جلسه یازدهم از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60، نمایندگی زال پارس با استادی راهنمای محترم پهلوان مسافر مجید و نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه:"کشف متد DST و دستآورد های آقای مهندس" سه شنبه 21 مهر ماه 1405 ساعت 16:00 شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، مجید هستم مسافر.
شاکر و سپاسگزار خداوند هستیم که امروز فرصت خدمت و آموزش در شعبه زالپارس را دارم. از ایجنت محترم،نگهبان جلسه، راهنمایان عزیز، خدمتگزاران و لژیون مرزبانی تشکر میکنم. جا دارد یاد و خاطره آقای مهندس حسین دژاکام، این بزرگمرد کنگره ۶۰، را در قلبهایمان زنده نگه داریم. اتفاق بزرگی رخ داده است، اما مطمئن هستم کنگره از این پیچ سخت نیز سربلند بیرون خواهد آمد.
دستور جلسه امروز، متد DST می باشد،کمترین دستاوردی که در کنگره برای یک مسافر اتفاق میافتد، درمان اعتیاد است. کسانی که دو، سه یا چهار ماه در جلسات شرکت میکنند، کمکم تغییرات را با تمام وجودشان احساس میکنند. پس از پنج یا شش ماه متوجه میشوند که اینجا با جاهای دیگر تفاوت دارد. این تغییرات برایشان ملموس میشود درست مانند لیوانی که آن را لمس میکنند.

پس از قطع مصرف نیز، وقتی میبینیم فردی یک سال، دو سال یا حتی پنج سال از مصرف مواد دور مانده است، گاهی خود او هم باورش نمیشود که چنین اتفاقی در زندگیاش افتاده است.
تصور کنید فردی پروندهای سنگین دارد، پروندهای که هم جسم و هم روان او را درگیر کرده است. به هر وکیلی مراجعه میکند، ممکن است با هزینههای سنگین و مشکلات فراوان روبهرو شود، اما در کنگره ۶۰ شرایط متفاوت است. راهنمای تازهواردان به او میگوید: «هرچه مصرف کردهای و هرقدر شرایطت دشوار است، بیا و سفر خودت را آغاز کن. نگران نباش؛ ما در این مسیر به تو کمک میکنیم.»
در کنگره، درمان با هدف خدمت و آموزش دنبال میشود و از مسافر انتظار میرود که در کنار درمان خود، سفیر خوبی برای کنگره باشد. اگر کسی توانایی خدمت مالی دارد، چه بهتر،اگر فردی مانند راهنمایان، از وقت و دانش خود برای دیگران هزینه میکند، ارزشمند است. هرکس بهاندازه توان و جایگاه خودش میتواند خدمتگزار باشد.
اما از یک سفر اولی یا سفر دومی چه انتظاری میرود؟ اینکه بیرون از کنگره نیز رفتار شایستهای داشته باشد و سفیر خوبی برای کنگره ۶۰ باشد.
میخواهم خاطرهای تعریف کنم. یکی از دوستانم به نام بهروز، پسری داشت که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته بود. پس از مدتی خبر رسید که پسرش به شکل بسیار تلخی به قتل رسیده است. این اتفاق خانواده را در شرایط بسیار دشواری قرار داد. آنها روزهای سختی را میگذراندند و زندگیشان دچار آشفتگی شده بود.
من و بهروز زمانی که با هم ارتباط داشتیم، هر دو مصرفکننده بودیم،اما مدتی بود که ارتباطمان قطع شده بود و من به کنگره آمده بودم. پس از مدتی او را دیدم و متوجه شدم که از نظر ظاهری و رفتاری تغییر کرده است. وقتی از من پرسید چه اتفاقی افتاده، برایش از کنگره ۶۰ گفتم و بذر کنگره را در دلش کاشتم.
دو یا سه سال بعد دوباره او را دیدم. متوجه شدم که سفر کرده و در یکی از شعب تهران مرزبان شده است. همسرش نیز در کنگره فعالیت میکرد و در جایگاه راهنمای تازهواردین خدمت میکرد. آنها صاحب سه فرزند پسر نیز شده بودند.
همسر بهروز به من گفت: «آقای مجید، خدا خیرت بدهد، دست به خاکستر بزنی، طلا شود! زندگی ما از روزی که بهروز وارد کنگره شد، زیرورو شده است.»
او تعریف میکرد که پس از اتفاق تلخی که برای پسرشان افتاده بود، تا دو سال حتی چراغهای خانه را هم روشن نمیکردند و زندگیشان در تاریکی و اندوه میگذشت، اما از زمانی که وارد کنگره شدند، شرایط زندگیشان تغییر کرده است.
این خاطره همیشه در ذهن من مانده است و هر وقت دعای آن خانواده را به یاد میآورم، احساس خوبی پیدا میکنم. این اتفاق به من یادآوری میکند که وظیفه من بهعنوان یک عضو کنگره، تنها درمان خودم نیست، بلکه باید بیرون از کنگره نیز رفتار و عملکردی داشته باشم که معرف آموزشهای کنگره باشد.
امروز وظیفه ما این است که زکات آموزشهایی را که در کنگره آموختهایم، بپردازیم و در کنار بزرگان و پیش کسوتان کنگره برای عبور از این شرایط تلاش کنیم.

بخش دیگری از صحبتهایم را به لژیون سردار اختصاص میدهم.
خداوند زمانی که خود را معرفی میکند، میفرماید: «به نام خداوند بخشنده و مهربان» این یعنی بخشندگی و مهربانی از صفات برجستهای هستند که در معرفی به آنها اشاره شده است. من نیز بهعنوان بنده خداوند باید در حد توان خود، صفت بخشندگی را در وجودم تقویت کنم.
بخشندگی همیشه به معنای پول دادن نیست. گاهی دست در جیب میکنیم و مبلغی میبخشیم، گاهی در اتوبوس یا مترو، جای خود را به دیگری میدهیم یا اجازه میدهیم فرد دیگری زودتر سوار شود. اینها نیز شکلهایی از بخشندگی هستند و مهم این است که یاد بگیریم از داشتههایمان برای بهتر شدن حال دیگران استفاده کنیم.
اگر بتوانم دو میراث ارزشمند از کنگره با خودم ببرم، یکی عشق و محبت و آموزشهای وادی چهاردهم است و دیگری بخشندگی و آموزشهای لژیون سردار.
کنگره به من یاد میدهد که پرواز کنم، نه اینکه پرتاب شوم. بین پرواز کردن و پرتاب شدن تفاوت زیادی وجود دارد،وقتی خودم پرواز میکنم، انتخاب و آگاهی دارم و این میتواند به من بفهماند که مسیرم را بشناسم،اما وقتی پرتاب میشوم، اختیار مسیرم را ندارم و ممکن است در جایی فرود بیایم که انتخاب من نبوده است.
کنگره به ما آموزش میدهد که با آگاهی، آموزش و خدمت حرکت کنیم و به جایگاههای بالاتری برسیم. حالا زکات این پرواز چیست؟ اینکه بیرون از کنگره، سفیری شایسته برای کنگره ۶۰ باشیم و با رفتار و عملکرد خود،پیام واقعی کنگره را به دیگران منتقل کنیم.
از دست دادن آقای مهندس دژاکام، برای همه ما بسیار سخت است. همانطور که میدانیم، سفر دوم هم سختیهای خودش را دارد و هم آسانیهای خودش را، در چنین شرایطی باید به یکدیگر کمک کنیم.
خانم شانی نیز در صحبتهایشان به این موضوع اشاره کردند که اکنون وظیفه بزرگان و پیش کسوتان کنگره، کمک به اعضای تازهواردتر است. بزرگان هر نمایندگی چه کسانی هستند؟ ایجنت،راهنمایان، مرزبانان،راهنمایان تازهواردین و اعضای باتجربهتر. این افراد باید به کسانی که یک، دو یا سه ماه است وارد کنگره شدهاند کمک کنند تا بتوانند مسیر خود را با آرامش و اطمینان بیشتری ادامه دهند.
مطمئن هستم کنگره از این پیچ سخت نیز عبور خواهد کرد. دستاوردهای آقای مهندس حسین دژاکام بسیار گسترده است. آنچه در زمینه روش DST و درمان اعتیاد میدانیم، تنها بخشی از این دستاوردهاست. یکی از بزرگترین آموزه های ایشان، انسانهایی هستند که امروز در کنگره زندگی کرده، آموزش دیده و خدمت میکنند،از گذشته خود بگویند و تغییراتشان را به دیگران نشان دهند.
درمان اعتیاد،نه تنها یکی از دستاوردهای کنگره می باشد، بلکه تغییر صفات، رسیدن به تعادل، بخشندگی و خدمت به دیگران نیز بخش مهمی از این مسیر هستند.
امیدوارم همه ما در صراط مستقیم حرکت کنیم و با کمک بزرگان و پیش کسوتان کنگره، این پیچ سخت را با موفقیت پشت سر بگذاریم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.

گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان کشیک : مسافر اکبر
لژیون خدمتگزار : لژیون سردار
مرزبان خبری: مسافر جعفر
تایپ :مسافر رحمان لژیون سوم
ویراستار: مسافر احسان لژیون چهارم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر رحمان لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
85