English Version
This Site Is Available In English

کشف متد DST و دستاوردهای آقای مهندس؛ مسیری برای کاهش درد و رنج انسان‌ها

کشف متد DST و دستاوردهای آقای مهندس؛ مسیری برای کاهش درد و رنج انسان‌ها

 

جلسه اول از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی راهنما مسافرحسین، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر احمد دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس » سه شنبه، ۲۱مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:


سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
خدا را شکر می‌کنم که
امروز در این جایگاه حضور دارم و از راهنمای خودم، آقای محسن، تشکر می‌کنم. همچنین از ایجنت محترم، آقای رضا، سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.

در وهلهٔ اول، درگذشت آقای مهندس را به خانوادهٔ محترم ایشان، اعضای کنگرهٔ ۶۰ و اعضای شعبهٔ شهباز تسلیت عرض می‌کنم.

زمانی که این خبر را شنیدم، واقعاً حالم نامساعد شد. من قبلاً هم با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شدم، اما این بار شدت ناراحتی‌ام بسیار بیشتر بود. با این حال، طبق آموزش‌هایی که در کنگره آموخته‌ام، به دنبال راهی بودم تا بتوانم از این شرایط عبور کنم. هر بار که مشکلی برایم پیش می‌آمد، سی‌دی‌های آقای مهندس را گوش می‌کردم؛ هم آرام می‌شدم و هم می‌توانستم برای حل مشکلم راهی پیدا کنم. اما این بار واقعاً نمی‌دانستم چه کار کنم. حتی گوش کردن به سی‌دی‌های آقای مهندس هم برایم سخت شده بود.

با این حال، به سراغ سی‌دی «عالم غیب» رفتم و آن را با دقت گوش کردم. دیدم تمام پاسخ‌هایی که می‌توانست مرا آرام کند، در همین سی‌دی وجود دارد. به این ترتیب، توانستم به‌نحوی از این اتفاق عبور کنم.

اولین باری که با آقای مهندس و کنگره آشنا شدم، سال ۱۳۹۰ بود. تلویزیون را روشن کردم و دیدم آقای مهندس در حال صحبت هستند. فکر می‌کنم برنامه، «شروع خوب» بود. آقای امیرعباس معافی و شخص دیگری هم حضور داشتند و دربارهٔ ترک سیگار صحبت می‌کردند. آن زمان من این افراد را نمی‌شناختم. آن آقا صحبت کرد و سپس نوبت به آقای مهندس رسید. دیدم صحبت‌های ایشان واقعاً زیبا و تأثیرگذار است. خوب به یاد دارم که همان لحظه با خودم گفتم: «این آقا درست می‌گوید؛ صحبت‌هایش درست است.»
سال ۱۳۹۱، از طریق یکی از دوستان وارد کنگره شدم. اما زمانی که وارد کنگره شدم، وضعیت بیماری‌ام بسیار بد بود. سیستم بدنم کاملاً به‌هم‌ریخته بود و انواع دردها و مشکلات برایم پیش آمده بود؛ به‌طوری‌که هیچ دارو و پزشکی نمی‌توانست مرا درمان کند. حتی به من مسکن هم نمی‌دادند. وضعیت من واقعاً بسیار وخیم بود.
با این حال، در زمینهٔ جهان‌بینی هنوز به آن سطح لازم نرسیده بودم و مسائل دیگری هم برایم پیش آمد. در آنجا بود که برایم مشخص شد موضوع روش DST، چگونگی به‌وجود آمدن اعتیاد و مسئلهٔ جایگزینی
من به‌هیچ‌عنوان خواب شبانهٔ راحتی نداشتم. وقتی شب می‌شد و غروب فرا می‌رسید، با ترس به خواب می‌رفتم. مشکلات جسمی زیادی داشتم و درد می‌کشیدم، اما هیچ قرصی آرامم نمی‌کرد. احساس سردی داشتم و هیچ دارویی نمی‌توانست مرا گرم کند. مشکلات بسیار دیگری هم داشتم.

تمام این مسائل را کنگره برای من حل کرد؛ آقای مهندس برای من راه درمان را فراهم کرد. اکنون شب‌ها واقعاً راحت و آرام می‌خوابم و تا صبح استراحت می‌کنم. صبح که بیدار می‌شوم، نمازم را می‌خوانم و تا حدود ساعت ده شب، زمانی که می‌خواهم بخوابم، مشغول کار هستم.

شاید از نظر توان جسمی و قدرت بدنی، تا حدودی محدودیت داشته باشم، اما از نظر فکری و حسی، دیگر خستگی را آن‌طور که قبلاً احساس می‌کردم، احساس نمی‌کنم. این‌ها چیزهایی هستند که کنگره به من داده است.

کنگره خانواده را به من برگرداند. من اصلاً نمی‌دانستم خانواده چیست. یک روز به رانا هم گفتم: «این همسفر من درست می‌شود.» واقعاً امروز آموزش‌ها باعث شده‌اند که خودم اصلاح شوم و رابطه‌ام با همسفرم هم بهبود پیدا کند.

مسائل شغلی‌ام نیز درست شده است. در محیط کار، حرفی برای گفتن دارم و در جایگاه خودم توانمندتر شده‌ام. این شرایط را کنگره برایم فراهم کرده است. ارتباطم با دیگران و مردم بهتر شده و بسیاری از مسائل زندگی‌ام سامان گرفته است. کنگره در این زمینه‌ها نیز به من کمک کرده است.


از طرف دیگر، کشفیات و تحقیقاتی که آقای مهندس انجام داده‌اند، از جمله روش DST در زمینهٔ اعتیاد، برای من بسیار ارزشمند بوده است. واقعاً خودم یکی از افرادی هستم که اگر با روش DST درمان نمی‌شدم، شاید امروز در این جایگاه نبودم یا وضعیت بسیار بدتری داشتم. نمی‌دانم چه اتفاقی برایم می‌افتاد، اما می‌دانم که امروز مدیون کنگره هستم.

من این مسائل را فهمیدم و متوجه شدم. در یکی از سی‌دی‌های آقای مهندس، ایشان توضیح می‌دادند که وقتی به اینجا می‌آیید، به شما نمی‌گویند ابتدا بروید یک کارت بکشید و به حسابداری مراجعه کنید. اما زمانی که من نزد پزشک رفتم و مشکلاتم را توضیح دادم، گفت ابتدا برو یکصد هزار تومان پرداخت کن. این مربوط به حدود پانزده سال پیش است. وقتی پول را پرداخت کردم، هفته‌ای یک یا دو قرص به من می‌دادند و سرم هم برایم تجویز می‌کردند. هزینهٔ سرم را نیز جداگانه می‌گرفتند، اما در نهایت خوب نشدم.

در زمینهٔ درمان سیگار هم کنگره واقعاً اقدامات مؤثری انجام داده است. بسیاری از مرگ‌ومیرها در اثر سیگار اتفاق می‌افتد. هر جا که نگاه می‌کنیم، افرادی را می‌بینیم که سیگار در دست دارند و درواقع، خودشان به خودشان آسیب می‌زنند. درمان سیگار نیز در کنگره اتفاق افتاده و دستاورد ارزشمندی است.

در زمینهٔ کاهش وزن هم واقعاً شگفت‌زده می‌شوم. وقتی عکس‌هایی را که در سایت منتشر می‌شود می‌بینم، باورم نمی‌شود. افراد زیادی با من تماس گرفته‌اند؛ بعضی از طریق دیگران مرا به‌عنوان مشاور معرفی کرده‌اند و می‌گویند: «من می‌خواهم معده‌ام را کوچک کنم یا عمل کوچک کردن روده انجام دهم.»

ما به آن‌ها مشاوره داده‌ایم و راه کنگره را برایشان روشن کرده‌ایم و این مسیر را به آن‌ها معرفی کرده‌ایم. کافی است عکس‌هایی را که اکنون منتشر می‌شود ببینید؛ واقعاً باورکردنی نیست. فردی که وزن بسیار زیادی داشته است، بدون آنکه پوست بدنش آویزان شود، صورتش آسیب ببیند یا دچار مشکلات دیگری شود، کاهش وزن پیدا می‌کند.

همچنین تحقیقات آقای مهندس در زمینه‌های مختلف، از جمله سرطان، کولیت روده و ام‌اس، برای من قابل‌توجه است. بسیاری از اطرافیان ما به ام‌اس مبتلا هستند و رنج می‌کشند. آزمایش‌هایی که آقای مهندس روی موش‌های صحرایی انجام داده‌اند، مباحث مربوط به دی‌استایل و کارهایی که در دوران کرونا انجام شد، از جمله موضوعاتی است که من به آن‌ها توجه داشته‌ام. من خودم این روش را در دوران کرونا انجام دادم و نتیجه برایم بسیار قابل‌قبول بود. افراد زیادی نیز از مرگ نجات پیدا کردند.

این‌ها همه از دستاوردهای آقای مهندس است. اما این دستاوردها را من، حسین، بهتر درک می‌کنم؛ کسی که بیرون از کنگره است، شاید نتواند به همان اندازه آن‌ها را درک کند.

من که تا جهنم و تاریکی رفته بودم، حال بد را تجربه کرده بودم و دوباره برگشته‌ام، بهتر می‌فهمم که آقای مهندس برای من چه کرده‌اند. من کسی بودم که زندگی‌ام تا مرز نابودی پیش رفته بود، اما دوباره سامان گرفت. شغلم درست شد و مسائل مالی‌ام بهبود پیدا کرد. بنابراین، من بهتر متوجه می‌شوم که آقای مهندس چه خدماتی به من کرده‌اند.

همیشه می‌دانستم که ممکن است روزی چنین اتفاقی بیفتد و آقای مهندس عزیز را از دست بدهیم. به همین دلیل، همیشه می‌گفتم: «خدایا، از عمر من کم کن و به عمر آقای مهندس اضافه کن تا بتوانیم بیشتر از وجود ایشان استفاده کنیم و انسان‌های بیشتری از آموزش‌هایشان بهره‌مند شوند.»

به همین دلیل، سی‌دی‌ها را می‌نوشتم و هر هفته نوشتن سی‌دی‌هایم را کامل انجام می‌دادم؛ چون می‌دانستم سخنان آقای مهندس چقدر ارزشمند است. با خودم فکر می‌کردم وقتی ایشان از میان ما بروند، دیگر امکان شنیدن صحبت‌های تازه از ایشان وجود نخواهد داشت.

با این حال، در همین سی‌دی آخر، آقای مهندس دوباره دربارهٔ افرادی صحبت می‌کنند که در این مسیر و در این راه قرار دارند و می‌فرمایند که آن انرژی درونشان وجود دارد و این ارتباط همچنان برقرار است.

 

آقای مهندس این همه دستاورد برای ما به‌جا گذاشته‌اند؛ اما اکنون سؤال این است که من باید چه کار کنم؟ من باید این دستاوردها را حفظ کنم. باید آموزش‌هایی را که از طریق سی‌دی‌ها دیده‌ایم، نگه داریم و به آن‌ها عمل کنیم.
این کنگره باید حفظ شود. من هم که در شعبهٔ شهرباز هستم، باید این موضوع را درک کنم. باید شعبهٔ خودم، شعبهٔ شهرباز، را حفظ کنم و برای حفظ کنگره تلاش کنم؛ زیرا نسل‌های بعدی ما نیز به این آموزش‌ها و مسائل نیاز دارند.

من باید این علم را انتقال بدهم. آقای مهندس در سی‌دی‌ها بارها دربارهٔ این موضوع صحبت کرده‌اند و گفته‌اند که وظیفهٔ من این است که این علم را یاد بگیرم و به دیگران انتقال بدهم. من نیز باید این وظیفه را انجام دهم.

درسی که من، حسین، از این اتفاق و از درگذشت آقای مهندس گرفتم، این بود که ایشان جبران خسارت‌های خود را انجام داده بودند. در یکی از سی‌دی‌ها اعلام کردند: «این چک آخر ماست.» ایشان جبران خسارت‌هایشان را انجام دادند و سپس علمی را که آموخته بودند، به دیگران انتقال دادند.

اکنون نوبت من است. من نیز روزی وارد عالم بعدی خواهم شد و باید از فرصتی که در این دنیا دارم، استفاده کنم. در این فرصت باید جبران خسارت کنم. منظورم خودم هستم؛ باید کارهای ضد ارزشی و اشتباهاتی را که انجام داده‌ام، جبران کنم. باید تا جایی که می‌توانم سی‌دی‌های آقای مهندس را گوش بدهم، آن‌ها را بنویسم، علمشان را فرا بگیرم و تلاش کنم این علم را با همان کیفیت و امانتی که آقای مهندس به من منتقل کرده‌اند، به دیگران انتقال بدهم.

ان‌شاءالله بتوانم در این مسیر موفق باشم.

ممنونم که به صحبت‌هایم گوش کردین

 

بااحترام

مسافر حیدر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...