English Version
This Site Is Available In English

روش DST؛ درمان جسم و صیقل روح

روش DST؛ درمان جسم و صیقل روح

چهارمین جلسه از دوره بیستم سری کارگاه‌های خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به نگهبانی مسافر علی‌اصغر، استادی اسیستانت دیده‌بان مسافر محسن و دبیری مسافر صادق، با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای آقای مهندس» سه‌شنبه مورخه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز شد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در شعبه بنیان در خدمت شما عزیزان هستم. از ایجنت و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در اینجا خدمت کنم. قطعاً رفتن آقای مهندس و نبودن ایشان، درد سنگینی برای همه ما در کنگره ۶۰ است؛ اما باز هم با توجه به جهان‌بینی و نگاه ما به رفتن و مرگ در کنگره ۶۰، این اتفاق پایان یک نقطه و سرآغاز خط دیگری است. هر کسی در کنگره آموزش می‌بیند و می‌داند که مرگ پایان زندگی نیست، قطعاً آقای مهندس نیز در بعد بعدی در حال ادامه مسیر، پژوهش‌ها و اتفاقاتی هستند که بوده‌اند و خواهند بود.

درباره روش DST، کشف این روش و دستاوردهای آقای مهندس، من همیشه موضوعی در ذهنم بود. در کنگره ۶۰ با خودم حساب می‌کردم و می‌گفتم که در خراسان چه تعداد مصرف‌کننده داریم و چه تعداد در حال درمان هستند؟ این اتفاقی را که می‌گویم، خیلی جاها به عینه دیده‌ام و در خانواده خودم با گوشت و پوست و استخوانم آن را درک و حس کرده‌ام. می‌خواهم بگویم کسی که در کنگره ۶۰ در حال درمان است، چقدر آدم خوش‌شانسی است. قطعاً دعای کسی پشت سرش بوده یا لیوان آبی دست کسی داده که این پیام به او رسیده است. ما خیلی از مصرف‌کننده‌ها را در اطراف همین شعبه داریم که بر اثر مصرف مواد مخدر از بین می‌روند، ولی نمی‌دانند که در اینجا، کنگره ۶۰ مکانی برای درمان مواد مخدر است.

چندین سال پیش، پشت به پشت شعبه فردوسی ما یک کمپ بود؛ همین الان هم در شعبه رضوی بغل دستش کمپ است. من این اتفاق را که امروز در کنگره ۶۰ هستم و با این روش یعنی روش DST آشنا شدم، برای خودم بسیار ارزشمند می‌دانم. زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، از درمان و ترک عاجز بودم؛ با واژه درمان اصلاً مأنوس نبودم و از ترک مواد و مصرف نکردن آن عاجز بودم. وقتی که به کنگره ۶۰ آمدم و با راهنمای تازه‌واردین مواجه شدم، لغت درمان و روش DST گفته شد. وقتی از غدد درون‌ریز و برون‌ریز صحبت شد و اتفاقاتی را که در ذهنم متصور می‌شدم شنیدم، در همان بدو ورود گفتم اینجایی که آمده‌ام جای خوبی است و تقریباً با ذهنیت من همخوانی دارد.

من در روش DST متوجه شدم که خودم یک‌سری اتفاقات و تخریب‌ها را در سیستم فیزیک و بیوشیمی بدنم به وجود آورده‌ام؛ پس اینجا حداقل فهمیدم که چه اتفاقی برایم افتاده است، خماری چیست و چرا خمار می‌شوم.

من خودم بعد از ۱۷ سال مصرف، متوجه نمی‌شدم که چرا خمار می‌شوم و اصلاً نشئگی چیست. وقتی که آمدم و با روش DST آشنا شدم، تازه متوجه شدم دلیل نشئگی چیست، دلیل خماری چیست، دلیل بی‌خوابی، بی‌حوصلگی، خشم و دلایل خیلی چیزها که همیشه در ذهنم پوشیده بود، چیست. پس کشف روش DST برای درمان اعتیاد بسیار حائز اهمیت بود؛ چرا که جامعه علمی هم به دنبال یک راه، روش و برنامه است.

۱۰ یا ۱۱ سال پیش، وزیر کشور دولت وقت، آزمونی را در کنگره ۶۰ برای اعتباربخشیِ دولت و سیستم به کنگره ۶۰ برگزار کردند. آمدند و به صورت تصادفی بچه‌ها را آزمایش کردند؛ به صورت تصادفی رفتیم کلینیک‌ها و از ما سفر دومی‌ها تست گرفتند تا ببینند چه کسانی تستشان مثبت و چه کسانی منفی است.

یادم است سازمان آمار در آن سال، آمار ۹۸ درصد موفقیت و درستی را در کنگره ۶۰ اعلام کرد که اتفاق بسیار خوبی برای روش DST بود. این یک اعتبار بود و این اعتبار چیزی نیست جز اعضای کنگره ۶۰. جز اینکه من به عنوان عضو کنگره ۶۰ بتوانم از این بستری که برایم فراهم شده استفاده کنم تا به درمان برسم، بدانم کجا هستم و چه کاری دارم انجام می‌دهم.

من همیشه در لژیون به عزیزان تازه‌وارد می‌گفتم: زمانی که من و همه کسانی که به کنگره ۶۰ آمدیم، سفر کردیم، سفر دومی شدیم و رها شدیم، در بدو ورود بزرگ‌ترین آرزو و آرمانمان این بود که مواد مخدرمان قطع بشود و دیگر مصرف نکنیم. در اتمام سفر، فهمیدم کوچک‌ترین کاری که کنگره ۶۰ برای من کرد، درمان من بود.

کنگره ۶۰ آن‌قدر اتفاقات خوب در بحث جهان‌بینی، رفتار و انرژی به من هدیه می‌دهد که بعد می‌بینم قطع مواد کمترین موضوع در کنگره ۶۰ است؛ همان چیزی که روز اول بزرگ‌ترین معضل و بزرگ‌ترین آرزوی من بود. این را برای سفر اولی‌هایی می‌گویم که سفرشان را تازه شروع کرده‌اند؛ سفر دومی‌ها همه این را می‌دانند و درک کرده‌اند، ولی شاید درک این موضوع برای سفر اولی‌ها کمی سخت باشد. اینکه من صبح بلند می‌شوم و تا شب حالم خوب است، انرژی دارم و خسته نمی‌شوم.

خیلی جالب است، در کنگره ۶۰ می‌گویند وقتی از یک جوی رد می‌شوی، اگر جوی گِلی باشد، پایت که داخل آن برود، آب‌وگل جوی، آب را گل‌آلود می‌کند؛ ولی اگر آن جوی سیمانی یا بتنی باشد، شما هرچه داخل آن راه بروی آب گل‌آلود نمی‌شود و زلالی‌اش را از دست نمی‌دهد. این دقیقاً مثال جهان‌بینی من در کنگره ۶۰ است.

وقتی که من آموزش می‌بینم و جهان‌بینی و نگاه من با روش DST تغییر می‌کند، دیگر نمی‌توانند حال من را خراب کنند و دیگر با آن لگد کردن‌ها و داخل آب رفتن‌ها، آب گل‌آلود نمی‌شود.
من همیشه در بدترین حالت می‌توانم در مورد مشکلاتم فکر کنم و گره مشکلاتم را با تفکر باز کنم و این اتفاقاتی است که در کنگره ۶۰، در سفر اول و دوم برای من می‌افتد.

روش DST و آن اتفاقی که در سیستم جسمی من ایجاد می‌کند، قطعاً در سیستم روحی، روانی و بصری من هم تغییر ایجاد خواهد کرد. یادم است همیشه هر کسی که به کنگره ۶۰ آمده، به واسطه شخصی آمده که در اینجا سفر می‌کرده و حالش خوب بوده، رنگ و رویش خوب بوده، حس و حالش تغییر کرده و آداب معاشرتش فرق کرده است. آن شخص با گذشته‌اش کاملاً متفاوت شده و همان موقع است که شخص مقابل هم دوست دارد بیاید کنگره ۶۰ و می‌پرسد: «تو کجا می‌روی که این‌قدر فرق کرده‌ای؟» این تغییر در سیستم روحی و روانی من، دلیلی جز روش DST و درمان جسم ندارد که روح من را صیقل می‌دهد و حالم را بهتر می‌کند. وقتی که جسمم خوب باشد، روحم خوب است و خلق و خویم هم خوب می‌شود.

دستاوردهای آقای مهندس را که همه می‌دانیم و در جامعه علمی نیز همه به این موضوع اشراف دارند؛ مقاله‌های مختلف و مسائل علمی که در جهان مورد توجه قرار گرفت. اما من می‌خواهم دستاوردهای DST و مهندس را برای خودم بازبینی کنم. ببینم محسن ۱۲ سال پیش چه شخصیتی داشته و الان چه شخصیتی دارد. محسنی که تا ساعت ۱۲ ظهر بعد می‌خوابید، امروز ۶ صبح بیدار می‌شود؛ این یک دستاورد بزرگ برای انسان است. کسی که صبح تا شب خسته بود و شب با مصرف مواد مخدر تازه کمی سیستمش بالا می‌آمد، الان ۶ صبح بیدار می‌شود و تا شب حالش خوب است و خسته نمی‌شود؛ این یک دستاورد است.

این‌ها دستاوردهایی است که روش DST و کشف آقای مهندس دژاکام، برای منِ مسافر اولی و دومی به ارمغان آورده است. پس من وظیفه دارم این راه را به دیگران هم نشان بدهم.

آقای مهندس در سی‌دی آخر و صحبت‌های اخیرشان دو موضوع را عنوان کردند: اول اینکه دیگران کاشتند و ما خوردیم، حالا ما بکاریم تا دیگران بخورند. موضوع کاملاً شفاف و روشن است؛ من و شما به عنوان اعضای کنگره ۶۰ وظیفه داریم با سفر کردن، آموزش درست گرفتن، مصرف صحیح دارو و استفاده از تمام آموزش‌ها و روش DST که آقای مهندس برای ما به ارمغان گذاشته‌اند، این پیام و این روش را به تمام دنیا برسانیم. این وظیفه امروز من و شماست.

موضوع دوم درباره مرگ بود؛ ایشان می‌گفتند مرگ هم عشق است، تولد هم عشق است. یعنی با مرگ زندگی پایان نمی‌پذیرد؛ تازه مرگ جزء وادی چهارده است، یعنی تولد در جایی دیگر.

ان‌شاءالله که همه‌مان بتوانیم در این مسیر با کنگره ۶۰ همراه باشیم و این روش را پویاتر کنیم. من دیگر خیلی صحبت نمی‌کنم و دوست دارم از صحبت‌های شما استفاده کنم. خیلی ممنونم که به حرف‌های من گوش کردید.

در ادامه، معارفه لژیون یکم جونز (تغذیه سالم) نمایندگی بنیان به راهنمایی مسافر حسن برگزار شد.

مرزبان خبری: مسافر هوتن
عکس: مسافر محمد لژیون چهاردهم
نگارش: مسافر مجتبی لژیون هشتم
ویرایش: مسافر وحید لژیون پنجم
ارسال: مسافر بشیر لژیون نهم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...