English Version
This Site Is Available In English

انسان نابینایی بودم که به همه چیز بی‌اعتنا بودم

انسان نابینایی بودم که به همه چیز بی‌اعتنا بودم

هشتمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شفا مشهد، با استادی راهنمای محترم مسافر حسن، نگهبانی راهنمای محترم همسفر محسن و دبیری همسفر محمد، با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب‌ها)»، شنبه ۲۵ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان حسن هستم مسافر. تشکر می‌کنم از ایجنت محترم که به من اجازه خدمتگزاری دادند، همین‌طور نگهبان عزیز و گروه مرزبانی. خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که در جمع با‌محبت شما دوستان هستم و فرصت آموزش گرفتن دارم. سخت است اینکه از انسان بزرگی صحبت کنم و سعی می‌کنم که احساسات خودم را کنترل کنم و شاید هم نتوانستم. من حدود ۳۱ سال استاد دانشگاه بودم و دبیری کردم و جاهای مختلفی رفتم و انسان متعصبی نیستم؛ و اگر مرکزی پیدا شود که از کنگره ۶۰ بهتر باشد به آنجا می‌روم، و تا به الان که در خدمت شما عزیزان هستم، مرکزی بهتر از کنگره ۶۰ که برای انسان بودن و برای شناخت انسان و رشد و تکامل انسان و درک فلسفه زیستن و بودن باشد، پیدا نکردم. من همیشه سعی کردم با یک ضرب‌المثل یا شعر، بخشی از مطلب را پیش ببرم، زیرا سخنران خوبی نیستم و برای حرف دلم باید بگویم که:

«من چشم از تو چگونه توانم نگاه داشت

کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم»

من از روزی که وارد کنگره شدم، همیشه این شعر را زمزمه کرده‌ام، زیرا مانند انسان نابینایی بودم که به همه چیز بی‌اعتنا بودم و فقط اکسیژن مصرف می‌کردم؛ ولی از زمانی که وارد کنگره شدم، متوجه شدم که من در هستی بی‌هیچ نیستم، من باید برای بودنم و چگونگی آن تفکر کنم و مسئولیت کارهای خودم را بپذیرم و در عملکردم موفق باشم. آموختم که باید تلاش، صبر، قناعت و توکل داشته باشم و راضی باشم از شرایطی که اتفاق می‌افتد و تسلیم باشم در برابر مشیت الهی. من همه کارهایم را انجام می‌دهم، ولی در نهایت توکل، رضا و تسلیم را سرلوحه زندگی خودم قرار می‌دهم. یاد گرفتم که با حرکت، راه نمایان می‌شود. دامنه عشق از روز ازل تا ابد و تا زمان بی‌سابقه‌ای عشق هست و همه هستی را در بر گرفته است و این را در کنگره آموختم. به اندازه بودنم و تلاشم به صورت نسبی این‌گونه آموختم که همه عشق است و آقای مهندس خیلی به من درس داد. آقای مهندس با رفتنشان مرگ را برای من نیز سهل کردند و رفتن انسان‌ها باعث می‌شود که توجه بیشتری به آن‌ها بکنیم.

کنگره تمام آموزش‌هایش بر مبنای یک‌سری ساختارها می‌باشد. اولین دستاورد جناب مهندس که برای من ارزشمند است، ترک اعتیاد بود که من را به عنوان یک انسان یخ‌زده و فریز‌شده احیا نمود و منی که تجربه ترک‌های متعدد داشتم، خوب درک می‌نمایم که درمان اعتیاد در کنگره با روش DST یعنی چه و هیچ مکانی به اندازه کنگره ۶۰ برای من ارزش قائل نشد در این مورد و کرامت انسانی من حفظ می‌شد و این باعث رشد من بود. مسئله دوم، درمان خیلی از بیماری‌ها بود مانند سرطان خون و غیره که نمونه آن‌ها را دیده‌ایم و در لژیون خود من دو نفر بودند که درمان بیماری داشتند. یکی از دستاوردهای جناب مهندس، دانشگاهی هست که توانستند در منطقه آزاد احداث نمایند برای این‌که همه جهان بتوانند از آن بهره‌مند شوند. جناب مهندس در زمینه اضافه وزن، کلیدواژه‌هایی دارند که باید بسیار تلاش کنیم تا آن را دریابیم؛ مانند درک زبان بدن. من در مطالبی همچون کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» آموختم که صور پنهانی دارم و پنج حس درونی نیز دارم؛ و یا کتاب «چهارده مقاله» و مقاله «سیم‌زدایی» یکی از مهم‌ترین مقالات ایشان است که کمک شایانی به همگان نمود؛ و یا کتاب «کاهش وزن» که به آن اشاره نمودم و به راهنمایان و رهجویان بسیاری کمک نموده تا به وزن متعادل خود برسند؛ و «ادموند و هلیا» که به من داستان خلقت را می‌آموزد و شخصیت‌هایی که در این کتاب هست، همه در درون ما هست و به قوانین حاکم بر هستی اشاره نموده است؛ و در کتاب «حال شما چطور است؟» به من آموخت که اگر همه چیز را برای خود بخواهم، چیزی عاید من نخواهد شد و به جایی نمی‌رسم. امروزه همه ما یک جایگاهی داریم به هر عنوانی که به آن‌ها شرح وظایف داده شده و چارچوب‌ها مشخص شده است و نیز پروتکل مشخصی برای درمان بیماری اعتیاد که در آن همه چیز مشخص شده است و در پایان می‌خواهم این شعر را از مولانا بخوانم:

«شکر ایزد را که دیدم روی تو

یافتم ناگه رهی من سوی تو

چشم گریانم ز گریه کند بود

یافت نوری از نرگس جادوی تو

بس بگفتم کو وصال و کو کجا

برد این کوکو مرا در کوی تو

جست‌وجویی در دلم انداختی

تا ز جست‌وجو روم در جوی تو»

متشکرم که با سکوت خود به صحبت‌های من گوش دادید.

دعای پایان جلسه

مرزبان خبری: همسفر معین 

تایپ: همسفر مهدی(لژیون هفتم)

عکاس: همسفر علیرضا(لژیون پنجم)

ویراستاری و ارسال خبر: همسفر محمد حسین(لژیون چهارم)

سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...