جلسه سوم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی ، راهنما آقای مهدی، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر یغوب با دستور جلسه (( بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی و کتابهای ایشان)) یکشنبه،۲۶ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر.

در ابتدا خداوند را شاکر هستم که در این جایگاه قرار دارم. از خانواده محترم جناب آقای مهندس دژاکام تشکر میکنم و همچنین از راهنمای خوبم، آقا رضا، سپاسگزارم.
من نیز درگذشت جناب آقای مهندس را به خانواده محترم ایشان، دکتر امین، شورای دیدهبانان، راهنمایان، مرزبانان، ایجنتها، گروه مسافران و گروه همسفران تسلیت عرض میکنم.
در رابطه با دستور جلسه «بزرگداشت جناب آقای مهندس و دستاوردهای ایشان»، داشتم فکر میکردم که وقتی عزیزی را از دست میدهیم، تحمل آن شرایط بسیار سخت است؛ اما با توجه به آموزشهایی که در کنگره گرفتهام، از خودم میپرسیدم که منِ مهدی چگونه میتوانم بزرگداشت آقای مهندس را بهجا بیاورم و در عین حال، از آموزشهایی که گرفتهام استفاده کنم تا بتوانم از این شرایط عبور کنم.
در رابطه با دستاوردهای علمی آقای مهندس، اگر بخواهم کتابهای ایشان را معرفی کنم، میتوانم به کتابهای «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، «عشق»، «چهارده مقاله»، «حال شما چطور است؟» و «کاهش وزن» اشاره کنم.
اما چیزی که برای من اهمیت زیادی دارد، این است که بتوانم از علمی که در کنگره وجود دارد، استفاده کنم. همانطور که بسیاری از اوقات، وقتی سیدیهای آقای مهندس را گوش میکردم یا مطالب آنها را مینوشتم، متوجه میشدم که شاید ایشان فقط عنوانی را مطرح میکردند که اگر خودم میخواستم آن را بنویسم، در پنج یا شش خط تمام میشد؛ اما آقای مهندس ساعتها درباره همان موضوع برای ما توضیح میدادند و آن را میشکافتند. هر دستور جلسه نیز آموزش مخصوص به خودش را دارد و ما باید بتوانیم از آن آموزشها بهره ببریم.
دیروز که برای عرض ادب و گرامیداشت یاد آقای مهندس به تهران رفتیم، احساس کردم کمی سبکتر شدهام. روز قبل، تحمل این شرایط واقعاً برایم سخت بود.
همانطور که آقای مهندس بارها میگفتند، دوست داشتند ایشان را بهعنوان یک دانشمند و محقق بشناسند. منِ مهدی باید بتوانم از کشفیات و دستاوردهای ایشان، از جمله متد DST و دیگر دستاوردهای علمی کنگره، استفاده کنم. هفته گذشته و این هفته نیز دوستان زیادی درباره این موضوع صحبت کردند.
وقتی برمیگشتیم، خیلی فکر کردم که یک انسان چقدر میتواند بزرگ و منطقی بیندیشد که بتواند کنگره را به چنین جایگاهی برساند. آقای مهندس همیشه میگفتند که کنگره تفکر است. یکی از آرزوهای ایشان نیز این بود که آن ساختار دانشگاهی و آکادمیکی که در ذهن داشتند، شکل بگیرد. مسلماً همین تفکر و ساختاری که ایشان پایهگذاری کردهاند، میتواند مسیر خود را ادامه دهد.
من زمانی که وارد کنگره شدم، فقط میخواستم درمان اعتیادم را انجام بدهم؛ اما حداقل دستاوردهایی که کنگره برای من داشت و باعث شد امروز روی این صندلی بنشینم، درمان اعتیاد و درمان سیگار بود. علاوه بر این، توانستم خودم را به شکل دیگری بشناسم و تا حدودی با خودم روبهرو شوم.
همانطور که میدانید، من همیشه دوست داشتم خودم را بهتر بشناسم؛ بدانم چه کسی هستم، چگونه انسانی هستم، از کجا آمدهام و به کجا میخواهم بروم. در این مسیر، افتخار داشتم که از بزرگان و افراد باتجربهای مانند آقا مسعود و آقا رضا سؤال کنم و از آموزشهایشان بهره ببرم. گاهی نیز کتابها خیلی به من کمک کردند تا بتوانم به درون خودم بروم، صداها و خواستههای درونیام را بشناسم و دستکم بتوانم آنها را از یکدیگر تشخیص بدهم.
قبل از ورود به کنگره، زمانی که مصرفکننده بودم، فکر میکردم انسان خیلی خوبی هستم و آزارم به کسی نمیرسد؛ اما این نگاه نادرست اجازه نمیداد خودم را آنطور که هستم ببینم و واقعیتهای وجودم را بشناسم.
گاهی با خودم میگویم: خدا را شکر که اعتیاد را تجربه کردم، چون این اتفاق باعث شد با یک بزرگمرد آشنا شوم. من قبلاً به زمین و زمان ناسزا میگفتم. گاهی حتی از خدا میپرسیدم که چرا به این دنیا آمدهام، هدفم چیست و قرار است چه کاری انجام بدهم. با خودم میگفتم چرا در کشورهای اروپایی به دنیا نیامدهام و چرا باید زندگیام به این شکل باشد.
اما آموزشهایی که آقای مهندس به من دادند، باعث شد به شکل دیگری به زندگی نگاه کنم. شاید برای تکامل من، وجود اعتیاد در زندگیام زمینهای شد تا بتوانم با چنین بزرگمردی آشنا شوم و از آموزشهای ایشان بهره ببرم.

در زمانی که آقای مهندس در قید حیات بودند، این افتخار را داشتم که ایشان را ببینم، به صحبتهایشان گوش بدهم، سیدیهایشان را بشنوم، کتابهایشان را بخوانم و از علمی که در کنگره مطرح میشود، استفاده کنم. مهمتر از همه، بتوانم این آموزشها را در زندگی خودم به کار بگیرم.
گاهی که به گذشته خودم برمیگردم، واقعاً توصیف این تغییر برایم سخت است. کنگره باعث شد تا حدودی با خودم روبهرو شوم. نمیگویم بهطور کامل خودم را شناختهام، اما احساس میکنم تا اندازهای در مسیر درست قرار گرفتهام و رو به جلو حرکت میکنم.
اکنون که در این جایگاه قرار دارم، تنها کاری که میتوانم انجام بدهم، این است که آنچه را آقای مهندس آموزش دادهاند، در عمل اجرا کنم.
تمام تلاش و کوشش آقای مهندس این بود که از درد و رنج انسان امروزی کاسته شود. ایشان برای رسیدن به این هدف، تحقیق کردند، زحمت کشیدند و دستاوردهایی را به وجود آوردند که انسانهای زیادی از آنها بهرهمند شدهاند.
به نظر من، این همان حرکت در مسیر درست است؛ اینکه هرکدام از ما وظیفه خودمان را بهدرستی انجام بدهیم و بتوانیم از آموزشها و دستاوردهای آقای مهندس در زندگی و خدمت خود استفاده کنیم.
امیدوارم منِ مهدی بتوانم از این دستاوردها و آموزشهایی که تا حدودی در جایگاه فعلیام فرصت اجرای آنها را داشتهام، بیشتر بهره ببرم و محکمتر و استوارتر از گذشته به حرکتم ادامه بدهم. همچنین امیدوارم بتوانم به انسانهایی مانند خودم کمک کنم تا آنها نیز بتوانند مسیر درست زندگی را پیدا کنند.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، بسیار ممنونم
با احترام:مسافر حیدر
- تعداد بازدید از این مطلب :
172