English Version
This Site Is Available In English

کنگره۶۰ چراغی است که هرگز خاموشی ندارد

کنگره۶۰ چراغی است که هرگز خاموشی ندارد

مسافر هادی با آنتی‌ایکس انواع مواد مخدر وارد کنگره شد. ۱۰ ماه و ۲۳ روز با راهنمایی مسافر مجید اعتباریان، با روش "D.S.T" و داروی "OT" سفر کرد و اکنون ۱۲ سال است که به رهایی رسیده و دوره خدمت راهنمایی را به پایان رسانده و اکنون شال مرزبانی را بر گردن دارد. با ایشان، در مورد دستور جلسه «دستاوردهای جناب آقای مهندس» به گفت‌وگو پرداختیم که در ادامه می‌خوانید:

بزرگ‌ترین دستاورد جناب مهندس باز کردن گره کور اعتیاد بود؛ ارائه متد "DST" و داروی "OT" چه تحول بنیادینی در نگرش علمی و درمان سیستم ایکس ایجاد کرد؟

به نظر من این روش در ادامه مسیر پدیدار می‌گردد؛ همان‌گونه که جناب آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند: «علوم از یک نقطه آغاز می‌شوند، گسترش می‌یابند و شاخه‌شاخه‌ می‌شوند؛ اما در ادامه دوباره بازمی‌گردند و در یک نقطه متمرکز می‌گردند». به باور من در علم پزشکی، متد "DST" روشی است که تمامی علوم به آن نقطه بازمی‌گردند و دوباره گرد هم می‌آیند. در واقع ثابت شده است که با متد "DST" انواع مواد مخدر با هر ساختاری، اعم از صنعتی، نیمه‌صنعتی، کاملاً شیمیایی یا سنتی، به‌راحتی درمان می‌شوند. این امر دستاورد بسیار بزرگی به‌شمار می‌رود؛ در واقع همان شاه‌کلید و اکسیر شفابخشی است که بشریت همواره در پی آن بوده است. داروی "OT" ترکیبی دارویی است که با این روش، تمامی انواع مواد مخدر را از گذشته تا همواره در آینده درمان می‌کند.

پذیرش مقالات علمی کنگره ۶۰ در معتبرترین ژورنال‌های دنیا برای درمان بیماری‌های خاص، چه پیامی درباره اصالت و اعتبار علمی میراث مهندس دارد؟

 همان‌گونه که خودتان می‌دانید، شاید بیش از هفتصد یا هشتصد سال است که بی اغراق، پس از دانشمندان بزرگی مانند زکریای رازی و شاعران نامداری همچون حافظ و سعدی و انسان‌های بزرگی که آخرین آن‌ها به همان دوران بازمی‌گردد، در ایران انسانی ظهور نکرده بود که بتواند تولید علم کند؛ نباید تعصب داشت و واقعیت امر همین است که ما در این شش یا هفتصد سال اخیر، به غیر از آن دوره طلایی، دستاورد علمی خاصی برای ارائه نداشتیم تا اینکه جناب مهندس آمدند و با مقالات و تفکرات خود تحول آفریدند.

واقعاً همان‌گونه که در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» در بخش «حکم قاضی» بیان می‌شود، اصولاً انسان‌های بزرگ زمانی که در قید حیات هستند، آثار، کلام و اندیشه‌هایشان به همان اندازه که باید شناخته نمی‌شود؛ یعنی حافظ، مولانا، سعدی، ادیسون، نیوتن و بسیاری از انسان‌های بزرگی که کاشف علوم در دنیا بودند، در دوران حیات خود ارزش واقعی کارشان شناخته نشد، اما بعدها معلوم شد چه خدمت بزرگی به بشریت کرده‌اند. در میان تمامی آن‌ها، واقعاً می‌توانیم بگوییم جناب مهندس از همه آن‌ها بزرگ‌تر هستند و در آینده بیشتر خواهیم فهمید که این مقالات چقدر می‌توانند گره‌گشا باشند و درد انسان‌ها را در هر زمینه‌ای درمان کنند. سرطانی که هیچ‌گاه در تاریخ درمان نداشت و اعتیادی که از بدو خلقت بشریت درمان‌پذیر نبود، با دانش این مرد بزرگ درمان شد و در ادامه نیز این مقالات حتماً به بار خواهد نشست؛ همان‌گونه که تاکنون رسیده است و کنگره۶۰ با انجام آزمایش‌ها و پیگیری این امور، مابقی مسیر را نیز به ثمر خواهد رساند.

ساخت و کاربرد داروی "D.SAP" به عنوان یک ضدالتهاب قوی چطور نشان داد که دستاوردهای علمی جناب مهندس فراتر از درمان اعتیاد و برای سلامت بشریت است؟

 به خاطر دارم که در جلسات چهارشنبه، آقای مهندس این جمله را بیان کردند: «من دو یا سه چیز را برای شما به یادگار می‌گذارم؛ روش DST و داروی D.SAP.» این موارد از شاهکارهایی است که شاید بعدها با انجام آزمایش‌ها و انتشار همان مقالاتی که در سوال پیشین به آن‌ها اشاره شد، انسان به اهمیت این داروی خوراکی با کمترین عوارض پی ببرد. گاهی تنها به تعریف و تمجید می‌پردازیم؛ اما وقتی آثار شگفت‌انگیز این ماده خوراکی بی‌نظیر را بر روی تک‌تک مسافران و همسفران می‌بینیم، متوجه عمق اثرگذاری‌اش می‌شویم. به فرموده جناب مهندس، داروی D.SAP حکم «اکسیر جوانی» را دارد؛ منطق ایشان این است که عنصر اصلی اتصال پوست به عضله، پتاسیم است که با افزایش سن رو به کاهش می‌گذارد. ایجاد چین‌وچروک بر روی پوست و جدایش تدریجی پوست از عضله در سنین بالا، ناشی از همین اتفاق و بروز پیری است.

هنگامی که از این ماده سرشار از پتاسیم به‌صورت مرتب و بر اساس دستورات کنگره۶۰ برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌کنیم، می‌توانیم آن شادابی و جوانی را حفظ کنیم؛ به گونه‌ای که پوست دیرتر از عضله جدا می‌شود و همواره احساس جوانی و سرحالی به دست می‌آید. علاوه بر این، مصرف این عصاره، میکروب‌های درون معده و بدن را که همواره وجود دارند بالانس می‌کند و نمی‌گذارد تعدادشان بیش از حد افزایش یابد و ایجاد بیماری کند.

دانشگاه خوارزمی و ساختار بی‌نقص اداره کنگره چگونه تضمین می‌کند که راه و چراغ این سیستم پس از عروج آقای مهندس نیز با همان قدرت پابرجا بماند؟ 

جمله‌ای از استاد سردار خطاب به جناب مهندس بیان شده است با این مضمون که: «کنگره۶۰ چراغی است که خاموشی ندارد». این پیامی است که ما از اساتید خود دریافت کرده‌ایم و این وعده داده شده است که این چراغ روشن بماند؛ این سیستم اکنون توسط اعضا و دیده‌بانان اداره می‌شود. ساختارنگاری کنگره۶۰ اصلاً نیازی به توضیح ندارد؛ کافی است هر کسی در هر شعبه‌ای که حضور دارد، به این ساختار نگاه کند تا از این‌همه قدرت، نظم و دیسیپلین در حیرت بماند. جناب مهندس همیشه می‌فرمودند: «کنگره۶۰ مانند ارتش است؛ نظم و دیسیپلین ارتش را دارد، اما سلاح آن تفنگ نیست، بلکه سلاح آن محبت است».

 شما نگاه کنید که این ساختار با چه نظم و انسجام پرقدرتی در سر ساعت کار خود را انجام می‌دهد. راز این انسجام موارد متعددی است، اما آنچه به نظرم می‌رسد و دوست دارم به آن اشاره کنم، آموزشی است که از روز اول ورودم به کنگره۶۰ در سال ۱۳۹۲ دیده‌ام؛ این دستور جلسه همواره جاری بوده و کاربرد آن را امروز به وضوح می‌بینیم: «از فرمان‌برداری تا فرمان‌دهی». ما در کنگره۶۰ آموخته‌ایم که فرمان‌بردار باشیم و به شخصی که طبق قوانین کنگره۶۰ در جایگاه بالاتری قرار دارد، احترام بگذاریم؛ رهجوی سفر اول به راهنما، راهنماها به ایجنت و مرزبانان، و مرزبانان به دستیار دیده‌بان و دیده‌بان احترام می‌گذارند. 

این چارچوب به‌قدری در جلسات خصوصی و عمومی آموزش داده شده و درباره آن صحبت شده است که بچه‌ها یاد گرفته‌اند باید فرمان‌بردار باشند. به‌ظاهر ما فرمانده کل را از دست داده‌ایم، اما به سرعت جانشین برای ایشان تعیین شد و این ساختار طبق همان قوانین حاکم به کار خود ادامه می‌دهد و مطمئن باشید تا ابد بر همین فرمول جلو خواهد رفت و هیچ خللی در کار کنگره۶۰ ایجاد نخواهد شد.

لطفاً حس خود را به این واژه‌ها تنها با چند کلمه بیان کنید:

• متد "DST": معجزه

• "D.SAP": نوش‌دارو

• دانشگاه کنگره۶۰: مرکز علمی جهان(در آینده)

• لژیون جونز: نقطه امید انسان‌های دارای اضافه‌وزن

• جناب مهندس دژاکام: عشق حقیقی

• استاد امین: دروازه ورود به عشق و علم

کلام آخر:

آنچه واقعاً در درون من می‌گذرد و این را از صمیم قلب می‌گویم، این است که اکنون نزدیک به چهارده سال است که در این ساختار حضور دارم؛ اما واقعاً نمی‌دانم چگونه این عمر گذشت. من اصلاً متوجه گذر زمان نشدم، گویی چهارده روز یا حتی چهارده ساعت گذشته است. هر روزی که می‌گذرد، آدم به‌هرحال از هر چیز یا هر جایی خسته و زده می‌شود؛ حتی از پول یا هر دارایی دیگری در دنیا. اما برای من، این تنها جایی در دنیاست که در طول این مدت، اشتیاقم به بودن در آن هر روز نسبت به روز قبل بیشتر شده و هرگز کمتر نشده است.

تهیه، تایپ و ویراستاری: مسافر حامد(لژیون۵)

تنظیم و ارسال: مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...