English Version
This Site Is Available In English

وقتی می‌گوییم روش DST، با پوست و خون می‌فهمیم منظور چیست.

 وقتی می‌گوییم روش DST، با پوست و خون می‌فهمیم منظور چیست.

ششمین جلسه از دوره بیست و ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقا، نمایندگی پرستار، با  استادی دستیار دیده بان محترم همسفر علی ، نگهبانی همسفر حسین و دبیری هسمفر محمود، با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» پنج‌شنبه بیست و سوم مهر ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم همسفر.
در این هفته قرار بر این است که سوگواری کنیم و دستاوردهای آقای مهندس را به همدیگه یادآوری کنیم؛ کارهایی را که ایشان انجام داده‌اند به همه یادآوری کنیم و این مصیبت را به خدمت همه‌ی عزیزان، خانواده‌ی محترم آقای دژاکام، استاد امین و سایر اعضا تسلیت عرض می‌کنم.
در مورد کشف متد DST، همه‌ی ما می‌دانیم که پیش از آمدن آقای مهندس، چه اتفاق‌هایی برای مصرف‌کنندگان می‌افتاد. حالا من تجربه‌ی شخصی خودم را بیان می‌کنم؛ پیش از اینکه با روش DST و روش آقای مهندس آشنا شویم، به خیلی جاها می‌رفتیم و پاسخ نمی‌گرفتیم؛ انسانی را می‌بردیم و در اصل مرده‌ای تحویل می‌گرفتیم (البته نه یک آدم سالم؛ بلکه بسته‌ای می‌زد و برمی‌گشت و سالم بود، اما وقتی به کلینیک و مراکز سم‌زدایی می‌رفتیم و بازمی‌گشتیم، می‌دیدیم حتی سرپا هم نمی‌تواند بماند).
پس کشف روش DST واقعاً کار بسیار بزرگی بوده است. من خودم وقتی که مسافرم آمد و رها شد، هنوز هم باورم نمی‌شود؛ آن‌قدر حالش خوب بود. یادم می‌آید آن موقع برنامه یک گرم و سی روز بود و تریاک هم به‌صورت خوراکی مصرف می‌شد. مسافرم به همان اندازه‌ای که قبلاً شیره، تریاک، بمبی و انواع مواد را همه‌جوره مصرف می‌کرد، با کمتر از عدس به آن نقطه‌ای رسیده بود که ورزش می‌کرد.


کاری که آقای مهندس انجام داد، کار بسیار بزرگی بود که همه‌ی ما آن را لمس کرده‌ایم. همه‌ی ماهایی که مسافرمان رها شده است، وقتی می‌گوییم روش DST، با پوست و خون می‌فهمیم منظور چیست. وقتی می‌گویند ۸/۰ [هشت‌دهم]، تایم مناسب، زمان مناسب و داروی مناسب، شکر خدا مسافرانمان آمدند و با این روش درمان شدند تا بتوانیم به آیندگان بگوییم آقا، چنین اتفاقی افتاده است؛ روشی که صد هزار یا دویست هزار نفر درمان‌شده دارد. کاری که آقای مهندس کرده، کار کوچکی نیست!
در مورد دستاوردهای آقای مهندس اگر بخواهم بگویم: درمان سیگار، داروی OT، و خیلی از سرطان‌هایی که بچه‌ها داشتند (من خودم چند مورد را می‌شناختم و دیدم که رفتند و درمان شدند). ولی اتفاقی که افتاده، قرار نبوده بروند جایی جار بزنند و بگویند این اتفاق افتاده است؛ کارشان را انجام دادند. همان‌طور که آقای امین فرمودند: «آقای مهندس تا آخرین لحظه ایستاده بودند و ادعایی نداشتند.» هر کدام از این کارها اگر توسط فرد دیگری یا جای دیگری اتفاق می‌افتاد، چقدر در تلویزیون، روزنامه‌ها و جاهای دیگر تبلیغ می‌شد! اما ایشان خیلی محترمانه این کارها را انجام دادند و جان انسان‌ها را نجات دادند.


می‌گویند دستاورد آقای مهندس چیست؟ کارخانه‌ی انسان‌سازی! ما همه‌مان روز اول آمدیم اینجا؛ مگر این‌جوری بودیم؟ هرکسی روز اولش را می‌داند؛ وضعیت خودش را می‌داند که با چه وضعی آمده است. آرامشی که الان داریم و آموزش‌هایی که آقای مهندس داده است، واقعاً کارخانه‌ی انسان‌سازی بوده. آموزش‌هایی که اینجا می‌دهند، جای دیگری نیست؛ واقعاً نیست.
دستاورد از این مهم‌تر که آدمی می‌آید با یک حال خراب (بعضی‌ها راه نمی‌توانستند بروند، بعضی کارتن‌خواب بودند، بعضی در خانه‌ی خودشان نمی‌توانستند اصلاً حرف بزنند)، آن آدم آمده و بعد از ۱۱ ماه، ۱۲ ماه یا یک سال، مثل روز اول متولد شده است؟ چه دستاوردی از این مهم‌تر؟
آقای مهندس بذر انسانیت را در درون تک‌تک بچه‌های کنگره کاشته است؛ بذری نیست که امروز با رفتن آقای مهندس یادمان برود یا به خاک فراموشی سپرده شود، یا فکر کنیم کنگره دیگر کارش تمام است. همه‌ی ما وظیفه‌مان این است که از این به بعد این بذر را آب بدهیم و قوی‌تر به کارهایمان برسیم.
در جلسه‌ی بالا نیز بچه‌ها گفتند: «کار ما از این به بعد یک‌ذره سخت‌تر است.» سخت‌تر که نیست؛ حقیقت این است که همسفرها اگر شل بودند، الان باید یک‌ذره قوی‌تر باشند. حقیقتش این است که الان دیگر شاید آقای امین نتواند آن‌قدر وقتی که برای ما می‌گذاشت، بگذارد؛ اما این به آن معنا نیست که منِ علی، راهنما یا رهجو، کنگره را ول کنم و بروم. کنگره به کار خودش ادامه می‌دهد.
پس هرکسی به نوبه‌ی خودش در هر جایی که هست، ناامیدی به هیچ عنوان وارد افکارش نشود؛ ناراحت نباشید و لطفاً این چیزها را وارد ذهنتان نکنید. از این به بعد خیلی محکم‌تر بیایید؛ با تک‌تک اعضا هستم، فرقی نمی‌کند؛ از ایجنت محترم بگیر تا راهنما، تا خودم و کسی که روز اولش است. ما اینجا باید ثابت کنیم که راه کنگره‌ی ۶۰ و روش آقای مهندس درست بوده است. اگر بخواهیم ثابت کنیم، باید خودِ علی باشد؛ هر کدام‌مان وظیفه‌ای را که داشتیم، به‌خوبی انجام دهیم برای اینکه کنگره‌ی ۶۰ سر جایش بماند؛ چه من باشم چه نباشم.
کارهایتان را خیلی محکم‌تر از قبل انجام دهید و مطمئن باشید که اتفاق‌های خوبی هم می‌افتد. همه‌ی ما از این اتفاق ناراحتیم، ولی باید قبولش کنیم و به کارمان برسیم. می‌دانم به زبان گفتنِ قبول کردن، کارِ یک جمله است؛ ولی باید انجام دهیم و کارهایمان را شروع کنیم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

در ادامه از اعضا لژیون سردار تجلیل و قدردانی گردید

عکس :همسفر حمید

تایپ، ویراستاری و بارگذاری: خدمت‌گزاران سایت همسفران آقا، شعبه پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...