English Version
This Site Is Available In English

جناب آقای مهندس ما را از آن جایگاه پایین به سطحی بسیار بالاتر رساندند

جناب آقای مهندس ما را از آن جایگاه پایین به سطحی بسیار بالاتر رساندند

جلسه اول از دوره اول سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی پارک شهدای شهرداری اصفهان با استادی راهنمای محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری موقت مسافر مهرداد با دستور جلسه «کشف متد "D.S.T" و دستاوردهای جناب مهندس» در روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۶:۰۰ آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد:

سپاسگزارم که بار دیگر این توفیق نصیبم شد تا در جمع شما دوستان عزیز حضور پیدا کنم.

در شرایط فعلی، شاید سخت‌ترین کار، صحبت کردن باشد. متأسفانه ما جناب آقای مهندس را از دست داده‌ایم و دستور جلسه این هفته نیز به دستاوردهای ایشان اختصاص دارد.

به اعتقاد من، دستاوردهای آقای مهندس، تک‌تک ماهایی هستیم که اینجا نشسته‌ایم. اگر ایشان نبودند، شاید امروز بسیاری از ما در این جمع حضور نداشتیم.

اجازه بدهید خودم را مثال بزنم تا خدای‌ناکرده به هیچ‌یک از دوستان برنخورد. از میان دوستانی که در دوران مصرف با آن‌ها بودم و با هم مصرف می‌کردیم، هر سال یک نفر از دنیا می‌رود. شاید بیش از نود درصد دوستانم را در طول این سال‌ها از دست داده‌ام. اگر آقای مهندس نبودند، شاید من هم پنج یا شش سال پیش از بین رفته بودم.

این موضوع فقط درباره من صدق نمی‌کند؛ بسیاری از دوستانی که اینجا نشسته‌اند و بسیاری از اعضای کنگره، جان و زندگی خود را مدیون جناب آقای مهندس هستند. در تمام این سال‌هایی که از رهایی من می‌گذرد، بارها به این موضوع فکر کرده‌ام که اگر آقای مهندس نبودند، چه اتفاقی برای من می‌افتاد؟

آقای مهندس در طول حیات خود، مسیر بسیار دشواری را پشت سر گذاشتند. در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نیز بخش‌هایی از این مسیر بیان شده است. ایشان تا مقطعی پیش رفتند که در مسیر اعتیاد و تاریکی‌ها قرار داشتند و حتی استادشان نیز از ایشان قطع امید کرده بود.

اما به خواست خداوند، آقای مهندس بازگشتند، در مسیر درست قرار گرفتند و به درمان رسیدند.

ایشان در شهریور سال ۱۳۷۸ کنگره ۶۰ را آغاز کردند. در تمام این سال‌ها، از ساعت چهار صبح تا نه شب برای اهداف کنگره تلاش می‌کردند. دکتر امین نیز در کلیپ پایانی اشاره کردند که بارها خستگی را در چهره پدرشان می‌دیدند؛ اما آقای مهندس هیچ‌گاه اجازه نمی‌دادند خستگی مانع ادامه مسیرشان شود و با تمام توان در راستای اهداف کنگره ۶۰ حرکت می‌کردند.

موضوعی که برای من بسیار قابل تأمل است، این است که چرا آقای مهندس آن‌طور که شایسته بود، در سطح جهان شناخته نشدند. البته این موضوع قطعاً حکمتی دارد و شاید بخشی از آن به کم‌لطفی ما یا شرایط جامعه مربوط باشد.

در خارج از مرزهای کشور، گاهی فردی درباره یک بیماری تحقیق می‌کند و دستاوردی به دست می‌آورد؛ آن‌وقت در سراسر جهان درباره او صحبت می‌کنند و مورد تقدیر قرار می‌گیرد. اما آقای مهندس کارهای بسیار بزرگی انجام دادند که شاید آن‌طور که باید، مورد توجه قرار نگرفت.

درمان سرطان‌های خون کار ساده‌ای نیست. درمان سرطان سینه کار ساده‌ای نیست. درمان بیماری ام‌اس کار ساده‌ای نیست. درمان اعتیاد و بازگرداندن این تعداد انسان به زندگی نیز کار ساده‌ای نیست. آقای مهندس در این مسیر، کار بسیار بزرگی انجام دادند.

اکنون که در پارک و در جمع دوستان صحبت می‌کنم، شرایط کمی متفاوت از شعبه است و شاید بتوانم راحت‌تر احساساتم را بیان کنم.

به اعتقاد من، آقای مهندس مردی بزرگ بودند. در طول تاریخ، انسان‌های بزرگی آمده‌اند و از این دنیا رفته‌اند؛ از پیامبران گرفته تا دیگر بزرگان و انسان‌های تأثیرگذار. اما اگر بخواهیم درباره کاری که آقای مهندس انجام دادند صحبت کنیم، به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ایشان، احیای انسان‌ها و بازگرداندن آن‌ها به زندگی بود.

اگر در روایت‌های دینی آمده است که حضرت مسیح مرده‌ای را زنده کردند، آقای مهندس نیز به صدها، هزاران و حتی چندین هزار انسان زندگی دوباره بخشیدند و آن‌ها را احیا کردند.

ما انسان‌هایی بودیم که به‌نوعی مرده‌های متحرک محسوب می‌شدیم؛ افرادی که جامعه از آن‌ها قطع امید کرده بود و حتی خانواده‌هایشان نیز امیدی به بازگشتشان نداشتند. هیچ‌کس روی ما حسابی باز نمی‌کرد.

در نگاه بسیاری از افراد جامعه، مصرف‌کنندگان مواد مخدر در پایین‌ترین سطح اجتماعی قرار داشتند. کافی بود بگویند فلانی معتاد است؛ آن‌وقت با الفاظ نامناسب خطابش می‌کردند، به او توهین می‌کردند و دیگر ارزشی برای او قائل نبودند.

اما آقای مهندس ما را از آن جایگاه پایین به سطحی بسیار بالاتر رساندند. ما را به جایی رساندند که بتوانیم در مجامع بین‌المللی و دانشگاه‌های بزرگ دنیا حضور پیدا کنیم، صحبت کنیم و مقاله ارائه دهیم.

امروز اگر در زمینه اعتیاد، نه‌تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان، همایشی برگزار شود و نامی از کنگره ۶۰ و جناب آقای مهندس دژاکام در میان نباشد، به اعتقاد من، چیزی اساسی در آن همایش کم خواهد بود.

رفتن آقای مهندس بسیار زود بود. اگر ایشان در میان ما می‌ماندند، مطمئناً دستاوردهای بسیار بیشتر و ارزشمندتری نیز رقم می‌خورد.

گاهی واقعاً نمی‌دانم حکمت خداوند در این محاسبات چیست. انگار زمانی که نیروی مثبت در این سطح از کره خاکی افزایش پیدا می‌کند و کفه ترازو سنگین‌تر می‌شود، تعادلی در این چرخه برقرار می‌شود و آن گل چیده می‌شود تا دوباره تعادلی به وجود بیاید.

امیدوارم با فرمان‌برداری از یادگار جناب آقای مهندس، دکتر امین عزیز، و با ادامه مسیر کنگره ۶۰، بتوانیم قدردان زحمات این بزرگ‌مرد باشیم و راه ایشان را محکم و استوار ادامه دهیم.

چراغی که در سال ۱۳۷۶، با درمان آقای مهندس روشن شد و در ادامه، در سال ۱۳۷۸ با تأسیس کنگره ۶۰ مسیر گسترده‌تری پیدا کرد، چراغی است که خداوند روشن کرده است. این چراغ خاموش‌شدنی نیست و تا زمانی که هستی وجود دارد، ان‌شاءالله روشن خواهد ماند و مسیر خود را ادامه خواهد داد.

امیدوارم بتوانیم در این مسیر، از آموزش‌هایی که دریافت کرده‌ایم، به بهترین شکل استفاده کنیم و امانت‌داران شایسته‌ای برای آموزش‌های جناب آقای مهندس باشیم.

امیدوارم بتوانیم تمام آنچه را که آموخته‌ایم و دریافت کرده‌ایم، به‌طور کامل در خدمت انسان‌های دردمند و آسیب‌دیده قرار دهیم و در ادامه این مسیر، سهمی در بازگرداندن انسان‌ها به زندگی داشته باشیم.

من بیش از این صحبت نمی‌کنم.

از شما خواهش می‌کنم جناب آقای مهندس را تشویق کنید.

متشکرم.

 پس از پایان کارگاه آموزشی از دوستان با چایی و صبحانه پذیرایی گردید

عکاس : مسافر سعید

ارسال مطلب : مسافر امیرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...