازم نرسیده‌ایم، نباید فوراً نتیجه بگیریم که روش یا سیستم ایراد دارد؛ بلکه باید عملکرد خود را بررسی کنیم و ببینیم کدام بخش از مسیر را به‌درستی طی نکرده‌ایم. ممکن است در رعایت اصول، انجام مسئولیت‌ها یا استفاده از آموزش‌ها کوتاهی کرده باشیم. در بخش حمایت‌های مالی و سبدهای حمایتی نیز باید به‌اندازه توان خود مشارکت کنیم. در کنگره برنامه‌هایی برگزار می‌شود که هدف آن‌ها تقویت محبت، همدلی و پیوند میان اعضاست. مهم این نیست که مبلغ مشارکت هر شخص چقدر است؛ بلکه مهم، حضور، مشارکت و انجام سهم خود در حد توان است. کنگره ۶۰ برای ادامه فعالیت‌های خود به مشارکت و همراهی اعضا نیاز دارد. البته ممکن است افرادی توانایی بیشتری برای کمک داشته باشند و حتی بتوانند هزینه‌های بیشتری را تقبل کنند، اما ارزش مشارکت تنها به مبلغ آن نیست. مهم این است که هر شخص در حد توان خود در این حرکت سهیم باشد. من با دوستان خراسانی ارادت دارم و می‌دانم که روحیه بخشندگی و همراهی در میان بسیاری از شما وجود دارد. امیدوارم همه ما بتوانیم این ویژگی‌ها را در عمل نشان دهیم؛ زیرا هستی به انسان‌هایی که در مسیر درست حرکت می‌کنند و مسئولیت‌های خود را انجام می‌دهند، فرصت رشد و پیشرفت می‌دهد.

 

تایپ و ویرایش: مسافر رسول لژیون سوم (با استفاده از هوش مصنوعی)

عکاس: مسافر علیرضا لژیون ششم

ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...