English Version
This Site Is Available In English

از احیای انسان تا آموزش زندگی

از احیای انسان تا آموزش زندگی

جلسه سوم از دوره‌ی بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی زاگرس به استادی ایجنت همسفر نرگس، نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» در روز دوشنبه ۲۰مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که امروز هم اجازه داد در کنگره حضور داشته باشیم، از یکدیگر آرامش بگیریم و از آموزش‌هایی که اینجا وجود دارد، استفاده کنیم. این آموزش‌ها برای ما بسیار کاربردی و کمک‌کننده هستند تا بتوانیم آرامش را به قلب‌های خودمان برگردانیم. دو روز پیش که به من گفتند باید استاد جلسه باشم، پیش خودم گفتم چقدر سخت! چرا من باید استاد جلسه باشم؟ و فکر می‌کردم سخت‌ترین کار دنیا را می‌خواهم امروز انجام بدهم؛ اما بعداً که کمی فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که خدا یک توفیق و فرصتی به من داده است تا در مورد شخصی صحبت کنم که سرنوشتش با سرنوشت خیلی از ماها گره خورده بود و وقتی اسمش را می‌شنویم، هزار و یک خاطره خوب در ذهن ما به وجود می‌آید. بعد خوشحال شدم که امروز می‌توانم در جایگاه استادی قرار بگیرم.

در ابتدا، من این فقدان و غم بزرگ را به خانواده بزرگ کنگره ۶۰، خانواده آقای مهندس، استاد امین، خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار و خانم شانی و به تمام اعضای کنگره ۶۰، در هر جایی که هستند، تسلیت می‌گویم. اصلاً دلم نمی‌خواهد از این واژه استفاده کنم؛ چون آقای مهندس همیشه در کنار ما هستند و در کتاب ۶۰ درجه هم می‌گویند هر لحظه که ما صدایشان کنیم،  کنار ما هستند، ما را نگاه می‌کنند و ناظر کارهای ما هستند. می‌دانم این غم و فقدان بزرگ در قلب همه ماست؛ اما به فرموده آقای مهندس، غم بزرگ انسان را تا دو درجه به بالا یا به پایین سوق می‌دهد. پس باید تلاش کنیم این غم بزرگ برای ما صعود باشد، نه سقوط.

در مورد دستور جلسه این هفته، «کشف متد DST و دستاوردهای آقای مهندس»، اگر بخواهم در مورد دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنم، بسیار بسیار زیاد هستند. اولین دستاورد ایشان، کشف متد DST بود؛ یعنی از همان زمانی که خواستند اعتیادشان را درمان کنند و به اعتیاد خود نظم بدهند، در ماه رمضان توانستند به‌وسیله نظم دادن به مصرف خودشان، متد DST را کشف کنند. این‌طوری بسیاری از گره‌ها باز شد و بسیاری از دستاوردهای ایشان زیرمجموعه این روش DST قرار گرفت. به‌واسطه کشف DST، خیلی از زندگی‌ها احیا شد. صورت مسئله اعتیاد کشف شد و آقای مهندس علم اعتیاد را به همه ما یاد دادند. افرادی و خانواده‌هایی که زندگی آن‌ها رو به نابودی و فروپاشی بود، به‌وسیله کشف متد DST و درمان اعتیاد توسط آقای مهندس توانستند از آن خسارت جلوگیری کنند و دوباره به زندگی‌های خود برگردند.

در ادامه، وقتی این متد کشف شد، درمان سیگار هم اتفاق افتاد. سرانجام در کنگره، همه ما فهمیدیم که در سیگار هم جایگزینی اتفاق می‌افتد و فهمیدیم شخصی که مصرف‌کننده سیگار باشد، چه مصرف‌کننده مواد مخدر باشد، یک بیمار به حساب می‌آید و باید درمانش به‌صورت اصولی اتفاق بیفتد.

یکی دیگر از دستاوردهای آقای مهندس، D.sap بود. D.sap معجزه‌ای بود که در کنگره اتفاق افتاد. شاید اوایل که D.sap به کنگره آمده بود و ما سفر اول بودیم، در نشریات آن‌قدر D.sap بود که اصلاً کسی به آن نگاه نمی‌کرد. می‌گفتند  فقط برای یبوست استفاده می‌شود؛ ولی رفته‌رفته، وقتی تأثیرات آن را دیدیم و در دستور جلسات در مورد خاصیت آن صحبت کردیم، فهمیدیم که چه داروی شفابخشی است و آقای مهندس آن را در اختیار ما گذاشته‌اند.

یکی دیگر از دستاوردهای آقای مهندس، روش اضافه‌وزن یا همان متد دژاکام بود. این اواخر هم دیدیم که چقدر بر اضافه‌وزن تأکید داشتند و کسانی که اضافه‌وزن داشته باشند، خدمتی به آن‌ها داده نمی‌شود و دستاورد دیگر ایشان، کتاب‌های آموزشی، سی‌دی‌ها و کتاب اخیری بود که به یادگار گذاشتند؛ کتاب «ساختمان جسم» بود. آقای مهندس دوست داشتند تمام بچه‌های کنگره سالم و تندرست باشند و تأکید داشتند که کتاب «ساختمان جسم» را به افرادی که بیرون از کنگره هستند هدیه بدهید تا از یک‌سری روش‌های اشتباه که برای کاهش وزن استفاده می‌شود، جلوگیری شود.

یکی دیگر از دستاوردهای آقای مهندس، دانشگاه قشم بود که هم‌اکنون به فعالیت خود ادامه می‌دهد و دستاورد دیگر ایشان، مقالاتشان بود که در کنگره‌های پزشکی در کشورهای مختلف و حتی در آمریکا به چاپ رسیده است. مقالاتی در مورد ام‌اس، کولیت اولسراتیو، سرطان سینه  و بیماری‌های دیگر ارائه کردند. زمانی که کرونا بود، مقاله‌ای در مورد کرونا ارائه شد که تأیید شد. همچنین در مورد بیان ژن‌ها و بسیاری از بیماری‌های لاعلاج، مقالاتی ارائه کردند که مورد تأیید قرار گرفتند و اکنون هم در سایت قرار دارند و می‌توانید بروید و آن‌ها را مطالعه کنید.

این‌ها دستاوردهایی بودند که آقای مهندس ارائه کردند؛ دستاوردهای مهمی که آقای مهندس برای ما به یادگار گذاشتند. ایشان علم زندگی کردن را به ما یاد دادند. مهم‌ترین چیزی که به واسطهٔ کنگره برای ما اتفاق افتاد، این بود که توانستیم علم زندگی کردن را یاد بگیریم، آرامش را تجربه کنیم و بتوانیم یک‌سری از مشکلاتمان را حل کنیم. همهٔ این‌ها به خاطر دستاوردهای بزرگ آقای مهندس بود.

آقای مهندس همیشه دوست داشتند و می‌خواستند انسان‌ها در هر زمینه‌ای احیا شوند. این مسیر با اعتیاد شروع شد و رفته‌رفته، ایشان دوست داشتند مسائل مختلف حل شوند و ما یاد بگیریم که چگونه مشکلاتمان را حل کنیم؛ چون سلامتی اعضای کنگره برای ایشان بسیار مهم بود.

چیزی که می‌خواهم بگویم این است که همهٔ ما وظیفه‌ای داریم. همهٔ ما هفتهٔ سختی را گذراندیم، اما وظیفهٔ هرکدام از ما از این به بعد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. همهٔ ما موظف هستیم میراث‌دار و وفادار به آقای مهندس باشیم. موظف هستیم از همهٔ این دستاوردها و کشفیاتی که برای ما به یادگار گذاشتند، به‌خوبی حفاظت کنیم. وظیفهٔ ما این است که این دستاوردها را به نسل‌های بعدی و آیندگان انتقال دهیم. کار ما تمام نشده است. نباید اجازه دهیم که در این مدت، احساس غم، ترس، ناامیدی و یک‌سری احساسات دیگر در وجودمان شکل بگیرند و ما را به سمت ناامیدی ببرند، از پا دربیاورند و دوباره به تاریکی برگردانند.

آقای امین دژاکام خیلی زیبا صحبت می‌کردند. ایشان می‌فرمودند: «بدترین چیزی که ممکن است برای انسان اتفاق بیفتد، به‌هم‌ریختن حس اوست.» اگر حس ما به هم بریزد، قطعاً سقوط می‌کنیم و در دل تاریکی فرو می‌رویم. غمگین بودن برای همه طبیعی است و اصلاً اشکالی ندارد. یک انسان عادی باید این غم را تحمل کند و بپذیرد؛ اما در کنار پذیرفتن غم، باید تلاش کنیم حس خودمان را برگردانیم تا بتوانیم از آموزش‌هایی که در کنگره وجود دارد، به‌خوبی استفاده کنیم و آن‌ها را بهتر درک کنیم. بتوانیم در کنار آقای امین، خانم شانی، خانم آنی، خانم آنی کماندار و همهٔ دیده‌بانان، قدم‌های محکم‌تری برداریم.

الان وظیفهٔ من این است که بااراده‌تر قدم بردارم. اگر تا امروز برای آمدن به کنگره تردید داشتیم، باید از این به بعد محکم‌تر قدم برداریم و بگوییم: من به کنگره می‌روم؛ چون راه و هدفم مشخص است. هدف‌های آقای مهندس، هدف ما هم بود و ما باید برای رسیدن به آن هدف‌ها تلاش کنیم. الان وقت آن نیست که جا بزنیم و بگوییم حس ما خراب است؛ بلکه باید تلاش کنیم با استفاده از آموزش‌هایی که گرفته‌ایم، محکم‌تر از قبل حرکت کنیم.

کلام آخر اینکه در هر لحظه به قدرت مطلق ایمان داشته باشیم. اتفاقی که افتاده، مشیت الهی و فرمان خداوند بوده است. در لایوهایی که آقای امین صحبت می‌کردند، بارها از این موضوع سخن می‌گفتند که باید تسلیم فرمان خداوند باشیم. فکر می‌کنم این اتفاق می‌خواهد ما را سریع‌تر به وادی پنجم، پلهٔ هفتم، یعنی توکل، رضا و تسلیم، برساند و به ما آموزش دهد که باید تسلیم امر خداوند باشیم. ما نمی‌توانیم در برابر امر خداوند بایستیم. هرچه فرمان خداوند باشد، همان اتفاق می‌افتد. مطمئن باشید که پیوند عشق و محبت با آقای مهندس، هر لحظه در کنار ماست؛ چه در این بُعد باشیم و چه در بُعدی دیگر. اگر در این بُعد در کنار آقای مهندس بودیم، امیدواریم در بُعد دیگر نیز در کنار ایشان قرار بگیریم.

برای حسن ختام صحبت‌هایم، مطلبی را که بسیار دوست داشتم، از سی‌دی «جبر و اختیار» می‌خوانم و به صحبت‌هایم پایان می‌دهم. استاد، آقای مهندس، می‌فرمایند: «ما همیشه فکر می‌کنیم که باید آن پیش آید که ما می‌گوییم. قضا و قدر باید حتماً از نوع عالی باشد. ما در قضا و قدر نقطه‌هایی به فرمان نهادند که اگر با چشم بینایی دوباره به آن‌ها نظر بیندازیم، خواهیم دید که آن‌ها برای این هستند که رنج حاصل از آن اتفاقات را با بالاترین قیمت‌ها نمی‌توان مقایسه کرد.»

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر حسین
تایپ: راهنمای تازه‌واردین همسفر مهین و همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون ششم)
عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زاگرس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...