English Version
This Site Is Available In English

رشد و ترقی از دل سختی ها بوجود می آیند

رشد و ترقی از دل سختی ها بوجود می آیند

یازدهمین جلسه از دوره‌ ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی غزالی مشهد با استادی ایجنت نمایندگی مسافرعباس، نگهبانی مسافر جمال و دبیری مسافر جمال با دستور جلسه (کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس) روز پنج شنبه ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، عباس هستم، یک مسافر. خداوند را شاکر و سپاسگزارم بابت حضور و اجازه خدمت در جمع با محبت شما. عرض تسلیت دارم بابت درگذشت آقای مهندس، به خانواده ایشان و همه اعضای کنگره ۶۰. جا دارد به آقای مهندس تبریک عرض کنم بابت رسالت و مأموریتی که داشتند و به خوبی به سرانجام رساندند. بی‌شک در جهانی دیگر این مسیر را ادامه می‌دهند و مأموریت و رسالت دیگری انجام خواهند داد. شاید اولین جلسه‌ای است که دوست نداشتم این بالا بنشینم. دلیل خاصی نداشت و به حال و احساس من مربوط می‌شود. اینکه من در خودم نمی‌بینم درباره آقای مهندس حسین دژاکام صحبت کنم؛ اینکه روزی در این جایگاه قرار بگیرم و در مورد نبودن آقای مهندس صحبت کنم.

چیزی که ما در کنگره ۶۰ یاد گرفتیم، انسان است با احساساتش؛ ولی این هنر یک نفر است که بتواند این احساسات را کنترل کند. موضوع خیلی مهمی است. ما در کنگره آموزش گرفتیم و یاد گرفتیم به آن تعادل نسبی برسیم. این هم به لطف آموزش‌های آقای مهندس است. یک میراثی برای ما گذاشتند؛ ان‌شاءالله به توفیق حق بتوانیم وارثان خوبی برای ادامه این مسیر باشیم. از بزرگی آقای مهندس حسین دژاکام هر چه بگویند کم است؛ حداقل در مورد خود من، زمانی که به گذشته و الانم نگاه می‌کنم، این‌گونه است.

یک روز سر لژیون به بچه‌ها گفتم: انسان از دل سختی‌ها بیرون می‌آید. شنیده‌اید می‌گویند چوب روسی چوب خوبی است. دلیلش چیست؟ دلیل این است که درخت‌های روسی در شرایط سخت بزرگ می‌شوند، در آب‌وهوای بد رشد می‌کنند. دلیل خوب بودنشان این است که استقامت دارند و از سختی‌های زیادی عبور می‌کنند. بعضی مواقع مشکلات و سختی‌ها باعث رشد و ترقی می‌شود و بعضی مواقع باعث سقوط انسان در تاریکی می‌شود.

روزی پدرم از دنیا رفت و این باعث سقوط من شد. هفده سال درگیر اعتیاد شدید بودم و از کار و زندگی و همه چیز عقب ماندم. همه بحث من این بود که پدرم نیست، پشتم خالی شده و دیگر به چه کسی تکیه کنم. این طرز تفکر باعث شد هفده سال در سخت‌ترین و مشکل‌ترین شرایط قرار بگیرم، که قابل گفتن نیست. این یک طرز فکر است که باعث این اتفاق می‌شود. اما یک طرز فکر دیگر هم این است که درست است پدرم رفت، اما خودم که هستم. من دست برادرم را می‌گیرم، من دست خواهرم را می‌گیرم؛ این دست برادر گرفتن، این دست خواهر گرفتن و خانواده را زیر بال و پر نگاه داشتن، باعث رشد و ترقی می‌شود. من حسرت گذشته را نمی‌خورم، زیرا مهم این است که به مسائل چگونه می‌نگرم.

امروز اگر بخواهم زانوی غم در بغل بگیرم که آقای مهندس دیگر نیست‌و چه باید بکنم؟ این موضوع درست است، از حق نباید گذشت که نبود آقای مهندس بسیار سخت است. کسی که قریب به سی سال برای سیستم کنگره ۶۰ زحمت کشید و کنگره را به اینجا رساند. مهندس از دل شرایط سخت بیرون آمد، ولی یادمان باشد مهم‌تر خود سیستم است. این را خود آقای مهندس بارها تکرار کرده‌اند: از خود ایشان مهم‌تر، سیستم کنگره ۶۰ است. این در تقدیر آقای مهندس بوده و برای تک‌تک ما نیز اتفاق خواهد افتاد، دیر یا زود. ولی مهم است که ما چگونه از سختی‌ها و مشکلات بیرون می‌آییم. ما باید وارثان خوبی برای آقای مهندس حسین دژاکام باشیم.

مهندس حسین دژاکام را پنجاه سال دیگر خواهند شناخت. در حال حاضر فهم مردم بیرون از کنگره در همین حد است؛ مثل اینکه ۵۰۰ سی‌سی آب را می‌خواهی درون یک لیوان ۳۰۰ سی‌سی بریزی. این کار اصلاً امکان‌پذیر نیست.

آقای مهندس دویست سال، سیصد سال از انسان‌های الان جلوتر بودند. اگر به کل تاریخ نگاه کنید، دستاوردهای دانشمندان در زمان خودشان را هیچ‌کس درک نمی‌کرد. مثلا برادران رایت... روزی که هواپیما را اختراع کردند، صددرصد می‌گفتند این‌ها دارند چه می‌کنند؟ مگر دیوانه‌اند؟ مگر آدم باید مانند پرنده پرواز کند؟ حالا قدر اختراع برادران رایت را می‌دانند، و یا انیشتین. پل‌هایی که ساخته می‌شوند، می‌فهمند که فیزیک و ریاضیات چقدر به درد می‌خورند. در مورد دستاورد مهم آقای مهندس شاید الان درکی از روش DST نداشته باشند، اما پنجاه سال دیگر، صد سال دیگر متوجه می‌شوند روش DST چقدر به انسان‌ها کمک می‌کند.

پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، در زمان حال دو میلیارد طرفدار دارد؛ چرا در زمان خودش تعدادشان کم بود؟ زیرا درکی از ایشان نداشتند. به مرور انسان‌ها پیشرفت می‌کنند؛ از لحاظ ذهنی، مغزی، علم و آگاهی آرام‌آرام متوجه می‌شوند. یکی دیگر از دستاوردهایی که در حال حاضر آقای مهندس حسین دژاکام دارند، مسئله روش DST و بیان ژن‌ها است که مطرح کرده‌اند؛ موضوع مهمی که کارشناسان و دکترها اصلاً متوجه آن نشدند. آقای مهندس گفتند وقتی انسان مواد مصرف می‌کند، این مصرف مواد مخدر باعث تغییر ژن در جسم او می‌شود. تغییر ژن یعنی چه؟ یعنی بدن نیاز به یک هورمون دارد ولی چیز دیگری به آن داده می‌شود؛ یعنی تو آب می‌خواهی، او نان می‌دهد؛ این تغییر ژن‌ها است. اما بیرون هر جا بروی این موضوع را مطرح کنی، می‌خندند؛ چون درکی از این موضوع ندارند.

یکی از موضوعات مهم دیگری که به نظر من جزو افتخارات مهندس است و در پرونده ایشان ثبت شده است، تأسیس کنگره ۶۰ بود؛ همین تغییری که من امروز می‌آیم و در موردش مشارکت می‌کنم. اینکه بعد از هفده سال از باتلاق اعتیاد بیرون آمدم و به راحتی زندگی می‌کنم؛ شب سر وقت می‌خوابم و صبح سر وقت بیدار می‌شوم. این از کجا انجام شد؟ در کنگره ۶۰، روی همین صندلی که نشسته‌ام و شاید گاهی قدرش را هم ندانم.

موضوع دیگری که از هنرهای آقای مهندس بود، توجه ویژه ایشان به خانواده‌های افراد مصرف‌کننده بود. شما هیچ جایی نمی‌بینید خانواده‌ها در کنار فرد مصرف‌کننده حضور داشته باشند؛ نه کلینیک، نه کمپ؛ این‌طوری به آن‌ها نگاه نمی‌کنند. ولی آقای مهندس حسین دژاکام خانواده را به عنوان همسفر در کنار فرد مصرف‌کننده دیدند، این ذهنیت یک انسان بزرگ و بخشنده بود که فهمید خانواده ها در کنار مصرف‌کننده‌ها چقدر ضربه می‌خورند. الان خیلی راحت همسفرها کنار مسافران می‌نشینند و آموزش می گیرند.

جهان‌بینی‌ که در کنگره ۶۰ آموزش می‌بینیم؛ بیرون چه کسی متوجه می‌شود و چه کسی دربارهٔ صور پنهان می‌داند؟ می‌گوید مشکل روانی دارم، اختلالات روانی دارم؛ می‌گوید در بی‌پولی و بی‌همسری زندگی می کنم. از سیستم ایکس و خمر درونی چه کسی چیزی می‌داند؟ من الان تا اندازه‌ خیلی کمی می‌فهمم؛ این فهم از کجا شکل گرفته است؟ از تغییراتی که در زندگی و در اجتماع رخ داده، از نگاه‌هایی که در گذشته به من می شد و اصلاً قابل مقایسه با امروز نیستند. خب این تغییرات چطور اتفاق افتاد؟ در سیستم کنگره ۶۰، به لطف آقای مهندس حسین دژاکام.

یکی از نکات مهم دیگر، کتاب «شصت درجه زیر صفر» است. کتابی که واقعاً زیباست. کتابی است که مصرف‌کننده متوجه می‌شود، دکترها متوجه می‌شوند، حتی یک فرد عادی هم متوجه می‌شود. این هم یکی دیگر از هنرهای مهندس حسین دژاکام بود.

بیش از این صحبت نمی‌کنم، سعی می‌کنم از مشارکت‌های شما استفاده کنم. موضوع جلسه امروز خیلی مهم است؛ اینکه فقط از دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنیم و سعی کنیم احساسات خودمان را کنترل کنیم. در خلوت خودمان، در تنهایی خودمان می‌توانیم اشک بریزیم و سوگواری کنیم. همگی غمی داریم، اما سعی می‌کنیم در جلسه چنین اتفاقی نیفتد. همهٔ ما یک خانواده هستیم، ما هیچ جدایی با خانواده آقای مهندس نداریم. در این هفته سعی می‌کنیم برنامه‌ها را با مشارکت هم دیگر به درستی انجام دهیم؛ برای کسی که سی سال برای ما زحمت کشید و این صندلی که الان روی آن نشسته‌ایم را مدیون ایشان هستیم. ببخشید، شاید نتوانستم آن مفهوم اصلی کلام را بیان کنم. بسیار سخت است صحبت در مورد عظمت آقای مهندس. ممنونم که سکوت کردید و به حرف‌های من گوش سپردید.

مرزبان خبری: مسافر مهدی

عکس: مسافر محمد لژیون ششم، تایپ: مسافر علی لژیون ششم، مسافر محمد لژیون چهارم، مسافر محم لژیون ششم

ویراستاری و ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...