بهنام قدرت مطلق الله
دوازدهمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر هوشنگ، نگهبانی مسافر علیمراد و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای جناب آقای مهندس» در تاریخ سهشنبه 21مهرماه 1405 راس ساعت 17:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
«هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق، ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما»
سلام دوستان، هوشنگ هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این فرصت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. از ایجنت محترم، نگهبان، دبیر و تمامی خدمتگزاران کنگره۶۰ تشکر میکنم.
وقتی به تاریخچهٔ کنگره۶۰ نگاه میکنیم، درمییابیم که در طول این سی سال، دستاوردهای بسیار ارزشمندی برای بشریت داشته است و همچنان این مسیر ادامه دارد. جناب آقای مهندس دژاکام هفده سال با بیماری اعتیاد درگیر بودند و پس از آن، متد DST را کشف کردند. ایشان در ادامه، خود و خانوادهشان را وقف خدمت به انسانهای دردمند و رنجکشیدهای کردند که از بیماری اعتیاد آسیب دیده بودند.
وقتی به گذشتهٔ خودمان نگاه میکنیم، به یاد میآوریم که چگونه در ناامیدی مطلق به سر میبردیم و هیچ امیدی به درمان اعتیاد نداشتیم. تصور میکردیم که باید تا پایان عمر با این وضعیت بسوزیم و بسازیم؛ اما بزرگمردی همچون جناب آقای مهندس دژاکام، با کشف متد درمان اعتیاد، راهی روشن را پیش روی ما قرار دادند.
اعتیاد مانند یک سونامی، سیل یا زلزلهای ویرانگر است که هر چیزی را در مسیر خود قرار بگیرد، تخریب میکند. فرد مصرفکننده نیز در میان این ویرانی گرفتار میشود و بخشهای مختلف زندگیاش آسیب میبیند؛ اما همین انسان، با تمام تخریبهایی که تجربه کرده است، میتواند با حضور در کنگره۶۰، بهرهگیری از متد DST و دریافت آموزشهای لازم، به درمان برسد و زندگی خود را بازسازی کند.
زندگی من نیز به همین شکل به ویرانهای تبدیل شده بود و هیچ امیدی به آینده نداشتم. حتی بعضی از نزدیکان من نیز درگیر مصرف مواد مخدر شده بودند و این موضوع، رنج و نگرانی ما را دوچندان میکرد.

اما با حضور در کنگره۶۰، استفاده از آموزشهایی که جناب آقای مهندس دژاکام ارائه کردهاند و مطالعهٔ کتابهای ارزشمند ایشان، توانستیم مسیر درمان را طی کنیم و به رهایی برسیم. این آموزشها مسیر زندگی ما را تغییر دادند و امید را دوباره به زندگیمان بازگرداندند.
همهچیز در این کتاب بیان شده است؛ اما ممکن است برخی مطالب آن در نخستین دورهٔ مطالعه، برای من قابلدرک نباشد. این موضوع اشکالی ندارد؛ میتوان از این مطالب گذشت و در دورههای بعدی مطالعه، به درک عمیقتری از آنها دست یافت.
آن بزرگمرد، جناب آقای مهندس دژاکام، نهتنها راه درمان بیماری اعتیاد را کشف کردند، بلکه در سراسر کشور، نجاتبخش هزاران خانواده شدند؛ خانوادههایی که پیوندهایشان از هم گسسته بود و ایشان زمینهٔ بازگشت عشق و محبت را در میان آنها فراهم کردند. جناب مهندس، عشق ورزیدن، محبت کردن و پیوند دوبارهٔ انسانها را به ما آموزش دادند.
پیش از ورود به کنگره۶۰، کدامیک از ما باور داشت که انسانهایی وجود دارند که تمام توان و امکانات خود را در راه خدمت به انسانیت به کار میگیرند؟ اما در کنگره۶۰ شاهد شکلگیری و تولد نوعی نگرش تازه به زندگی و انسان بودیم؛ نگرشی که در آن، انسان نمیتواند نسبت به درد و رنج دیگران بیتفاوت باشد و همهچیز را تنها برای خودش بخواهد.
این نگرش، مصداق همان شعر ارزشمند سعدی است که میفرماید:
«بنیآدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک پیکراند»
در این نگاه، انسانها اعضای یک پیکر واحد هستند و رنج هر انسان، میتواند رنج دیگران نیز باشد. این حجم از عشق، محبت و مسئولیتپذیری، بخشی از آموزشهایی است که جناب آقای مهندس دژاکام به ما آموختهاند.
اگرچه جناب مهندس دیگر در میان ما حضور فیزیکی ندارند، اما وظیفهٔ ما این است که از دستاوردهای ارزشمند ایشان مراقبت کنیم، از آموزشهایشان بهره بگیریم و آنها را به دیگران انتقال دهیم تا این چراغ روشنایی همچنان فروزان بماند.
ما باور داریم که زندگی انسان با مرگ پایان نمییابد و حیات در بُعد دیگری ادامه دارد. من به این موضوع ایمان دارم و باور دارم که جناب مهندس از جایگاه خود، شاهد عملکرد و حرکت ما هستند. ازاینرو، باید از خودمان بپرسیم: آیا وظایف خود را بهدرستی انجام میدهیم؟ آیا در مسیر آموزشهایی که آموختهایم حرکت میکنیم و در انتقال آنها به دیگران کوشا هستیم؟
یکی از مهمترین موضوعاتی که امروز پیش روی ما قرار دارد، مسئلهٔ جانشینی بنیان کنگره۶۰ و جایگاه جناب آقای دکتر امین دژاکام است. در این مرحله، وظیفهٔ ماست که با درک مسئولیت خود، در مسیر حفظ ارزشها، تداوم آموزشها و تحقق اهداف کنگره۶۰ حرکت کنیم.
جانشین بنیان کنگره۶۰، جناب آقای دکتر امین، از سوی جناب آقای مهندس دژاکام و با نظر دیدهبانان محترم تعیین شدهاند. این انتخاب، تصمیم شخصی نیست، بلکه تصمیمی است که از سوی بنیان کنگره و دیدهبانان محترم اتخاذ شده است. بنابراین، وظیفهٔ ما این است که با احترام و پذیرش، همانطور که میگفتیم: «چشم، آقای مهندس»؛ اکنون هم بگوییم : «چشم، دکتر امین». در واقع، دستورات و تصمیماتی که در این مسیر ابلاغ میشوند، در راستای اهداف و خواستههای بنیان کنگره هستند و ما وظیفه داریم با تمام توان در اجرای آنها کوشا باشیم.
یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند جناب آقای مهندس دژاکام، درمان سیگار است. من شخصاً هرگز باور نمیکردم که روزی بتوانم سیگار را کنار بگذارم. با وجود اینکه سیگار آسیبهای فراوانی به من وارد کرده بود، نمیتوانستم مصرف آن را متوقف کنم و همچنان به آن وابسته بودم؛ اما امروز در کنگره۶۰، درمان سیگار با استفاده از روش مشخص و آموزشهای لازم انجام میشود.
درمان چاقی و لاغری و همچنین پژوهش دربارهٔ بسیاری از بیماریها و مشکلات جسمی، از دیگر زمینههایی است که جناب آقای مهندس به آنها توجه داشتهاند. ایشان با تحقیقات و ارائهٔ مقالات علمی، تلاش کردهاند یافتههای خود را در اختیار مجامع علمی قرار دهند و افقهای تازهای را در زمینهٔ شناخت و درمان بیماریها بگشایند.
همانطور که در آموزشهای کنگره۶۰ مطرح میشود، بسیاری از مشکلات انسان به دلیل ناشناخته بودن صورتمسئله و کشف نشدن راهحل مناسب، همچنان پابرجا هستند. هرگاه علم بتواند صورتمسئلهٔ یک بیماری را بهدرستی شناسایی کند، امکان پیدا کردن راه درمان نیز فراهم میشود. بنابراین، نباید تصور کنیم که مشکلات و بیماریهایی که امروز درمان آنها دشوار به نظر میرسد، برای همیشه غیرقابلحل باقی خواهند ماند.

اگر به علوم مختلف، از جمله ریاضیات، مهندسی، پزشکی نگاه کنیم، میبینیم که بشر در طول صد سال گذشته پیشرفتهای چشمگیری داشته است.
در علم پزشکی پیشرفتهای قابلتوجهی صورت گرفته است. بیماریهایی که در گذشته جان انسانهای بسیاری را میگرفتند، امروزه در بسیاری از موارد قابل پیشگیری یا درمان هستند. این پیشرفتها نشان میدهند که علم میتواند با شناخت درست مشکلات و یافتن راهحلهای مناسب، کیفیت زندگی انسانها را بهبود ببخشد.
اما وقتی به علوم انسانی نگاه میکنیم، این پرسش مطرح میشود که آیا به همان اندازه که در علوم تجربی و فناوری پیشرفت کردهایم، در شناخت انسان، پرورش صفات انسانی و ایجاد محبت و مسئولیتپذیری نیز پیشرفت داشتهایم؟
به نظر من، یکی از خدمات بزرگ جناب آقای مهندس دژاکام، ایجاد تحول در نگرش انسان به خودش، دیگران و هستی است. ایشان به ما آموختند که انسان نباید فقط به فکر منافع شخصی خود باشد، بلکه باید بیاموزد که به دیگران و محیط زندگی خود نیز احترام بگذارد.
برای مثال، وقتی یکی از اعضای کنگره۶۰ در طبیعت حضور پیدا میکند، میداند که نباید زبالهای در محیط رها کند؛ اما متأسفانه گاهی در جادهها و مکانهای عمومی شاهد هستیم که بعضی افراد بدون توجه به حقوق دیگران، زبالههای خود را در طبیعت رها میکنند.
کنگره۶۰ به ما آموزش داده است که طبیعت و شهر ما، خانهٔ ما هستند. همانطور که نباید به خانهٔ خود آسیب برسانیم، نباید به شهر، طبیعت و هستی نیز صدمه وارد کنیم. همچنین جسم ما، بهعنوان بستر زندگی و حرکت ما، ارزشمند است و باید از آن مراقبت کنیم.
انسانی که میخواهد به جایگاه والای انسانی برسد، باید علاوه بر دوست داشتن خود، دیگران و هستی را نیز دوست داشته باشد و در قبال آنها احساس مسئولیت کند. این همان تغییری است که میتواند زندگی فردی و اجتماعی انسان را متحول سازد.
معمولاً پدران برای فرزندان خود میراثی بهجا میگذارند؛ مانند زمین، خانه، املاک، طلا و سایر داراییهای مادی. اینها بخشی از میراثی هستند که میتوانند به نسل بعد منتقل شوند؛ اما گاهی همین داراییها موجب اختلاف و درگیری میان اعضای خانواده میشوند.
حال باید از خودمان بپرسیم که پدری همچون جناب آقای مهندس دژاکام چه میراثی برای ما بهجا گذاشتهاند؟
ایشان میراثی به ما بخشیدهاند که ارزش آن با هیچ دارایی مادی قابل مقایسه نیست؛ میراثی از جنس عشق، محبت، معرفت، آگاهی و آموزش. میراثی که میتوانیم آن را نسلبهنسل منتقل کنیم، خودمان از آن بهرهمند شویم و به دیگران نیز بیاموزیم.
ایشان به انسانهایی که در اعماق تاریکی و ناامیدی گرفتار بودند، راه روشنایی را نشان دادند و امید را به زندگی بسیاری از خانوادهها بازگرداندند. بنابراین، وظیفهٔ ماست که از این میراث ارزشمند بهدرستی نگهداری کنیم، قدر آن را بدانیم و در انتقال آن به نسلهای آینده کوشا باشیم.
ما از نسلی هستیم که این فرصت را داشتهایم تا بهطور مستقیم با جناب آقای مهندس دژاکام در ارتباط باشیم، از آموزشهای ایشان بهره بگیریم و از نزدیک شاهد تلاشها و خدماتشان باشیم. این فرصت، مسئولیت بزرگی را نیز بر دوش ما قرار میدهد.
وقتی به نخستین نسل خدمتگزاران کنگره۶۰ و دیدهبانان محترمی که از آغاز در کنار بنیان کنگره حضور داشتند نگاه میکنیم، میبینیم که چگونه با تلاش، تعهد و خدمت، این مجموعه را به جایگاه امروز رساندهاند و زمینهٔ بهرهمندی انسانهای بسیاری را از آموزشها و درمان فراهم کردهاند.
اکنون وظیفهٔ ما نیز این است که ادامهدهندهٔ این مسیر باشیم؛ آموزشها را بهدرستی دریافت کنیم، در زندگی خود به آنها عمل کنیم و آنچه را آموختهایم، با عشق و مسئولیتپذیری به دیگران انتقال دهیم.

تایپ و ویرایش: مسافر ابوالفضل، مسافر احمد از لژیون یازدهم، مسافر احمد از لژیون هشتم، مسافر محمدحسین
عکاس: مسافر حامد
تایید و ارسال: همسفر پیمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
184