English Version
This Site Is Available In English

امروز وظیفه من سنگین‌تر شده

امروز وظیفه من سنگین‌تر شده

جلسه اول از دوره پنجمین جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر مهران، نگهبانی مسافر سیف‌الله و دبیری مسافر صدرلله با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» در روز سه‌شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان مهران هستم مسافر در ابتدا از خداوند ممنون و سپاسگزارم که امروز در این جایگاه قرار دارم و می‌توانم خدمت کنم و از شماها آموزش بگیرم در ادامه از همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ سپاسگزاری می‌کنم.
اما در رابطه با دستور جلسه


«ما می‌توانیم از دستاوردها، دانش و دانایی مهندس استفاده کنیم. آقای مهندس زمان زیادی را در تاریکی سپری کرد، اما راهی را برای ما ابداع کرد تا بتواند بسیاری از انسان‌ها را، به‌ویژه من مهران، درمان کند. شاید اگر آقای مهندس نبود، بسیاری از ما نبودیم و بسیاری از ما نمی‌توانستیم دور هم جمع شویم تا آرامش، دانایی، آگاهی، عشق و محبت را درک کنیم.

بسیاری از افراد در بیرون از این جمع، به این محبت، عشق و صمیمیت نیاز دارند؛ اما دور ماندن از اینجا باعث ایجاد مشکلاتی برای آن‌ها شده است. از این رو، مسئولیت ما سنگین‌تر و مهم‌تر می‌شود؛ ما باید کاری کنیم که دیگران نیز از ما بیاموزند تا بتوانند به این دستاوردها پی ببرند.

آقای مهندس برای ما تلاش زیادی کرد. او زمانی که اعتیاد خود را درمان کرد، این تجربه را در اختیار عموم مردم قرار داد تا همه ما بفهمیم که اعتیاد، بسیار کوچک‌تر از آن است که بخواهد ما را از پا درآورد.
اعتیاد در کنار ما خانه ساخت و زندگی ساخت تا ما را نابود کند، اما امروز می‌فهمیم که آقای مهندس بسیار بزرگ‌تر از آن بود که اجازه دهد این اتفاق بیفتد.

شاید اگر خودِ ما بودیم، به این دانایی پی می‌بردیم اما آن را به کسی نشان نمی‌دادیم؛ نمی‌گذاشتیم کسی بفهمد که با احتیاط و اراده، ترک کردن چقدر آسان است. بسیاری از ما دانش، علم، فناوری یا هنری بلدیم، اما آن را به کسی نشان نمی‌دهیم. اما آقای مهندس آمد و بسیاری از زندگی‌ها را بازگرداند. بسیاری از ما در تاریکی و منجلاب غرق بودیم و به هر کسی می‌گفتیم: “ما را نجات بده”، اما کسی نبود. تا اینکه در گوشه‌ای از این دنیا، کار خوبی انجام شد و ما با “کنگره” آشنا شدیم و فهمیدیم که کنگره راه درمان ماست.

بسیاری در خارج از این مجموعه درمان شده‌اند، اما شاید هنوز به حال خوب نرسیده باشند. در کنگره می‌بینیم که یک فرد درمان می‌شود، سپس راهنما می‌شود، سپس تازه‌وارد، مرزبان، جن و مراحل دیگر را طی کرده و در نهایت، عشق و محبت را در اختیار دیگران می‌گذارد.

آقای مهندس بسیار زیبا می‌گوید: “کنگره متعلق به من نیست، متعلق به پسر من نیست، متعلق به خانواده من نیست؛ بلکه متعلق به همه شماست.” چرا؟ چون من به تنهایی نمی‌توانم هیچ کاری انجام دهم؛ من به تنهایی نمی‌توانم یک کنگره را اداره کنم. ما باید “ما” شویم تا بتوانیم در تمام جهان آموزش دهیم و این دانایی را منتقل کنیم.

امروز وظیفه ما سنگین‌تر شده است. کسی که امروز دانا شده، اگر دانش و آموزه‌اش را به دیگران نیاموزد، به درد نمی‌خورد. اگر من فقط بفهمم که محبت خوب است اما آن را به دیگران منتقل نکنم، سودی نبرده‌ام. من امروز در کنگره آموختم که اگر هر طور شده، کسی که زمین می‌خورد، دوباره با امیدی بیشتر بلند می‌شود و بهتر زندگی می‌کند. ما نیز همین‌گونه هستیم؛ اگر امروز اتفاقی می‌افتد، احتمال بیشتر این است که اتفاقی بهتر در پیش باشد.
امروز می‌بینیم که اعتبار آقای مهندس بیش از پیش شده است؛ زیرا بسیاری فهمیده‌اند او چه تحقیقات ارزشمندی انجام داده است. ما با بیماری‌هایی مثل سرطان و حتی ایشوی (COVID-19) روبرو بودیم که همه ناامید بودند، اما آقای مهندس برای ما راهکار ارائه داد و بسیاری از اعضای کنگره توانستند با کمک او بهبود یابند. این یعنی یک مرد بزرگ، می‌تواند امید را به قلب‌های بسیاری بازگرداند. امید، تنها متعلق به یک نفر نیست؛ وقتی شما یک خانواده هستید، امید در میان شما تکثیر می‌شود و این باعث می‌شود که ما بتوانیم این راه سنگین را با قدرت ادامه دهیم.»
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید بسیار ممنونم.


نویسنده: مسافر عباس شوکتی
عکاس: مسافر فرج
تنظیم و ارسال: مسافر عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...