English Version
This Site Is Available In English

عشقی ماندگار و آموزشی ادامه‌دار

عشقی ماندگار و آموزشی ادامه‌دار

جلسه پنجم از دوره پنجاه‌وششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی فرشته (سمنان)، با استادی ایجنت همسفر الهه، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر رحیمه، با دستورجلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز دوشنبه ۲۰ مهر ماه ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدمت کردن، همیشه ارزشمند و گامی رو به جلو است؛ اما امروز اگرچه در این جایگاه، واژه‌ها به سختی کنار هم قرار می‌گیرند، باز هم دوست دارم سپاسگزار خداوند باشم بابت فرصت امروز و از آقای مهندس بزرگوار که همواره بانی خیر و فرصت‌ساز برای ما بودند. امروز هم قسمت من بود که در این جایگاه باشم. صبح که چشم گشودم، شعری در ذهنم جاری شد که تمام روز با من بود. استاد فروغی بسطامی می‌فرماید:

مردان خدا پرده ز پندار دریدند

یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند

هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یک جمع نکوشیده به مقصود رسیدند

یک قدم دویدند و به مقصد نرسیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز

زیرا که یکی از دو عالم را طلبیدند

وقتی این پیام را مرور می‌کردم تنها کسی که در اندیشه‌ام مجسم شد، آقای مهندس بودند. واقعاً نمی‌دانم چه بگویم. به همه‌ شما تسلیت می‌گویم. با اندوهی عمیق و قلبی سرشار از تأثر، درگذشت دانشمند و حکیم فرزانه، مهندس حسین دژاکام، بنیان‌گذار جمعیت احیاء انسانی کنگره‌۶۰ را تسلیت عرض می‌کنم. بی‌تردید، فقدان انسان‌هایی که عمر خویش را صرف مسیر آگاهی، بیداری و احیاء انسان‌ها می‌کنند، اندوهی بزرگ و ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است. انسان‌هایی که تنها آموزگار یک مسیر نیستند؛ بلکه با اندیشه، کلام و منش خود، پنجره‌ای تازه به روی انسان‌ها می‌گشایند و ما را به شناخت خویشتن، مسئولیت‌پذیری و درک عمیق‌تر معنای زندگی رهنمون می‌سازند. برای بنده آقای مهندس حسین دژاکام تنها یک نام یا یک جایگاه نبودند؛ اندیشه‌ها و آموزش‌های ایشان یادآور مسیری است که انسان را به سوی شناخت خود، درک حقیقت و نزدیکی بیشتر به خداوند هدایت می‌کند. از این رو، فقدان ایشان نه‌تنها اندوهی عمیق، بلکه یادآور مسئولیتی بزرگ برای ادامه‌ راه آگاهی و انسان‌سازی است. اگرچه نبودن چنین استادی، غمی سنگین بر دل‌های ما می‌نشاند، اما باور داریم که ثمره‌ سال‌ها تلاش و آموزش ایشان، در وجود تک‌تک ما که از این مسیر آموخته‌ایم، زنده و جاری خواهد بود.

این‌جانب این ضایعه‌ی بزرگ را به خانواده‌ محترم ایشان، اعضاء خانواده‌ بزرگ کنگره۶۰، همسفران، مسافران، اسیستانت‌ها، دیده‌بانان و تمامی دوستداران و رهروان آن بزرگوار تسلیت عرض می‌کنم و از درگاه خداوند متعال برای بازماندگان صبر و آرامش و برای همه‌ داغ‌دیدگان شکیبایی مسئلت دارم. یاد و نام دانشمند فرهیخته، مهندس حسین دژاکام، به واسطه‌ی اندیشه‌ها، آموزش‌ها و اثر ماندگارشان در زندگی انسان‌ها، گرامی و جاودان خواهد بود. این متن را به استاد بزرگ‌مان، به عزیز دل همه‌مان تقدیم می‌کنم.

 امروز وقتی عکس‌ها را نگاه می‌کردم، بسیار شکرگزار بودم که ما انسان‌های خوشبختی هستیم. دیده‌بانان و اسیستانت‌ها، ایشان را ماهی یک‌بار از نزدیک می‌دیدند و در کنارش، راهنمایانی که رهایی می‌گرفتند، با ایشان در ارتباط بودند. چندی پیش در تلویزیون، از کودکان درباره‌ی معنای خوشبختی سؤال می‌کردند تا آن‌ها را محک بزنند. من همان لحظه از مسافرم پرسیدم: خوشبختی واقعاً یعنی چه؟ آیا یعنی این‌که با هم خوبیم؟ فرزند داریم؟ امروز می‌توانم بدون هیچ تردیدی بگویم: خوشبختی یعنی این‌که با کوله‌باری از اعتیاد وارد کنگره شدیم، سپس راهنما شدیم، توانستیم از آقای مهندس امضاء بگیریم و هر بار که با اسم کوچک صدایمان می‌کردند یا وقتی از دور نگاه‌مان می‌کردند با تمام وجودمان منقلب می‌شدیم، یاد تمام آن روزها بخیر.

 برای ادای حق مطلب، بخشی از زندگی‌نامه‌ ایشان را بازگو می‌کنم: مهندس حسین دژاکام، دانشمند و حکیم ایرانی و بنیان‌گذار جمعیت احیاء انسانی کنگره۶۰، فارغ‌التحصیل رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت ایران در سال ۱۳۵۶ بودند. ایشان محقق در زمینه‌ تولید چشم‌های الکترونیک، ارائه‌دهنده‌ی صورت‌مسئله اعتیاد، کاشف متد DST، درمان سیگار و چاقی و کاشف محلول شگفت‌انگیز D.SAP بودند. پدر ایشان، ایوب دژاکام، افسر نظامی بودند و در رشته‌های ورزشی همچون کشتی، دومیدانی و دوچرخه‌سواری فعالیت داشتند و خود ایشان نیز کارشناس موسیقی بودند. وقتی به این پیشینه نگاه می‌کردم، حس عجیبی گرفتم؛ این خانواده حقیقتاً درس امید، تلاش و پشتکار را به ما می‌آموزند. این‌که پدر ایشان در سه رشته‌ ورزشی ماهر، افسری نظامی و انسانی زیرک و قدرتمند بودند و چنین فرزندی را برای جامعه تربیت کردند، نشان‌دهنده‌ بزرگی این خاندان است و مطمئنم که روزی می‌رسد که تمام دنیا به این حقیقت پی خواهند برد.

از مقالات علمی ایشان بگویم که بارها در جهان علم درخشیدند؛ مقالاتی نظیر «تأثیر داروی OT بر بیماری MS» که در فیلادلفیا ارائه شد و به عنوان مقاله‌ی برتر شناخته شد، یا مقاله «مهار متاستاز، درمان سرطان سینه» که در اسفند ۱۴۰۳ به تأیید رسید و همچنین دستاوردهای «D.sap» که سال‌ها است با آن آشنا هستیم. انبوه پیام‌های تسلیت از سوی شخصیت‌های برجسته، از رئیس محترم مجلس گرفته تا مدیران فدراسیون‌های مددکاری و دیگران، گویای جایگاه رفیع ایشان است. این حجم از توجه، یادآور این حقیقت است که ما چه نعمتی داشتیم؛ چقدر دسترسی به ایشان آسان بود و ما با یک رهایی به سادگی به دیدارشان می‌رفتیم. چقدر خوشبخت بودیم و هستیم که چنین انسانی را از نزدیک درک کردیم.

برخی از عموم مردم گمان می‌کنند با نبود بنیان کنگره‌۶۰، همه‌چیز متوقف خواهد شد و کنگره از هم می‌پاشد؛ اما آن‌ها نمی‌دانند که ما تربیت‌شدگانِ مکتبِ ایشان هستیم. ما در روزهای سخت، با آموزش‌های ایشان به آرامش رسیدیم؛ از دوران کرونا و واکسن‌ها تا مسائل دیگر، ایشان همواره در لایوهای آموزشی حضور داشتند و چنان با آرامش صحبت می‌کردند که من گاهی فراموش می‌کردم در چه شرایط دشواری قرار داریم. جا دارد از خانم آنی بزرگ بسیار سپاسگزاری کنم. اطلاعیه‌ی شماره پنج، بسیار دردناک بود. وقتی استاد امین فرمودند که مادرشان سه شغل مشغول کار بودند تا پدرشان بتواند مسیر درمان را طی کند، واقعاً به خود نهیب زدم. من که تصور می‌کردم در کنار مسافرم و برای فرزندانم فداکاری می‌کنم، در برابر ایثار ایشان هیچ‌ام. حق دارند که اکنون اندوهگین باشند؛ برای ایشان از خداوند طلب سلامتی و صبر دارم.

در پایان، مهمترین مطلبی که امروز برای من پررنگ بود، عشقی است که آقای مهندس در سی‌دی «عالم غیب» از آن سخن گفتند: «این‌که مردن، خودِ عشق است و دوباره زنده شدن، عشقی دوباره». گویی با این کلمات، حجت را بر ما تمام کردند. از شکرگزاری گفتند، از صبر گفتند و از انسان‌هایی که جان خودشان را در مسیر کنگره فدا کردند. این جملات را باید چندین بار نوشت و بارها گوش داد. ایشان از دیدن جهانی دیگر سخن گفتند که باید در عمق کلامشان تأمل کنیم. امروز تنها می‌توانم بگویم که بزرگ‌ترین هدیه‌ای که آقای مهندس به ما ارزانی داشتند، درس شکرگزاری بود. که ایشان در سی‌دی «عالم غیب» فرمودند: «اگر قرار است داشته‌هایتان افزون شود، باید شکرگزار باشید». امروز به رسم احترام، این عشقی که میان ما جاری است را گرامی می‌دارم.

خوشا به حال ایشان که چنین زیبا سفر کردند ما ماندیم و جای خالی‌شان در تهران و پارک طالقانی. امروز حس می‌کنم، آرامشی عمیق در همه‌ ما ایجاد شده است. این آرامش، چیزی نیست جز بازتابِ روح، نفس و جسمِ ایشان. هر حرکتی که انجام دادند، پیش‌تر در وجود خودشان محقق شده بود؛ وقتی ایشان در لایوها صحبت می‌کردند، قطعاً با تمام وجود آن جملات را زندگی کرده بودند. هرچه بیشتر می‌اندیشم، می‌بینم که جسم و جان ایشان یکی بود؛ همان چیزی که همیشه بر آن تأکید داشتند که درون و برون انسان باید یکی باشد. اگر امروز ما این‌جا نشسته‌ایم و با آرامش گوش می‌دهیم به‌خاطر صبوری و مقاومتِ ایشان است؛ چرا که ایشان با دقت و ظرافتِ تمام، آن‌گونه که شایسته بود، زیستند.

دلم می‌خواهد صادقانه و عاشقانه از آقای مهندس سخن بگویم. در پایان، خواستم به نیت ایشان کتاب را بگشایم؛ پیامی از استاد سردار آمد که برای همه‌ ما است:

«سلام به جمع دوستان محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را به نشانه‌ای از محبت بیکران بدانند. ما همه برای انسان‌هایی چون شما احترام انسانی قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچ‌ وقت از یاد نبرید. ما این‌بار از شما چیزی نمی‌گوییم، فقط توفیق شما را در پایان این راه از الله می‌خواهیم. در این مکان، شما دل‌هایی را به هم پیوند دادید که می‌خواهند بدانند آیا می‌شود به آن درجه از ارتقا رسید که هیچ موضوعی به صورت مشکل مطرح نشود؟ البته به دو طریق می‌شود: با تفکر و بی‌تفکر. کدام‌یک سخت‌تر است؟ حتماً معنی دومی را خوب درک می‌کنید. به تک‌تک انسان‌ها می‌گوییم که در پایانِ یک نقطه، آغازِ خط دیگری وجود دارد و آنچه با خود می‌خواهند همراه داشته باشند، باید فقط با تفکر و اندیشه باشد. بدون هیچ ترس و خوفی می‌توانید به بلندترین سلسله‌جبال‌ها راه یابید».

این پیام برای ما که در کنگره حضور داریم، روشن است که باید با اندیشه و تفکر، بدون هیچ ترس و واهمه‌ای، مسیر را ادامه دهیم. در پایان از نگهبان جلسه همسفر مرضیه‌ سپاسگزارم از شما بسیار ممنونم که بنده را امروز پذیرا بودید. به احترام آقای مهندس، لحظاتی را در سکوت سپری کنیم.

مرزبان کشیک: همسفر تارا، مسافر میلاد
عکاس: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
تایپ: همسفر نسیم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فرشته (سمنان)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...