نهمین جلسه از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی کاشمر با استادی راهنما محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر امیر حسین با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز سه شنبه تاریخ 21 مهرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم مسافر:
از نگهبان جلسه تشکر می کنم که مسئولیت و اداره جلسه را به من واگذار نمود تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه روش DST و دستاوردهای کنگره ۶۰ آقای مهندس دژاکام است. روش DST از سه حرف تشکیل شده است «D: مخفف دژاکام، S : مخفف استپ یا پله و :T مخفف تایم یا زمان». این سه کلمه در کنار هم، روشی را تشکیل میدهند که برای درمان اعتیاد و حل بسیاری از مشکلات، مسیر تازهای پیش روی انسان قرار داده است. بنیانگذار این روش، آقای مهندس حسین دژاکام هستند. ایشان با سابقه هفده سال مصرف مواد مخدر و تجربه ترکهای ناموفق، در حدود سال ۱۳۷۵ و با الهام گرفتن از ماه مبارک رمضان، به کشف روش DST رسیدند. آن زمان، شرایط اعتیاد با امروز خیلی متفاوت بود. فرد مصرفکننده را بیشتر به چشم یک مجرم نگاه میکردند و خبری از شناخت درست صورت مسئله اعتیاد و یک روش اصولی برای درمان آن نبود. در چنین شرایطی، آقای مهندس با تجربه شخصی، تحقیق و شناختی که از انسان و مواد مخدر به دست آورده بودند، توانستند راهی را پیدا کنند که امروز نتیجه آن را در کنگره ۶۰ میبینیم. در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، میتوانیم بخشی از تجربهها و مسیر شکلگیری این تفکر را دنبال کنیم. نکته مهم این است که حتی خود آقای مهندس هم در ابتدا نمیدانستند این حرکت به چه نتیجهای خواهد رسید؛ اما با حرکت، تحقیق و ادامه دادن مسیر، حقیقت به تدریج برای ایشان آشکار شد. به نظر من، برای اینکه ارزش روش DST را بهتر درک کنیم، باید کمی به گذشته خودمان برگردیم. همه ما این را تجربه کردیم که وقتی درگیر اعتیاد بودیم، پیوند عمیقی بین ما و مواد مخدر شکل گرفته بود. ما شناخت درستی از اعتیاد نداشتیم نمیدانستیم چه اتفاقی در جسم ما افتاده، روان ما چه شرایطی پیدا کرده و تفکرمان چگونه تحت تأثیر اعتیاد قرار گرفته است.

افراد زیادی میخواستند این مشکل را حل کنند. بعضی افراد از راههای مختلف وارد میشدند و هرکدام روش خاصی را پیشنهاد میکردند. اما وقتی شناخت درستی از صورت مسئله وجود نداشته باشد، طبیعی است که رسیدن به نتیجه هم دشوار شود. آقای مهندس به این موضوع توجه کردند که اعتیاد فقط یک مشکل جسمی نیست. جسم، روان و جهانبینی انسان تحت تأثیر آن قرار میگیرند و برای رسیدن به تعادل، باید مثلث درمان ما کامل شود. وقتی انسان در طول سالها به مواد مخدر وابسته میشود، نمیتوان انتظار داشت که تمام آثار این وابستگی در یک یا چند روز از بین برود. همانطور که این تخریب به تدریج شکل گرفته، بازسازی هم به زمان، آموزش و برنامهای منظم نیاز دارد. اینجاست که اهمیت روش DST مشخص میشود. در این روش، مصرف مواد مخدر به صورت تدریجی و طبق برنامه کاهش پیدا میکند. جسم فرصت پیدا میکند تا به تدریج خود را بازسازی کند و در کنار آن، فرد با آموزشهای کنگره، روی روان و جهانبینی خود نیز کار میکند. یعنی همانطور که تخریب به تدریج به وجود آمده، بازسازی هم باید با برنامه و در طول زمان انجام شود. نمیتوان بدون شناخت، بدون ابزار مناسب و بدون در نظر گرفتن زمان لازم، انتظار داشت که همه چیز یکباره درست شود. خوشبختانه امروز نتیجه این تفکر را در کنگره ۶۰ میبینیم. مسافرانی که سفر اول خود را به پایان رساندهاند و وارد سفر دوم شدهاند، نمونههایی از افرادی هستند که توانستهاند از آن شرایط فاصله بگیرند و مسیر تازهای را در زندگی خود آغاز کنند. اما دستاوردهای آقای مهندس فقط به درمان اعتیاد محدود نمیشود. در کنگره، درباره درمان وابستگی به نیکوتین و موضوعاتی مانند اضافه وزن هم آموزشهایی ارائه میشود و افراد میتوانند با استفاده از روشها و برنامههای مربوط به هر بخش، برای بهبود شرایط خود تلاش کنند. من خودم علاوه بر مصرف مواد مخدر، درگیر مصرف سیگار و اضافه وزن هم بودم. امروز وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم و شرایط الآن را با آن روزها مقایسه میکنم، بهتر متوجه میشوم که چه تغییری در زندگی من اتفاق افتاده است. وقتی انسان نتیجه را با چشم خودش میبیند و تغییر را در زندگی خودش تجربه میکند، دیگر نمیتواند به راحتی از کنار آن بگذرد. همین تغییر باعث میشود که نسبت به آموزشها و مسیری که طی کرده است، احساس مسئولیت بیشتری داشته باشد. من گاهی با خودم فکر میکنم که اگر این آموزشها و این مسیر نبود، امروز چه شرایطی داشتم؟ آیا میتوانستم به همین شکل زندگی کنم، خدمت کنم و در کنار دوستانم آموزش بگیرم؟ به همین دلیل وقتی صحبت از دستاوردهای آقای مهندس مطرح شود، درباره تفکری صحبت میکنیم که زندگی بسیاری از انسانها را تحت تأثیر قرار داده است. البته به نظر من، قدردانی واقعی فقط این نیست که در یک جلسه درباره آقای مهندس و دستاوردهای ایشان صحبت کنیم. این جلسه باید نقطه شروعی برای تفکر بیشتر ما باشد. باید از خودمان بپرسیم که روش DST چه تغییری در زندگی من ایجاد کرده است؟ آموزشهای کنگره چه چیزی به من داده است. من قبل از ورود به کنگره چه شرایطی داشتم و امروز در چه جایگاهی قرار گرفتهام؟ اگر امروز در جایگاه خدمت هستم، اگر میتوانم در کنار دیگران آموزش بگیرم و اگر توانستهام بخشی از مشکلات گذشته خودم را حل کنم، باید به این موضوع فکر کنم که چه مسیری باعث رسیدن من به این نقطه شده است. وقتی ارزش این مسیر را بهتر درک کنیم، طبیعتاً تلاش میکنیم که آموزشها را جدیتر بگیریم، در مسیر قوانین کنگره حرکت کنیم و آنچه را یاد گرفتهایم، در زندگی خودمان به کار ببندیم. ما نباید تصور کنیم با تمام شدن این دستور جلسه، پرونده آن هم بسته میشود و همه چیز به پایان میرسد. اتفاقاً اینجا نقطه شروع است. ما در این جلسه موضوع را میشنویم، مشارکت میکنیم و آموزش میگیریم. اما بعد از جلسه باید درباره آن فکر کنیم و ببینیم سهم ما از این آموزش چیست. همه دستور جلسات کنگره برای ما پیامی دارند و قرار است تأثیری در زندگی ما بگذارند به شرطی که بتوانیم آن پیام را پیدا کنیم و در عمل به کار ببندیم. در پایان، من از آقای مهندس دژاکام به خاطر مسیری که برای درمان اعتیاد و آموزش انسانها فراهم کردهاند، سپاسگزارم. امیدوارم بتوانم با ادامه سفر، رعایت قوانین، استفاده از آموزشها و انجام خدمت درست، قدردانی خودم را در عمل نشان بدهم.
از اینکه سکوت کردید و به صحبت های من گوش دادید از همگی شما سپاسگزارم.
عکاس: مسافر محمد
تایپ: مسافر مرتضی
ارسال خبر: مسافر محمد
مرزبان کشیک: مسافر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
115