English Version
This Site Is Available In English

درک معنای زندگی با حرکت و آموزش

درک معنای زندگی با حرکت و آموزش

به حرمت قلمی که سال‌ها برای روشنایی نوشت

«ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ»
گاهی باید ایستاد و دوباره نگاه کرد؛ نه فقط به آنچه امروز پیش روی ماست، بلکه به مسیری که طی شده، به سال‌هایی که گذشته و به دنیایی از تلاش و خدمت که شاید در میان روزمرگی‌ها، کمتر فرصت کرده‌ایم به عمق آن فکر کنیم.

وقتی از مکتوبات آقای مهندس حسین دژاکام صحبت می‌کنیم، از چند کتاب و مقاله حرف نمی‌زنیم. پشت این نوشته‌ها، سال‌ها تفکر، تجربه، تحقیق و تلاش قرار دارد؛ سال‌هایی که اندیشه‌ای شکل گرفت، مسیری بنا شد و انسان‌هایی که روزی شاید راهی پیش روی خود نمی‌دیدند، فرصت پیدا کردند دوباره به زندگی، خانواده و آینده امیدوار شوند.

از درمان اعتیاد و روش DST گرفته تا درمان سیگار، از توجه به تغذیه سالم تا پژوهش‌ها و مقالات علمی؛ هر کدام گوشه‌ای از این مسیرند.

مسیری که در آن، مسئله فقط طرح یک نظریه یا نوشتن چند صفحه نبود؛ مسئله، انسان بود؛ انسانی که رنج می‌کشید، خانواده‌ای که چشم‌انتظار بود و امیدی که می‌شد دوباره آن را در دل‌ها زنده کرد.

چه کسی می‌تواند تمام لحظه‌هایی را بشمارد که انسانی با آموزش و حرکت، معنای تازه‌ای از زندگی پیدا کرده است؟ چه کسی می‌تواند اندازه بگیرد که بازگشت یک انسان به زندگی، برای خانواده‌اش چقدر ارزش دارد؟ و چند صفحه لازم است تا بتوان تمام زحمات سال‌هایی را نوشت که صرف ساختن چنین مسیری شده‌اند؟

شاید به همین دلیل است که این روزها، وقتی به قلم و نوشته‌های آقای مهندس فکر می‌کنم، بیشتر از همیشه به معنای خدمت می‌رسم.

خدمت همیشه در اتفاق‌های بزرگ و دیده‌شدن‌ها خلاصه نمی‌شود؛ گاهی در ساعت‌ها مطالعه و تحقیق است، گاهی در نوشتن مطلبی که فهم آن به زمان نیاز دارد، گاهی در پیدا کردن راهی برای حل مسئله‌ای که سال‌ها ذهن انسان‌ها را درگیر کرده و گاهی در تلاشی آرام و پیوسته که نتیجه‌اش را سال‌ها بعد، در زندگی آدم‌ها می‌بینیم.

در این میان، خانواده‌ای از انسان‌ها شکل گرفته که هر کدام به شکلی با این آموزش‌ها پیوند خورده‌اند؛ یکی از مسیر درمان به روشنایی رسیده، دیگری معنای تازه‌ای از زندگی پیدا کرده و دیگری با پذیرفتن مسئولیت خدمت، تلاش می‌کند آنچه را آموخته، به دیگران نیز منتقل کند.

شاید زیبایی ماجرا همین باشد؛ اینکه یک اندیشه، در یک نقطه متوقف نماند؛ از کتاب به ذهن انسان برود، از ذهن به رفتار برسد و از رفتار یک نفر، در زندگی انسان دیگری اثر بگذارد.

آیه‌ای که خداوند در آن به قلم و آنچه نوشته می‌شود سوگند یاد می‌کند، برای من یادآور همین مسئولیت بزرگ است.

قلم می‌تواند دانشی را ثبت کند، اما این انسان‌ها هستند که باید برای فهمیدن، کاربردی کردن و ادامه‌دادن آن تلاش کنند.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، قدر سال‌های تلاش و خدمت را می‌فهمم، قدر لحظه‌هایی را که شاید در ظاهر ساده بوده‌اند، اما در کنار هم، مسیری بزرگ ساخته‌اند، قدر نوشته‌هایی را که می‌توان بارها به سراغشان رفت و هر بار نکته تازه‌ای از آن‌ها آموخت، قدر انسان‌هایی را که بخش مهمی از زندگی خود را صرف بهترشدن زندگی دیگران کرده‌اند.

برای من، احترام به این مسیر تنها در گفتن چند جمله زیبا خلاصه نمی‌شود؛ گاهی باید کتاب‌ها را دوباره خواند، درباره آموزش‌ها دقیق‌تر فکر کرد، درستی و عمق مطالب را شناخت و در عمل، سهم خود را در ادامه این راه پیدا کرد.
ما که طعم آموزش، امید و خدمت را چشیده‌ایم، خوب می‌دانیم هر روشنایی، حاصل تلاشی است که شاید تمام ابعادش را نبینیم؛ اما می‌توانیم قدرش را بدانیم و اجازه ندهیم آنچه آموخته‌ایم، تنها در خاطره‌ها باقی بماند.

من امروز، وقتی به قلم، کتاب‌ها و سال‌های تلاش آقای مهندس فکر می‌کنم، با خودم می‌گویم چه زیباست اگر هر کدام از ما بتوانیم گوشه‌ای از این تلاش را در زندگی خود ادامه دهیم؛ با درست زندگی‌کردن، با آموختن، با خدمت‌کردن و با دست‌گیری انسانی که هنوز راه روشن خود را پیدا نکرده است.

شاید بهترین ادای احترام به سال‌ها نوشتن و ساختن، این باشد که ما نیز در اندازه توان خود، به ساختن ادامه دهیم، چرا که بعضی نوشته‌ها فقط خوانده نمی‌شوند؛ زندگی می‌شوند.

نویسنده: راهنما همسفر حامد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...