جلسه دوم از دوره سی و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج به استادی ایجنت همسفر فرشته ، نگهبانی همسفر فرشته و دبیری همسفر سپیده با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که در خدمت شما هستم و امروز یکی از روزهایی است که خیلی به من سخت گذشت، همیشه اگر ناراحتی هم داشتم در این مسیر میآمدم با حال خوش از اینجا میرفتم، حالا امروز را نمیدانم با حال خیلی خراب آمدهام امیدوارم خداوند به همه ما کمک کند، فکر نمیکردم یک روز در جایگاه استادی بنشینم و بگویم دیگر آقای مهندس را نداریم. به خانواده بزرگ مهندس به خصوص خانم آنی بزرگ، آقای استاد امین به دخترانشان تسلیت عرض میکنم غم بزرگی است، به تمام اعضای کنگره۶۰، به خصوص به تکتک شما، به ایجنت مسافران آقا مسعود تسلیت عرض میکنم.
با خودم داشتم فکر میکردم که امروز در وصف آقای مهندس من چی میتوانم بگویم با این حال و هوایی که دارم. اول از همه و بزرگترین چیزی که از آقای مهندس و راهنمای خودم یاد گرفتم سپاسگزاری بود که خیلی به درد من خورد، از خداوند، آقای مهندس و خانواده ایشان سپاسگزارم، از راهنمای خودم سپاسگزارم که علم کنگره را برای من روشن کرده که من امروز این جایگاه را درک کنم و جایگاه خدمتی که هر کدام نعمتی برای انسان است من بهش برسم و هزار بار خدا را شکر میکنم و سپاسگزار آقای مهندس هستم، حتی شده فیزیکی در کنار ما نباشند؛ اما من مطمئن هستم شاهد و ناظر اعمال و کردار ما هستند خیلی از ایشان ممنونم خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم.
در سیدی عالم غیب در مورد سپاسگزاری میگویند: اینکه کسی که به من خدمت کند سپاسگزار نباشم چه بخواهم و نخواهم قطعاً گیر حشرات و انسانهای انسان نما میافتم و این برای من جالب بود. خدا را هزار مرتبه شکر میکنم هر بار جایگاهی را تجربه میکنم، هر بار که حالم خوب بود، میگفتم خدایا از تو ممنونم، از بندههایی که آفریدی و سر راه زندگی من قرار دادی ممنونم، آقای مهندس، راهنمای خودم همسفر رقیه را هیچ وقت فراموش نمیکنم. همه شما حس من را دارید غم بزرگی است، کسی که دست ما را گرفت، دست خانواده ما را گرفت دست زندگی ما را گرفت ما را آباد کرد.
اولین کشف و بزرگترین کشف این بوده که روش DST را مطرح کردند مسئله اعتیاد حل شد، به قول آقای مهندس پروندهاش بسته شد، کسی که در مسیر باشد؛ یعنی یک مصرفکننده با ۱۱ ماه طول سفر با پلههای ۲۱ روزه همراه و هم قدم با راهنما میتواند به درمان برسد، فقط این نیست که من بتوانم بمانم؛ اما باید این آموزش باشد که یک مصرفکننده درمان بشود، چیزی که خودم تجربه کردم مسافرم بارها ترک داشتند ما واژه درمان نداشتیم، بزرگترین کشف این بوده است.
روشDST برای من این بود که خیلی گرههای کور در من بود با این روش آرام آرام در مدت زمانی که باید طی میشد با خودم کار کردم و از صحبتهای آقای مهندس، استاد امین توانستم گرهها را در خودم حل کنم. من چطوری میتوانم این خانواده را فراموش کنم حتی سوالی که چندین ماه است ذهن من را درگیر کرده در سیدی من جواب را گرفتم، همیشه میگویم فرشته دیگر مثل قبل نیستی حرفی که در کنگره و بیرون از کنگره میشنوی تو را آزار نمیدهد، به قول استاد امین حس شاید به هم بریزد؛ اما خودم را جمع میکنم، قبل از کنگره یکی به من میگفت بالای چشمت ابروهه تمام، کلاً فراموش میشد؛ اما الان نه، چی شده فرشته همان فرشته است چی بهش اضافه شده که میتواند آن شخص را کنار بزند حتی برای اون شخص دعا میکنم، آموزشهای کنگره با من این کار کرد.
بزرگترین کشف و بزرگترین دستاوردی که من به دست آوردم تغییر و تحول در من همسفر بوده من این تغییر و تحول را مدیون این خانواده هستم. ما واژه مرگ را اینجا یاد گرفتیم، از آقای مهندس یاد گرفتیم بیرون از اینجا به ما گفتند: بهشت و جهنم اینطوری هست، مرگ اینطوری هست؛ اما این ساختار با این آموزشها مرگ را برای ما باز کرد، پایان زندگی نیست. چند روز به خودم میگویم خوشا به حال آقای مهندس که از شمال، جنوب، شرق و غرب همه به فکر ایشان هستند تو کجا این بازی قرار داری، هنوز بازیچه من من هستی یا نه، خود تو درست کردی؟ این همه انسانها از مرگ یک نفر حالشان خراب شده است. در تشییع جنازه یک نفر ۴۰ نفر بگویند که این آدم خوبی بود کارش تمام است پروندهاش پیش خداوند بسته است؛ یعنی کارش را درست انجام داده است.
کلمه همسفر که در کنار اسم ما گذاشتند و گفتند روش DST را روی خودت کار کن، من همسفر با افکار آلودهای که داشتم اگر همچنان در حال نق زدن و منم منم باشم فرشته الان با فرشته قبل کنگره هیچ تفاوتی نکرده است، پس من اینها را مدیون آقای مهندس هستم، هیچوقت نمیتوانم حتی در بُعدهای بعدی فراموششان کنم. خوشا به حال آقای مهندس که این همه آدم به فکرشان هستند، بَد به حال فرشته اگر استفاده نکرده باشد. دستاورد بعدی درمان سیگار، تریاک یا یک مواد دیگر هرکسی با هر مقدار مصرف با هر نوع مصرف وارد شعبه بشود اعضای شعبه او را میپذیرند و میگویند بیا شروع کن، درمان اعتیاد با درمان سیگار کامل میشود، یک سفر اولی بعد از چند ماه میتواند وارد لژیون سیگار بشود و خودش را درمان کند؛ چون ورود به اعتیاد از مصرف سیگار و قلیان شروع میشود.
لژیون سردار، این با من فرشته چه کار کرد؟ بخشندگی را یاد گرفتم و این قدرت را به من داد که انسانها را راحتتر ببخشم پس صحبتهای آقای مهندس من را به منبع قدرت نزدیکتر کرده این جای بسیار خرسندی و خوشنودی است. آقای مهندس همیشه در صحبتهایشان میگفتند: همین که در خدمت شما هستم بهشت را تجربه میکنم، با ای کاشهایی که دارم دلم به حال خودم میسوزد که ای کاش بیشتر استفاده میکردم، به قول آقای مهندس مردن عشق است زنده شدن عشق است و این عشق هم در بُعد بعدی این مسیر را ادامه میدهد.
دستاورد بعدی بیماریها بود، بیماری کرونا که من از بخور استفاده کرده بودم، اضافه وزن، کبد چرب داشتم، این نعمت باعث شد من سلامتی خودم را به دست بیاورم، بیماریهای مثل کولیت روده، سرطان سینه، من سفر دوم میگفتم مهندس اعتیاد درمان میکند چطور به این نقطه رسیده است برای من واقعاً سوال بود؛ پس روش DST سیستم ایکس بدن من را درست میکند و بیماریها را درمان و مهار میکند و این جای سپاسگزاری و شکرگزاری دارد. در مورد تغذیه سالم که چقدر اضافه وزن ما را اذیت و آزار داد؛ یعنی آقای مهندس به فکر جسم، روح و روان ما هم بوده است.
واقعاً چه میشود که یک نفر همه چیز زندگی من را در نظر بگیرد و بیاید صحبت کند، با هیچ خدمتی نمیتوانم جبران کنم. از خداوند میخواهم به خانوادهاش صبر بدهد مخصوصاً به خانم آنی بزرگ، حس و حال ما اینطوری هست خدایا من را آرام کن خداوند به همه ما صبر بدهد. امیدوارم حافظ و نگهدار این ساختار باشیم و بهتر و بیشتر قدم برداریم اگر میخواهیم خداوند و آقای مهندس از ما راضی باشد؛ باید بیشتر به فکر بندهها باشیم. آرزوی آرامش ابدی برای آقای مهندس دارم.

مرزبانان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر مسلم
تایپیست: همسفر سامره رهجوی راهنما همسفر روزیتا (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر صدیقه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
355