English Version
This Site Is Available In English

کشف متد DST و درمان اعتیاد، دخانیات و اضافه وزن

کشف متد DST و درمان اعتیاد، دخانیات و اضافه وزن

جلسه چهارم از دوره سی‌ام کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی رودهن به استادی ایجنت همسفر نازنین، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه《 کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس》روز سه‌شنبه ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

این اتفاق ناگهانی که برای جمعیت احیای انسانی کنگره‌۶۰ افتاده است، درگذشت بنیان کنگره آقای‌ مهندس‌ دژاکام است که با این اتفاق در واقع بابت آموزش‌هایی که دیده‌ایم بیش از پیش محک می‌خوریم و اینکه آیا می‌توانیم صحبت‌ها و آموزه‌های ایشان را کاربردی کنیم یا خیر ؟ یکی از استادان به آقای‌ مهندس می‌گویند: غم بزرگ انسان را یا به صعود می‌برد یا به سقوط. حالا این در مورد همه ما صادق است. آیا من با این غم از کنگره می‌روم و یک گوشه‌ای می‌نشینم و دیگر به سفرم ادامه نمی‌دهم، دیگر به خدمتم ادامه نمی‌دهم و دوباره برمی‌گردم به قهر تاریکی‌ها یا صعود را انتخاب می‌کنم ؟ عهد‌ و پیمانم را محکم‌تر می‌کنم و می‌مانم و ادامه می‌دهم ؟ کدام یک را انتخاب می‌کنم؟

آقای‌ دکتر امین در سی‌دی (من) صحبت می‌کردند می‌گفتند: انسان وقتی در تاریکی است دستش را به طرف خداوند می‌برد و التماس می‌کند، خداوندا من را از تاریکی نجات بده، کمکم کن، وقتی از تاریکی بیرون می‌آید، سه راه جلوی پای او است، راه اول این‌ که برود به زندگی خودش برسد از تاریکی بیرون آمده و وارد سفر دوم می شود سپاسگزاری می کند و می‌رود اینجا خنثی است و آزارش به کسی نمی‌رسد و این خوب است. یک عده هم هستند که می‌مانند و خدمت می‌کنند و راه سعادت‌ و‌ برکت را انتخاب می‌کنند. یک عده هم هستند که دوباره به تاریکی برمی‌گردند. اینجا دقیقاً همان مکانی است که من می‌مانم که انتخاب کنم آیا خدمتگزار می‌شوم و راه برکت را انتخاب می‌کنم یا به قهقهرا می‌روم و راه تاریکی را دوباره در پیش می‌گیرم ؟

 این اتفاق برای منِ نازنین یک تلنگر است؛ همین قدر فرصت‌ کوتاه، عمر کم و همین قدر زندگی در حال گذر است و منتظر هیچ کسی نیست. بنابراین محکم باید پای خدمتم بایستم. راهنما شال‌ نارنجی هستم، شال گرفته‌ام، سریع لژیون خودم را بزنم، عهد و پیمان را ببندم با آقای‌مهندس  یا راهنمای تجلیل شده‌ام، سریع بروم بنشینم سر لژیون‌ تجلیل شده‌ها زیرا فرصتی نیست. سفر دومی هستم، از لژیون بیرون بیایم و در نمایندگی خدمت کنم. بپرسم چه خدمتی است که من باید انجام بدهم؟ عهد‌ و پیمانم را با آقای‌ مهندس محکم کنم.

آقای مهندس رهرو می‌خواهند، آقای‌ مهندس کسی را می‌خواهند که بعد از خودشان این ساختار را سفت‌ و‌ محکم نگه‌ دارند و به آیندگان برساند؛ ولی با چه کیفیتی؟ با چه نگاهی؟ خب تسلیت نمی‌گویم، چون آقای‌ مهندس جاری و مانا‌ هستند، ایشان زنده هستند. خودشان در پیام می‌گویند: برای کسانی که سفرشان را با موفقیت به انجام برسانند، هر کجایی که ما را صدا بزنند ما هستیم و صدای آنها را می‌شنویم و به نزدشان می‌رویم به شرط اینکه من سفرم را با موفقیت و درست انجام بدهم و خدمتگزار واقعی باشم و کینه‌ها، ترس‌ها، خشم‌ها، من‌ها را کنار بگذارم. خدا را شکر که آقای‌ مهندس ما را با همدیگر آشنا کرد و ما همدیگر را داریم این شعبه‌ای که الان برقرار است مگر چیزی به غیر از محبت و دستاورد و زحمت آقای‌ مهندس است؟ پس ما کنار همدیگر هستیم، خدمتگزار می‌مانیم، همدیگر را محکم‌تر بغل می‌کنیم، قدر همدیگر را خیلی بیشتر از پیش می‌دانیم و حالا دیگر قدر خدمتهایمان را هم می‌دانیم. دیگر می‌دانیم که این فرصت‌ها همیشگی نیست و همیشه در اختیار ما نمی‌گذارند. خب امروز دستور جلسه دستاوردهای آقای‌ مهندس است که راجع به این صحبت می‌شود. 

همین‌طور که می‌دانید آقای‌ مهندس محقق و دانشمند بزرگ بودند. قبل از اینکه بخواهند در زمینه درمان اعتیاد کار بکنند، ایشان مهندس الکتروتکنینک و مخترع چشم‌های‌ الکترونیک بودند برای کمک و نجات کارگرانی که دستهایشان زیر دستگاه می‌ماند و بعد به اذن الهی ایشان درگیر اعتیاد شدند. درگیری در دام اعتیاد برای آقای‌ مهندس هم فرمان الهی بود؛ چون همانطور که می‌دانید میلیون‌ها سال است که انسان‌ روی کره‌ خاکی وجود دارد؛ یعنی قدمت انسان روی کره خاکی میلیون‌ها سال است. 

از همان روزی که انسان خلق شد همراه با او گیاه‌ خشخاش هم خلق شد و انسان درگیر مخدرها شد ولی تا این دوره از حیات درمانی برای اعتیاد پیدا نشده بود و اعتیاد را غیرقابل درمان می‌دانستند تا اینکه مهندس دژاکام راه درمان اعتیاد و روش DST را ابداع کردند. زمامدار راستی به آقای‌ مهندس گفتند: اعتیاد دو نیمه دارد نیمه اول الکل و خمر است که من درستش کردم و نیمه دوم تریاک است که شما باید انجام بدهید. خب فرمان‌ الهی صادر شد، آقای‌ مهندس به عمق تاریکی‌ها رفتند، راه را پیدا کردند و از اعتیاد بیرون آمدند. بنابراین اولین دستاورد ایشان کشف متد DST و تاسیس کنگره۶۰ است. روش DST حق‌ و حقیقت و جاری است و آیندگان می‌آیند و درمان ادامه دارد.

 یکی دیگر از دستاوردهای آقای‌ مهندس مقالات علمی‌ ایشان که در زمینه درمان سرطان‌ها است و درمان‌ کرونا که در کشور تایلند مقاله آقای‌ مهندس در خصوص درمان‌ اعتیاد به صورت رایگان چاپ شد و در اختیار مردم آن کشور قرار گرفت و آقای‌ مهندس سخنرانی‌های زیادی جهت ارائه مقالات داشتند که درمان سرطان را به همراه دارد. دستاورد دیگر آقای‌ مهندس که همه‌ ما لمس کرده‌ایم به وجود آمدن جایگاه خدمتی در کنگره۶۰ است. خب من نازنین تا ده سال دیگر هم در لژیون بنشینم سی‌دی بنویسم، متوجه گره‌هایم نمی‌شوم و به صورت تئوری می‌فهمم. ولی نمی‌توانم بروم دست‌ و پنجه نرم بکنم، درد‌ بکشم تا آن گره‌هایم را بتوانم درمان بکنم. ولی با جایگاه های خدمتی که آقای‌ مهندس تعریف کردند و در اختیار ما گذاشتند می توان به عنوان ابزار استفاده کنم و خودم را محک بزنم و بتوانم که گره‌های خودم را باز کنم. من با این خدمت‌ها در این سیستم آموزش می‌گیرم.

 این‌ها دستاوردهای آقای‌ مهندس است که این قدر نرم و لطیف در طی زمان با خدمت‌ها به ما آموزش دادند که اصلاً نفهمیدم که از آن نازنین ده‌ سال پیش به این نازنین دومی که الان هستم تبدیل شدم و باز هم راه زیاد در پیش است که باید طی کنم. دستاورد دیگر آقای‌ مهندس و دکتر امین DSP است که در انواع بیماری‌ها نقش داشته است. آقای‌ مهندس صحبت می‌کردند و می‌گفتند: شما حالا نمی‌دانید DSP چه است، یک روزی که من نبودم می‌فهمید که DSP چه معجزه‌ای است.DSP یک معجزه‌ای است که کسی که کمبود وزن دارد به وزنش افزوده می‌شود، کسی که اضافه وزن دارد از وزنش کاسته می‌شود تمام مواد مغذی درون DSP است هر چه که بدن انسان نیاز دارد درون DSP وجود دارد، آهن بدن را تامین می‌کند و خانم‌هایی که کم‌خونی دارند با خوردن DSP در سه‌ وعده معجزه می‌کند و دیگر نیازی به خوردن قرص‌های آهن یا ویتامین‌ها نیست. کرونا را درمان کرد. درمان‌ ام اس، درمان‌ کرونا، بیماری‌ سرطان و التهاب‌هایی که وجود دارد، این‌ها همه دستاورد‌های آقای‌ مهندس هستند.

آقای‌ مهندس در هفته‌ پیمان وادی هشتم از دنیا رفتند؛ درسی که برای من نازنین دارد چه است؟ این است که در صراط مستقیم عهد و پیمانی قوی تر با خداوند و خود می بندم و فرمانبردار جانشین بنیان آقای‌ دکتر امین خواهم بود. آقای‌ مهندس ما را تنها نگذاشتند بلکه ادامه‌ تحقیقات در حلقه‌های دیگر حیات را شروع کردند؛ باید بروند حلقه‌های دیگر را برای ما آماده بکنند که ما با وفاداری و پیمانی که اینجا دوباره با کنگره۶۰ می‌بندیم و آنجا می‌رویم که بتوانیم یار ایشان باشیم. من آن روزها می‌گفتم خدایا یک بار دیگر تقدیر من را با آقای‌ مهندس رقم بزن. اما چه‌طور؟ با چه حرکتی می‌توانم؟ سردار می‌گویند: آنچه که در تقدیر است آن به انجام می‌رسد، اما اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارند. من می‌توانم آنطور تقدیرم را بنویسم که دوباره در بُعد بعدی، کنگره۶۰ من را انتخاب کند. آقای‌ مهندس اخیرا در سی‌دی صحبت کردند که این عشق است که ما را انتخاب می‌کند، ما نیستیم که عشق را انتخاب می‌کنیم. این مهندس بود که ما را انتخاب کرد، ما نبودیم که مهندس را انتخاب کردیم. حالا برای اینکه دوباره مهندس ما را انتخاب کندباید چه‌کار کنیم‌؟ خدمتگزار باشیم، به موقع بیاییم، فرمانبردار راهنما باشیم، سرمان پایین باشد.

و اینکه سخن آخر؛ در روزهایی که آقای‌ مهندس حالشان بد بود پناه بردم به نهج البلاغه جالب بود آنجا هم وادی هشتم بود مولا‌ علی گفته بودند: برای اینکه فرمانبردار و انسان خوبی باشی متانت را روی سرت و منیت را زیر پاهایت بگذار و روی کره‌زمین راه برو و سرت را پایین بینداز و احترام بگذار، چشم بگو با جان و دلت پذیرا باش پذیرش داشته باش تا ان‌شاءالله انسان شایسته‌ای باشی و آقای‌ مهندس چیزی به غیر از این به ما آموزش نداده و از ما نمی‌خواهد.ما با جانشین کنگره دکتر امین عهد و پیمان می‌بندیم و محکم‌تر سر خدمت‌هایمان هستیم.

مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر محمود
تایپیست: همسفر‌ الهام رهجوی راهنما همسفر نسیم ( لژیون هفتم)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر نسبم(لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر لیلا

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...