جلسه چهاردهم از دور هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ویژه مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان، با استادی راهنمای محترم مسافر یاسر و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر یحیی با دستور جلسه «دستاوردهای علمی و تحقیقاتی جناب مهندس و کشف متد dst» در روز پنجشنبه مورخ ۲۳مهرماه ۴۰۵ راس ساعت ۱۶ آغاز بکارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان یاسر هستم یک مسافر، سپاسگزار خداوند بزرگ هستم که امروز توفیق داد در این جلسه حضور پیدا کنم و بتوانم آموزش بگیرم. ما در کنگره ۶۰ میدانیم که مرگ پایان نیست، بلکه شروع دیده شدن است. نخست میخواستم از آموزشهایی که از آقای مهندس دریافت کردهایم و باید پیرو آنها باشیم بگویم. «در وادی ها عنوان شده است : پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است و این موضوع تا ابدیت ادامه دارد. موضوع دیگر این است که هر دفتری که بسته میشود، کتاب دیگری نوشته و مکتوب میگردد. اگر مسافری به مقصد برسد، مسافر دیگری به سفر میرود؛ اگر حلاجی برداشته شود، حلاجیهای دیگر چون جوانهها به صف سر از خاک به در خواهند آورد. و این فرمان قدرت مطلق است و در حال جاری شدن است و هیچ موجودی در هیچیک از مراحل تکاملی خود به خواب نمیرود؛ و اگر هم به زانو درآمده باشد، در حال برخاستن و گرفتن نیرو از مبدا خویش است تا راه را بهتر بیابد و فرمان را بهتر به اجرا درآورد و این داستان نیست ، به نظر من آقای مهندس فرمان را به نحو احسن پیش بردند، سفر دیگری را آغاز کردند. در کنگره ۶۰ درباره مرگ بسیار بیشتر از بیرون فهمیدهایم؛ ما آن نگاهی که در بیرون نسبت به مرگ را دارند، اینجا نداریم. همانطور که میدانید دکتر امین با یک، جرقه ما را بیدار کرد؛ در فایل های صوتی و تصویری که گذاشتهاند، ما شیون و زاری نداریم؛ ابراز احساسات داریم و ابراز درک و آگاهی داریم. اگر بخواهیم شیون کنیم، تسلیت بگوییم، ناامید باشیم، غصه بخوریم و غمگین باشیم، این چیزها را در کنگره نداریم. همانطور که میدانید، جانشین بنیان با قدرت و صلابت آمدهاند تا صحبت کنند. در ادامه مسیر، کنگره بسیار تأکید کردند؛ زیرا هدف آقای مهندس از برگزاری این کنگره این است که در برابر لطمهای که وارد شده، ما وظیفه خود را انجام دهیم. هفته آینده به جهت پاسداشت و برگزاری مراسم سوگواری در غم از دست دادن دانشمند فرهیخته جناب مهندس سه جلسه اطعام برگزار میشود. درباره دستاوردهای حفظ این مسیر، بایدبگویم من واقعاً در آن جایگاه نیستم که بتوانم از این دستاوردها سخن بگویم و آنها را باز کنم؛ اما به نظر من آقای مهندس سه دستاورد بسیار بزرگ برای ما به یادگار گذاشته است: نخست درمان اعتیاد، دوم مسئله چاقی و سوم مسئله سرطان. مسئله درمان اعتیاد، همان روشDST است که بهراحتی در کنگره ۶۰ انجام میشود. کسی که در تاریکی است، کسی که مصرفکننده مواد است، کسی که افکارش در قفس است، بهراحتی اینجا درمان میشود و وارد سفر دوم میگردد. مسئله چاقی نیز حل شده است؛ بسیاری از ما در کنگره وزن کم کردهایم، از چند کیلو تا دهها کیلو، و به آن تعادل وزن رسیدهایم. این موضوعی است که در دنیا، چه در اینجا و چه در بیرون از این، راهحلی برای آن وجود ندارد و مسئله سوم، مسئله سرطانهاست. مقالههایی که آقای مهندس ارائه داده، برای کولیت روده، سرطان سینه و سرطانهای دیگر است و همه اینها در موش های آزمایشگاهی در حال بررسی و تحقیق هستند. مقالههای ایشان در آمریکا، در معتبرترین دانشگاههای دنیا به چاپ رسیده است. ما باید ارزش این را بدانیم. بسیار زحمت کشیده شده است؛ آقای مهندس برای پیمودن این مسیر، حتی به زندان رفتند، حتی برایش پروندهسازی کردهاند، حتی سختی کشیده و حتی کنگره را به چالش کشیدهاند. فراز و نشیبهای بسیاری گذشته تا امروز آقای مهندس بتواند راه خوشبختی ما انسانها باشد، تا ما پشت سر او حرکت کنیم و از این مسیر بهره ببریم؛ و باید قدردان تمام زحمات او باشیم. چگونه میتوانیم قدردان باشیم؟ چگونه میتوانیم در حق فردی که راه خوشبختی ما شد، درست حرکت کنیم؟ در مسیری که آقای مهندس برای ما مشخص کرد. امروز اگر میخواهم قدردان زحمات این مرد بزرگ باشم، باید ادامهدهنده راه او باشم و تلاشی بیشتر از امروز داشته باشم. باید به این بیندیشم؛ آقای مهندس بار بسیار سنگینی را به دوش میکشید. کسی که نخستین قدم را برمیدارد، باید حرکت کند. مسیری که مستقیم است، سختیهایش آسانتر است. شاید در باور برخی نباشد؛ اما انسان باید هزاران سال آموزش ببیند و سختی بکشد تا بداند راهش را در مسیر مستقیم قرار دهد. اکنون ما در عصری زندگی میکنیم که مردی راه را برای ما باز کرده است و میتوانیم حرکت کنیم. کاری که دنیا در آن مانده است، تغییر یک انسان است. همه معلم داشتهاند؛ ولی من معلمی مانند آقای مهندس ندیدهام. مسئله این است که تحولی در انسان به وجود آمده که قابل قیاس نیست. یک تازهوارد که اکنون وارد کنگره میشود، بعد او را رها و آزاد میبینیم. کدام مکتب یا معلم میتوانداینقدر تغییر و تحول داشته باشد که دستاورد باشد؟ بزرگترین تغییر را در خود من به وجود آورد؛ ولی به هیچیک از آن دستاوردها، مانند سرطان یا چاقی، اشاره نمیکنم. من همیشه گفتهام اگر من ریزبهریز شوم دیگر مصرف نمیکنم، این تغییر نیست؟؛ این یک دستاورد علمی است. بایدفقط قدردان باشم، گوشبهفرمان باشم و در مسیر مستقیم گام بردارم. برای آدمی که راه نجات را به انسانها نشان داد، مرگ پایان نیست. همانطور که آقای مهندس میگوید، زندگی ما انسانها به تعداد اعداد است؛ هر زمان اعداد تمام شود، زندگی یک انسان هم تمام می شود.من مطمئنم که آقای مهندس به مراد دل خود رسیده است. وقتی کسی می گوید، مردن عشق است، دوباره زنده شدن عشق است، رسیدن به محبوب است. چه محبوبی در پس پرده دیده که اینگونه میگوید: مرگ عشق است، دوباره زنده شدن عشق است. آن ایمانی که از لذت این همه موجود غایب است، در عالم غیبهاست. اگرمن ناراحت هستم، بدانید از رفتن آقای مهندس ناراحت نیستم، بلکه از خودم ناراحتم. از آن سو، آقای مهندس مسیری را آغاز کرده که من باید ادامهدهنده راهش باشم. چیزی که جز تزکیه نیست؛ برای ما آقای مهندس همیشه به تزکیه ومراحل بالاتر از آن اشاره میکند. انسان اگر میخواهد در سراسر مسیر بماند، فقط باید تزکیه وپالایش را در مسیر درست بگذارد، از انحراف دوری کند و به ارزشها برسد. به نظر من، فکر کردن و آموزش دیدن مهم است. من همیشه میتوانستم دروغ بگویم یا غیبت کنم؛ ولی نمیتوانستم آن را عملی کنم. اگر آقای مهندس میگوید یک انسان باید صد سال در این راه باشد، من در کنگره بهراحتی با یک سال به نگرشی جهشی میرسم. با یک سال انسانسازی، به همان تعادلی میرسم که قول دادهاند. امیدوارم بتوانم ادامهدهنده راه آقای مهندس باشم، بتوانم خدمتگزاری خوب در این مسیر باشم، آموزش ببینم و به دیگر انسانها خدمت کنم.
تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
165